باورهای خودمحدودکننده ای که مانع دستیابی به موفقیت و پیشرفت شما در زندگی می شود.

باورهای خودمحدودکننده

راحت ترین راه این است که دیگران را برای نرسیدن به اهدافمان و دستیابی به موفقیت و باورهای خودمحدودکننده سرزنش کنیم.
اما آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که ممکن است شما باشید که موانع دستیابی به موفقیت  را با باورهای خودمحدودکننده برای خودتان ایجاد می کنید؟ یا به خاطر اعتقاداتتان نتایج کارتان را محدود می کنید؟

ما عقاید خود را در مورد همه چیز حفظ می‌کنیم و این کار تاثیر مستقیمی بر دستیابی به موفقیت یا عدم دستیابی به موفقیت و مسیر پیشرفت ما دارد. هنگامی که ما باورهای درستمان را تقویت می‌کنیم، دستاوردهای ما تقریبا بدون تلاش خواهندبود. اما اگر باورهای خودمحدودکننده در ما وجود داشته باشند، احساس می‌کنیم که درحال هل دادن صخره ای بزرگ روی یک سربالایی تند هستیم.

باورهای خودمحدودکننده، راه خود را در زندگی ما پیدا می کنند و خودشان را به شیوه‌های مختلفی نشان می‌دهند. حتی اگر فکرکنیم که باورهای ما همگی درراستای دستیابی به موفقیت و مسیر پیشرفت قراردارند، ممکن است زمانی متوجه چهره زشت یک اعتقاد محدودکننده شویم، که اصلا انتظارش را نداشته باشیم. این اتفاق می تواند به طور کامل باعث توقف ما شده و یا شرایط را از آنچه می توانست باشد، سخت‌تر کند.

باور، به معنای احساس اطمینانی است درمورد معنای چیزی.

دلیل احساس اطمینان ما نسبت به آن، داستانی است که ما بطور ناخودآگاه درباره آن موضوع، در تمام طول زندگی به خود می‌گوییم و بعد به دنبال اثبات حقیقی بودن آن هستیم. ما مدارک زیادی برای اثبات آن پیدا می‌کنیم، چون همان چیزی است که به دنبالش هستیم، و هر چه اثبات بیشتری پیدا کنیم، احساس اطمینان ما نیز بیشتر می شود. واقعیت قانون جذب و توانایی آن در زندگی ما را در ذهن حتما بخوانید.

 به عبارت دیگر، بستگی به باوری که داریم، می‌توانیم پتانسیل بیشتر یا محدودیت بیشتری برای خودمان ایجاد کنیم. 

سوال من از شما این است:
اگر باورهای شما تا این میزان تاثیر قدرتمند بر روی نتایج شما دارند، می‌توانید تصور کنید که چقدر پتانسیل شخصی بیشتری می توانستید ایجاد کنید و به چه دستاوردهایی می توانستید برسید، تنها درصورتی که هر اعتقادی که داشتید، کاملا شما را تقویت و حمایت کرده و پرورش می داد؟
و می‌توانید تصور کنید که اگر آن‌ها به این شکل نباشند، چقدر مانع می توانید در مسیر پیشرفت خودتان بسازید؟
به همین دلیل است که آگاهی از باورهایتان امری ضروری است.
در اینجا به ۹ مورد از رایج‌ترین باورهای محدودکننده خود اشاره می کنیم که لازم است از آنها آگاه باشید، به همراه چند نکته کاربردی برای کمک به رهاشدن از آنها. حتی اگر یکی از این نکات ساده را اجرا کنید، می‌تواند بطور چشم گیری بر نتایج شما تاثیر مثبت داشته باشد.

وقت ندارم

وقت ندارم
وقت ندارم

این فقط یک حرف است! اما وقتی بارها و بارها آن را تکرار کنید خودتان هم آن را باور خواهید کرد و هیچ وقت برای انجام کاری که می خواهید زمان کافی پیدا نخواهید کرد.
این باور اشتباه می تواند برای سال‌ها مانع از قرار گزفتن شنا در مسیر پیشرفت شود.

 به گفته جامعه شناس، ناتان پالمر: “زمان یک ساختار اجتماعی است”. 

در واقع زمان وجود خارجی ندارد و فقط مفهومی است که ما آن را به عنوان یک جامعه پذیرفته ایم و طبق قوانین آن زندگی می‌کنیم. این می تواند توضیحی برای این مسئله باشد که چرا با این که همگی در طول شبانه روز ۲۴ ساعت زمان داریم، بعضی ها نسبت به بقیه دستاوردهای بیشتری کسب می کنند.

زمانی که شروع به در نظر گرفتن زمان به عنوان یک ساختار اجتماعی کنید، باوری را قدرت می بخشید که در راستای اهدافتان عمل می‌کند، نه بر خلاف آن. روشی آسان و کاربردی برای این کار وجود دارد: از یک صفحه گسترده برای زیر نظر گرفتن زمانتان استفاده کنید و درباره نتایج با خودتان صادق باشید.

با بررسی نحوه استفاده از زمان خود، متوجه الگوهای رفتاری خواهید شد که مانع مسیر پیشرفت شما هستند. چیزهایی مثل اولویت قرار دادن کارهای تکراری ساده یا درخواست‌ها و کارهای دیگران.
با ایجاد چند تغییر مثبت در رفتار خود متوجه خواهید شد که همیشه زمان کافی دارید، انتخاب شماست که چطور از آن استفاده کنید. با اینکار می توانید باورهای جدیدی را در خودتان پرورش دهید.

نمی‌توانم

این یکی از بزرگترین باورهای خودمحدودکننده است که می‌توان تصور کرد. چرا که وقتی می‌گویید نمی‌توانید کاری را انجام دهید، در واقع به خودتان هیچ فرصتی برای انجام آن نمی دهید. مثل این است که خودتان دست خودتان را بسته باشید و مسیر پیشرفت را بن بست کرده اید.

هرچه بیشتر این حرف را تکرار کنید، بیشتر آن را باور خواهید کرد. ضمیر ناخودآگاه شما همیشه در حال گوش دادن و جواب دادن به چیزی است که می گویید. در بعضی افراد این پاسخ حتی به شکل محدودیت های فیزیکی خود را نشان می‌دهد.
حتی اگر از این جمله برای رد کردن درخواست کسی استفاده می کنید، راه دیگری برای بیان آن پیدا کنید، مثلاً “در حال حاضر نمی توانم این کار را برایت انجام دهم”.
هیچ چیزی با عنوان “نمی توانم” وجود ندارد، چون ما همیشه می توانیم انتخاب کنیم. شما می توانید هر کاری را که در ذهنتان می خواهید، انجام دهید. و حتی اگر هنوز مهارت های لازم آن را ندارید، می‌توانید آن‌ها را یاد بگیرید. اگر واقعاً فکر می کنید که الان نمی توانید کاری را انجام دهید، از کلمه “هنوز” استفاده کنید.
هر زمان از فعل نمی توانم استفاده کردید، سریع به خودتان یادآور شوید که همیشه انتخابی دارید؛ انتخاب اینکه کاری را انجام دهید یا انجام ندهید.باورهای خودمحدودکننده تنها تکرار کلماتی هستند که ما به خورد ضمیر ناخودآگاه خودمان می دهیم.

تکرار کلمه نمی توانم میتواند ما را در بن بست زندگی قرار دهد ما به شما مقاله ۱۳ یادآوری موثر و کاربردی برای زمانی که احساس می کنیم به بن بست در زندگی رسیده ایم.را پیشنهاد میکنیم.

نمی‌توانم چون … نیستم

احساس عدم توانایی
احساس عدم توانایی

اضافه کردن دلیلی برای “نمی‌توانم” قدرت آن را بیشتر می کند، مخصوصاً اگر این دلیل با “نیستم” همراه باشد.
وقتی از جملاتی مثل “من … هستم” یا “من … نیستم” استفاده می‌کنید، درباره شخصیت خودتان و چیزی که باور دارید هستید حرف می‌زنید.
این باور، که باور هویتی نام دارد، می‌تواند یکی از باورهای خودمحدودکننده باشد که با آن مواجه می‌شویم. برای مثال:
سالها پیش مرتب می گفتم “خلاق نیستم” این باوری بود که از بچگی در خودم ایجاد کرده بودم. به همین خاطر هیچ وقت کارهایی که به خلاقیت ربط داشتند را انجام نمی‌دادم. از جمله “من خلاق نیستم” به عنوان بهانه‌ای در مقابل دیگران استفاده می‌کردم.
با این وضع مشکلی نداشتم تا وقتی که یک کارآفرین شدم. آن زمان بود که فهمیدم این باور چقدر می تواند من را محدود کند، چون کارآفرینی به طور کامل درباره خلاق بودن است!

باورهای هویتی، تفکر ما درباره این است که چه کسی هستیم یا چه کسی نیستیم.
مثلاً “نمی توانم منظم باشم، چون برنامه ریز خوبی نیستم”، “نمی‌توانم کار بازاریابی انجام دهم، چون آدم مردمی نیستم”.
می توانید تصور کنید چقدر این باورها شما را عقب می اندازد؟
اما با استفاده از روش‌های دیگری برای توصیف خودتان می توانید به تدریج تغییر ایجاد کنید. برای مثال “با برنامه ریزی در هر روز، دارم یاد می‌گیرم که نظم داشته باشم” یا “با آشنا شدن با افراد بیشتر، دارم یاد می‌گیرم که ارتباط سازی کنم”. بعد دست به اقداماتی بزنید که در راستای این باورهای جدید هستند.

 به اندازه کافی خوب نیستم

 این اساسی ترین باور محدودکننده است و تقریباً همه ما در جایی از زندگی با آن مواجه شده ایم. 

ما همیشه به اندازه کافی خوبیم و به همین دلیل است که الان اینجا هستیم. ما برای هر فرد، شرایط و فرصتی که ظاهر می شود به اندازه کافی خوب هستیم. اما در جایی از زندگی خود، وقتی احساس کردیم امنیت و اطمینان ما در معرض تهدید قرار گرفته، انتخاب می‌کنیم که این حقیقت را باور نکنیم.

به خاطر این تجربه و چیزی که انتخاب کرده ایم باور کنیم، الگوهای رفتاری را پیاده می کنیم که از ما محافظت می کنند. زمانی که می‌خواهیم کاری انجام دهیم که ظرفیت‌های ما را افزایش می‌دهد، صدایی در درون ما هشدار می دهد و می گوید که نمی‌توانیم یا نباید این کار را انجام دهیم. این یعنی اغلب ما خودمان سد راه خودمان می شویم و فرصت‌ها، روابط و شرایطی که به ما در رسیدن به اهدافمان و مسیر پیشرفت کمک می کنند را از دست می دهیم.

می توانید با مذاکره با صدای درونتان این باور را تغییر دهید. شاید ساده و احمقانه به نظر برسد، اما کارساز است!

یادتان باشد آنچه در مقابلش مقاومت نشان دهیم، پافشاری بیشتری می‌کند و هر چه بیشتر این صدا را نادیده بگیریم بیشتر سماجت می‌کند. با تشکر کردن از صدای درونتان شروع کنید و اجازه دهید که بداند اوضاع روبراه است و به هر حال این کار را انجام خواهید داد. همانطور که مدام چیزهای مختلف را امتحان می کنید، خودتان را بیشتر باور کرده و می‌بینید که همیشه به اندازه کافی خوب هستید.

 قضاوت خواهم شد

ترس از قضاوت
ترس از قضاوت

اغلب ممکن است به خاطر ترس از قضاوت دیگران و اینکه کمبودی را در ما ببینند، خودمان را از انجام کاری منصرف کنیم. یادتان باشد که معمولاً تمرکز ما روی ترس هایمان است و هرچه این تمرکز بیشتر باشد، قضاوت های بیشتری از طرف دیگران احساس می‌کنیم.

شما نمی‌توانید احساس یا فکر دیگران را کنترل کنید و حقیقت این است که در اکثر مواقع آنها درباره شما هیچ فکری نمی کنند. آنها هم درست مانند شما، درگیر فکر و احساس خودشان هستند. اگر احساس میکنید مورد قضاوت قرار گرفته‌اید، احتمالا تنها بازتابی از افکار و قضاوت هایی است که خودتان درباره خودتان دارید.

زمانی که ترس از قضاوت شدن به سراغتان می آید، از خودتان بپرسید: “الان چه چیز را در خودم مورد قضاوت قرار داده ام؟” به خودتان یادآور شوید که مهم نیست نتیجه کار چه باشد، همین که دست به انجام آن زده‌اید، به این معنا است که همیشه بیشتر از اندازه کافی خوب هستید و این مسئله شایسته توجه است.

 به اندازه آنها خوب نیستم

این یکی از باورهای خودمحدودکننده است که بر اساس قیاس شکل می‌گیرد. وقتی خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم، باعث توقف ما در مسیرمی‌شود. این باور خودمحدودکننده با پیشرفت فضای مجازی، بسیار بیشتر خودش را نشان داده و باعث شده است انرژی ارزشمندمان را صرف این احساس کنیم که آنچه را لازم است نداریم.

اگر دست به قیاس زدید یا احساس حسادت، کمبود اعتماد به نفس، رنجش و خودآگاهی داشتید، مطمئن باشید که این باور به طور ناخودآگاه پدید آمده است.
به یاد داشته باشید که ما همه متفاوت هستیم؛ به عبارت دیگر هر کدام شخصیتی منحصر به فرد، نقاط قوت و استعدادهای ذاتی متفاوتی داریم. همچنین به این معنی است که همه ما ویژگی هایی داریم که نیاز به رشد دارند. هیچ کس نمی تواند در همه چیز عالی باشد و به همین علت است که از هر کسی به شیوه مختلفی تعریف و تجلیل می‌شود.

هیچ بیشتر یا کمتری وجود ندارد، فقط تفاوت ها مطرح هستند. اینکه آنها به شیوه ای دیگر کاری را انجام می‌دهند، به این معنی نیست که شما به اندازه آنها خوب نیستید؛ بلکه نشان می‌دهد شما منحصر به فرد هستید، و این چیز خوبی است!

شکست خورده ام

اگر مرتب به خودتان بگویید که شکست خورده اید، به تدریج نمی‌توانید دست به هیچ کاری بزنید. باور اینکه در چیزی شکست خورده‌اید به شدت نیروی شما را تضعیف می کند؛ چرا که ارتباط بسیار نزدیکی با این باور دارد که شما فردی “شکست خورده” هستید و بنابراین از انجام کارهایی که ممکن است به شما چنین حسی بدهد اجتناب خواهید کرد. کلمه شکست خورده ام یکی از باورهای خودمحدودکننده ای است که بسیار می تواند مهلک باشد.

هرچه بیشتر یک فکر را تکرار کنید، بیشتر باور می‌کنید که حقیقت دارد و باورهای خودمحدودکننده را در خود پرورش می دهید. به همین دلیل لازم است که این عبارت را به طور کلی از دایره لغات خود پاک کنید. این که یک چیز آن طور که میخواستی پیش نرفته است به معنی شکست شما نیست

برنامه عصب شناسی زبان ماهیتی است که فرد را برای رسیدن به حد عالی رشد می دهد یکی از فرضیه های آن بیان می کند هیچ شکستی وجود ندارد، فقط بازخورد وجوددارد”. بازخورد، اطلاعاتی است که شما کسب می‌کنید و به شما در ایجاد تغییرات برای دفعه بعد کمک خواهد کرد. در واقع به این معنی است که در تجربه کردن، یادگیری و رشد وجود دارد.

به جای اینکه به خودتان بگویید شکست خورده اید، به تجربه ای که کسب کرده اید به چشم یک درس نگاه کنید و به دنبال یادگیری باشید تا ببینید چطور می توانید در آینده از آن برای پیشرفت استفاده کنید.

 بی عرضه ام

احساس بی عرضه بودن
احساس بی عرضه بودن

اگر این جمله را به خودتان می‌گویید، لطفاً بس کنید!
ممکن است این جمله را وقتی مرتکب اشتباهی شده باشید به کار ببرید. اما:
اگر حتی به شوخی حرفی بزنید، ناخودآگاه شما در حال گوش دادن است و بر اساس آنچه گفته اید به شما پاسخ داده و شما را به آن شکل خواهد شناخت.

اگر فکر کنید اشتباه کردن شما را به یک فرد بی عرضه تبدیل می‌کند، از انجام چیزهایی که احتمال اشتباه و شکست دارند اجتناب خواهیدکرد. این می تواند شما را کاملا در منطقه امن نگه دارد، حتی زمانی که به شدت نیاز دارید از آن بیرون بروید. باورهای خودمحدودکننده را پذیرفته اید و با آنها زندگی می کنید.

اشتباه کردن بخشی از فرآیند موفقیت است. اکثر ما حداقل سه بار یک کار را انجام می‌دهیم تا آن را یاد بگیریم. اما با هر اشتباه به نتیجه دلخواه نزدیک‌تر می‌شویم.
این باور غلط را کاملا از از زندگی خود پاک کنید و به خودتان یادآور شوید که زمان اشتباه کردن، در حال نزدیک شدن به اهدافتان هستید.

هیچ وقت نمی توانم این کار را انجام دهم

این یک باور مربوط به ظرفیت توانمندی شخصی است که به شکلی اشتباه تعمیم یافته. کلماتی مثل “همیشه”؛ “هرچیزی”، “هرگز” کلمات تعمیمی هستند که وقتی آنها را به کار ببریم، حتی هر نوع استثناء ممکن را حذف کرده و باورهای خودمحدودکننده را اولویت قرار داده ایم.

اگر به خودتان می گویید که هرگز نمی توانید کاری انجام دهید، همه‌جوره از انجام آن در آینده خودداری خواهید کرد؛ چون یادآوری های بی‌شماری از عدم توانایی تان در انجام آن داشته ایدو باورهای خودمحدودکننده را در خود تقویت کرده اید.

این باور را به “هنوز در انجام آن موفق نشده ام” تغییر دهید و بعد قدم قدم برنامه ریزی کنید تا به خودتان ثابت کنید می‌توانید از پس آن بر بیایید. در این زمان است که فرصت‌های بیشتری را برای گسترش ظرفیت توانایی‌هاو پیدا کردن پتانسیل واقعی خود به دست خواهید آورد.

سخن آخر

تشخیص و شناخت باورهای خودمحدودکننده، اولین قدم برای به دست آوردن قدرت خود است.
سرزنش می‌تواند سال‌ها مانع پیشرفت شده و به مرور زمان عزت نفس شما را از بین برده و باعث پسرفت شود.
موفقیت پایدار از درون شکل می‌گیرد، با انتخاب تغییر سیستم باورهای غلط خود.
لازم است  به شیوه ای باورهای خودمحدودکننده، را از بین ببرید، چراکه راه رسیدن به قدرت و موفقیت حقیقی است، جایی که پتانسیل واقعی شما ظاهر شده و به مرور متوجه نامحدودشدن زندگی خود خواهیدشد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید