چرا انگیزه دورنی بسیار قدرتمند تر از انگیزه بیرونی است و راههای دستیابی به آن چیست؟

انگیزه درونی
انگیزه درونی

به نظر ایده ای زیبا و بسیار ساده است. به دست آوردن انگیزه دورنی که بسیار مهمتر از انگیز بیرونی است را در این مقاله بیان می کنیم.

“کاری که دوست دارید را انجام دهید و هرگز مجبور نخواهید بود حتی یک روز در زندگی، کار کنید” – کنفسیوس، فیلسوف چینی

البته همه ما می‌دانیم که واقعیت کمی متفاوت است – همه نمی‌توانند شور و اشتیاق خود را پیدا کنند، آن را دنبال کرده و تا آخر به خوشی و خوشبختی زندگی کنند.

گاهی، زندگی مانع راه می‌شود.

اما با این حال، آیا امکان دارد که شما مسیر خودتان را پیدا کنید؟ و اگر ممکن است، راه آن چیست؟

قبل از اینکه به دنبال جواب باشیم، بیایید یک قدم به عقب برگردیم و “از ابتدا، شروع کنیم”.

انگیزه یکی از دلایل اصلی انجام کارهاست – انجام یک فعالیت، سرکار رفتن (و گاهی کار بیش از حد)، هدف گذاری، به کار گرفتن نیروی اراده.

به طور کلی دو نوع انگیزه وجود دارد: درونی/ذاتی و بیرونی.

 انگیزه دورنی، زمانی است که کاری را انجام می‌دهید چون از درون شما را راضی می کند، و یا لذت بخش است  بدون انتظار پاداش و یا قدردانی ازسوی دیگران.

انگیزه بیرونی، دقیقا در مقابل انگیزه دورنی قرار می گیرد؛ مانند وعده پول بیشتر، ترفیع مقام، یا هر مزیت مادی دیگری.

البته همه ما از اهمیت مبحث پول اطلاع داریم. پول مطمئنا یک انگیزه بیرونی است، اما آیا ممکن است گاهی باعث شود ما از کاری که انجام می‌دهیم بیشتر لذت ببریم؟

یک متاآنالیز که ۱۲۰ سال تحقیق را مورد بررسی قرار داده، رابطه ضعیفی بین رضایت شغلی و پول پیدا کرده است. و مهم تر از آن – شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد پول بیشتر می‌تواند در واقع تاثیری منفی بر اانگیزه دورنی فرد داشته باشد.

انگیزه، صرف نظر از نوع آن، هنوز هم عاملی ضروری است برای به حرکت درآوردن، پیشرفت کردن، برتری یافتن، و تزریق انرژی بیشتر، زمانی که ذره ای انرژی هم برای ادامه راه، برایمان باقی نمانده است.

بنابراین، در اینجا بررسی میکنیم که برخی از بهترین روش‌ها برای هل دادن خودمان به جلو و پرانرژی نگه داشتن خودمان در طول مسیر چیست؛ برای زمانی که فقط ترجیح می‌دهید، در شیرینی مطبوع بیکاری به سر ببرید و آرزو می کنید که کاش مجبور نبودید هیچ کار دیگری انجام دهید.

چرا انگیزه دورنی مهم تر از انگیزه بیرونی است؟

اهمیت انگیزه درونی
اهمیت انگیزه درونی

“انگیزه داشتن به معنی حرکت کردن برای انجام کاری است”.

همه ما به انگیزه نیاز داریم.

اما  تحقیقات فراوانی نشان می‌دهند که وقتی به دنبال یک راهکار ماندگار برای “انجام کاری” هستیم، انگیزه دورنی بسیار قدرتمندتر از بیرونی عمل می کنند.

چرا؟ ساده است.

تفاوت زیادی وجود دارد، بین انجام یک کار چون “خودم می‌خواهم”، و درمقابل انجام چیزی چون “باید انجام بدهم”. بهترین مثال برای این موضوع شغل شماست.

اگر هر روز به سختی به سرکار بروید و از روزی که پیش رو دارید وحشت داشته باشید، چقدر از شغل خود لذت خواهیدبرد؟ بهره‌وری، نتایج و کیفیت کارتان چطور خواهد بود؟

قطعا کارمند نمونه ماه نخواهید بود!

مشکل  انگیزه خارجی این است که بادوام نیست و در معرض چیزی قرار دارد که روان شناسان به آن “انطباق لذت گرایانه” می گویند. این پدیده بیان می کند که لذت ها و پاداش‌های خارجی، منبع پایداری برای شادی و رضایت ما نیستند.

وقتی در طول هفته ۱۰۰ ساعت کار می‌کنید تا ترفیع بگیرید، و در نهایت موفق می شوید، خوشحالی شما چه مدت طول می‌کشد؟

تحقیقات می‌گویند که این احساس سرخوشی و لذت به سرعت از بین رفته و باعث می‌شود که شما باز هم بیشتر بخواهید. بنابراین، شما روی “تردمیل خوشبختی” گیر افتاده اید. شما به تدریج تنها با چیزهای بزرگ‌تر و بهتر انگیزه می گیرید، و وقتی بالاخره آن‌ها را به دست آوردید، می فهمید که رضایت و لذتی که انتظار داشتید را برایتان ندارند.

یا به گفته روزنامه‌نگار و نویسنده، الیور برکمن:

“اینکه بگویید “هرروز بنویس” کارساز نخواهد بود، مگر اینکه واقعا بخواهید بنویسید. و هیچ رژیم ورزشی طول نخواهد کشید، مگر اینکه حداقل مقدار کمی از انجام آن لذت ببرید.”

مزایای انگیزه دورنی:

اگر هنوز قانع نشده اید که انجام کاری، فقط برای دستیابی به تجلیل و اعتبار، همیشه شما را راضی نگه نمی دارد و البته باعث نمی شود آن را دوست داشته باشید، دلایل دیگری برایتان داریم:

مطالعات نشان داده اند که انگیزه دورنی، نسبت به انگیزه بیرونی، پیش‌بینی‌ مطمئن تری از عملکرد شغلی در بلندمدت به دست می دهد. یکی از دلایل این است که وقتی از درون برای انجام کاری اشتیاق داشته باشیم، از آن لذت می‌بریم و می‌خواهیم که آن را انجام دهیم. بنابراین، به تلاش ادامه می دهیم، چون احساس اشتیاق، خوشحالی و رضایت از خود داریم.

دلیل دیگر این است که انگیزه دورنی، با داشتن اهداف و دلایلی برتر، یا انجام کارها به خاطر چیزی بالاتر از خودمان یا منافعمان، در ارتباط است. مطالعه ای انجام‌شده توسط روانشناس، آدام گرانت در این مورد صدق می‌کند.

با آگاه کردن سرمایه گذاران از این موضوع که چگونه پول اهدا شده توسط فارغ التحصیلان، می‌تواند به دانشجویانی که مشکلات مالی دارند کمک کند، بهره‌وری آن‌ها تا ۴۰۰ درصد درهفته افزایش یافت! همچنین با افزایش ۱۴۲درصدی تماس های تلفنی و ۱۷۱درصدی درآمد، همراه بوده است.

همچنین انگیزه دورنی، در دانشگاه نیز بسیار مفید عمل می کند. تحقیقات تایید می‌کنند که استفاده از انگیزه های بیرونی، مثل تحسین شدن، باعث تضعیف انگیزه دورنی دانشجویان شده و در طولانی‌مدت، منجر به “پایین آمدن سرعت کسب مهارت‌ و مشکلات بیشتر در فرآیند یادگیری او” می‌شود. در مقابل، زمانی که افراد انگیزه دورنی پیدا می کنند، بیشتر درگیر آن کار شده، از آن لذت بیشتری می‌برند، و خودشان به دنبال چالش‌ بیشتر خواهند بود.

بنابراین، به نظر می‌رسد که نتیجه تمام تحقیقات به یک چیز ختم می شود: انگیزه دورنی یک ضرورت است، البته اگر می‌خواهید خودتان را از احساس پرکاری و زحمت طاقت فرسایی نجات دهید، که زمان فکر کردن به چیزهایی که باید انجام دهید یا بهتر است انجام دهید به سراغتان می آید. چیزی که همه ما گاهی اوقات احساس می‌کنیم.

۶ روش برای تقویت انگیزه درونی

اما چطور می توانیم به انگیزه دورنی دست یابیم؟

خوشبختانه، کارهای زیادی وجود دارد که برای انگیزه بیشتر می‌توانید انجام دهید. در اینجا به بهترین آنها اشاره می کنیم

خودکارآمدی

نظریه خودکارآمدی، در سال ۱۹۸۲، توسط روان‌شناس آمریکایی-کانادایی آلبرت بندورا بیان شد. سودمندی و کارآمدی ما، باور خودمان به این است که آیا می‌توانیم به اهدافی که برای خود تعیین کرده‌ایم برسیم. به عبارت دیگر، اینکه ما فکر می‌کنیم، آیا آنچه را که لازمه موفقیت در کارمان است، داریم یا نه.

آلبرت بندورا
آلبرت بندورا

قطعا ارتباطی بین خودکارآمدی با عزت نفس بالاتر، عملکرد بهتر، و انگیزه بیشتر، وجود دارد. افرادی که خودکارآمدی بالایی دارند، تمایل بالاتری به تلاش بیشتر در کارشان نشان می دهند، تا بتوانند به اهداف چالش برانگیزتری برسند، و انگیزه بیشتری برای بهبود مهارت‌های خود پیدا کنند.

بنابراین، این باور که ما توانایی انجام کاری را، برای خواست خودمان داریم، به ما انگیزه می‌دهد که سخت‌تر تلاش کنیم تا به خودمان ثابت کنیم که از پس آن برمی آییم. و درنهایت هم با تلاش بیشتر به خواسته مان می رسیم.

برای اعمالتان، اهداف بزرگ تری درنظربگیرید

ما نیاز داریم دلیل بزرگ زندگیمان را پیدا کنیم، تا بتوانیم در مورد اینکه، علت کاری که الان انجام می دهیم یا باید انجام دهیم، و اینکه انگیزه اصلی زندگیمان چیست، با خودمان صادق باشیم.

و مهم نیست که یک کار چقدر ساده باشد، همیشه ممکن است به چیزی بزرگ‌تر و بهتر مربوط باشد. روانشناسان این را “بازسازی روایتی” می نامند.

داستان معروف جان اف کندی را درباره بازدید از ناسا در سال ۱۹۶۱ به یاد می آورید؟ او در آنجا یک نظافتچی را می بیند و از او می پرسد که چه کاری در ناسا انجام می دهد، و این جواب را می شنود:

” کمک می کنم یک انسان را روی ماه بگذاریم!”

الهام‌بخش است، نه؟

دوباره بررسی کنید که اعمال شما چگونه می‌تواند به دیگران کمک کند و اثری در جهان باقی بگذارد. این می‌تواند یک انگیزه قدرتمند و معنابخش برای شما باشد.

کار داوطلبانه انجام دهید

انجام کار داوطلبانه – کمک به دیگران و انجام کارهایی است که برای شما سود یا منفعت شخصی ندارند، راه خوبی برای تسویه حساب با جهان است. همچنین می‌تواند از راه های مختلفی انگیزه دورنی شما را تقویت کند؛ مانند: احساس مهم بودن در حمایت از قشر ضعیف تر، یادگیری مهارت‌های جدید، پیداکردن احساس خوب نسبت به خودتان، و یا نشان دادن برخی از ارزش‌های درونی تان مثل مهربانی و بشردوستی.

زمانی که هر گونه انتظار بیرونی را از بین می برید، و فقط برای لذت خالص و بهبودی زندگی دیگران کاری انجام می‌دهید، کاملا از درون انگیزه پیدا کرده اید.

و چه کسی می‌داند – شاید این احساسات خوب و انگیزه دورنی در بخش های دیگر زندگی شما نیز خود را نشان داده و به شما کمک کند تا متوجه ارزش ارائه بهترین نسخه از خودتان بدون توقع شهرت و افتخار شوید.

صبرنکنید تا “حس انجام کاری” را پیداکنید

مقاله ای از هاروارد بیان می کند که وقتی ما چیزهایی مثل “نمی‌توانم خودم را مجبور کنم باشگاه برم” یا “نمی‌توانم زود بیدار شوم”را می گوییم، منظورمان در واقع این است که حس انجام آن کار را نداریم. آن را نداریم. هیچ چیزی وجود ندارد که از لحاظ فیزیکی مانع ما از انجام این کارها شود، به جز تنبلی خودمان.

اما مسئله این است که: لازم نیست حس انجام کاری را داشته باشید تا انجامش دهید.

گاهی اوقات این اتفاق می افتد که شما در ابتدا نمی‌خواهید چیزی را انجام دهید؛ اما وقتی آن را شروع می‌کنید، ادامه آن برایتان کار سختی نخواهد بود.

برای مثال، شما بعد از یک روز کاری طولانی حس رفتن به باشگاه را ندارید. به جای اینکه ساعت ها در ذهنتان کلنجار بروید که این کار را انجام دهید یا نه، راه بیفتید و بروید! به خودتان بگویید که بعدا به این موضوع فکر خواهیدکرد. وقتی به باشگاه برسید و افراد را در شرایط مشابه خودتان ببینید، کمتر خسته و بی انگیزه خواهید بود.

یک راه دیگر برای غلبه بر به تعویق انداختن کارها، ایجاد یک برنامه روتین روزانه و پیروی کردن از آن است. وقتی به این روال عادت کنید، دیگر ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شدن برای رفتن به سرکار خیلی بد نخواهد بود.

خودمختاری

نظریه خودمختاری، در اواسط دهه ۸۰ میلادی، توسط دو استاد روانشناسی از دانشگاه روچستر، ریچارد رایان و ادوارد دسی بیان شد. این نظریه، یکی از محبوب ترین نظریه ها درباره انگیزه است و تمرکز آن بر انگیزه های مختلف پشت رفتارهای ماست.

ریچارد رایان
ریچارد رایان

براساس این نظریه، سه نیاز اصلی وجود دارد که در رشد ما تاثیرگذار هستند. همچنین پروفسور رایان و دسی معتقد بودند که این ها راه‌های اصلی تقویت انگیزه دورنی ما هستند:

نیاز به شایستگی، ارتباط، خودمختاری

اگر شغل ما به ما امکان یادگیری و رشد بدهد، و اگر ما استقلال کافی برای انجام خلاقانه کارها به روش خودمان داشته باشیم، در اینصورت انگیزه بیشتری داریم تا بهترین عملکردمان را نشان دهیم. علاوه بر این، ازآنجایی که انسان‌ها اجتماعی هستند، ما نیاز داریم که با دیگران ارتباط داشته و از آنها حس احترام بگیریم.

همه اینها، به طور جداگانه و بهتر از آن در ترکیب با هم، می‌توانند به محرک هایی قدرتمند تبدیل شوند تا ما را حتی در بی انگیزه ترین حالتمان، سرپا نگه دارند.

دلیلی محکم تر برای خودتان پیدا کنید

تحقیقی جالب در سال ۲۰۱۶ انجام شد، درباره اینکه “چطور کارمندانی که عملکرد بالایی دارند، زمانی که شرکت نمی‌تواند یا نمی خواهد به هیچ روشی به آن‌ها انگیزه دهد – چه انگیزه دورنی و چه بیرونی – همچنان باانگیزه به کارشان ادامه می دهند؟

این مطالعه روی کارگران یک کارخانه مکزیکی انجام شد، که هر روز دقیقا همان کارهای همیشگی را انجام می‌دادند، با احتمال صفر برای یادگیری مهارت‌های جدید، توسعه در حرفه شان، یا ترفیع. همه افراد بدون درنظر گرفتن کاری که انجام می دادند، میزان حقوق برابری داشتند. بنابر این هیچ انگیزه بیرونی برای این کار وجود نداشت.

درنتیجه این مطالعه، نوع سومی از انگیزه کشف شد که دانشمندان به آن “انگیزه خانوادگی” می گویند. کارگرانی که اظهاراتی مثل “حمایت از خانواده ام برایم اهمیت دارد” یا “برای من مهم است که هرکاری میتوانم برای خانواده ام انجام دهم” داشتند، اگرچه هیچ انگیزه بیرونی یا درونی دیگری در کارشان نداشتند، اما با انرژی و عملکرد بهتری کار میکردند.

نکته مهم درباره این نوع انگیزه این است که، مستقل از شرکت یا موقعیتی که فرد در آن کار می‌کند. این انگیزه دلیلی عمیق تر دارد – اگر نمی‌خواهید برای منفعت خودتان کاری انجام دهید، آن را برای افرادی که برایتان اهمیت دارند، انجام دهید.

این یک انگیزه قوی است که می تواند برای بسیاری افراد صدق کند.

نظرات نهایی

فردریک هرزبرگ، روانشناس آمریکایی که معروف ترین نظریه مربوط به انگیزه را تا به امروز مطرح کرده است، در مقاله ای در سال ۱۹۶۸ چنین بیان کرد:

” اگر به سگم لگد بزنم، حرکت می‌کند و اگر دوباره بخواهم که حرکت کند، باید چه کار کنم؟ باید دوباره به او لگد بزنم. به شکلی مشابه، می‌توانم باتری یک فرد را شارژ کنم، و دوباره آن را شارژ کنم و دوباره شارژ کنم. اما تنها زمانی که فرد خودش ژنراتور داشته باشد می‌توانیم بگوییم انگیزه دارد. این فرد نیازی به انگیزه و محرک بیرونی ندارد. او خودش می خواهد اینکار را انجام دهد.”

هرزبرگ همچنین توضیح می دهد که فاکتورهای بهداشتی (حقوق، امنیت شغلی، مزایا، مدت تعطیلات، شرایط کاری) رضایت و انگیزه ای ایجاد نمی کنند. آنچه اینکار را می کند “محرکه ها” هستند – کار چالشی، فرصت‌های رشد، دستاوردها، مسئولیت بیشتر، اعتبار، و خود کار.

هرزبرگ مدت ها پیش متوجه شد که … انگیزه دورنی، در یافتن شادی و رضایت بلند مدت در هر کاری که انجام می‌دهیم، و بهبود رفاه کلی ما، به شدت تاثیرگذار است.

دفعه بعد که احساس کردید برای انجام کاری به یک تلنگر احتیاج دارید، به یاد داشته باشید که “فقط انجامش بده و تحمل کن” روشی بسیار دور برای دستیابی موفقیت آمیز به چیزی است که باید انجام دهید. درعوض، سعی کنید آن را به یک هدفی بزرگ‌تر از خودتان و ترجیحا با منفعت غیرمادی، ربط دهید.

۹ روش تغییر نگرش برای رسیدن به زندگی ایده آل قطعا به شما برای ایجاد انگیزه کمک خواهد کرد.

نگویید که امتحان کرده‌اید، اما غیرممکن است که انگیزه ای برای شما پیدا شود.

نظافتچی ناسا را که یادتان هست؟

چراکه وقتی ژنراتور داخلی خود را پیدا کنید، به معنای واقعی غیرقابل توقف خواهید شد.

2 دیدگاه‌ها

  1. سلام. مطلب خیلی عالی بود.
    دقیقا همینطور که در این مقاله اشاره شد باید روی انگیزه درونی خودمات بیشتر کار کنیم.
    و اینکه چرایی کار خودمان را بدانیم بسیار ارزشمند است.
    در کل عالی بود. ممنونم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید