عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز و تفاوت بین قسمت های آن

عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز

مغز انسان یک ارگان پیچیده است که در حدود ۱۰۰ میلیارد نورون و ۱۰۰ تریلیون اتصال دارد. مغز مرکزی است که افکار، احساسات و اعمال آدمی را کنترل می‌کند. مغز به دو نیمه یا نیمکره تقسیم می‌شود. در هر نیمکره، مناطق ویژه عملکردهای خاصی را کنترل می‌کنند.

دو طرف مغز انسان بسیار شبیه به هم هستند، اما تفاوت زیادی در نحوه پردازش اطلاعات وجود دارد. با وجود تضاد بین عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز، هر دو نیمکره مستقل از یکدیگر کار نمی‌کنند.

قسمت‌های مختلفی از مغز توسط الیاف عصبی به یکدیگر متصل شده‌اند. اگر یک آسیب مغزی، ارتباط بین طرفین را قطع کند، شما هنوز هم می‌توانید کارهای روزانه خود را انجام دهید. اما عدم ادغام باعث ایجاد برخی از اختلالات می‌شود.

مغز انسان دائماً در حال سازماندهی مجدد خود است. چه از نظر جسمی و چه از طریق تجربه زندگی، مغز با تغییرات سازگار می‌شود. در حالی که دانشمندان به ادامه نقشه‌برداری از مغز می‌پردازند‌، اکنون به خوبی می‌دانیم که چه قسمت‌هایی از مغز عملکردهای مخصوص به خود را دارند؛ با ذهن همراه باشید.

درباره عملکرد نیمکره‌های مغز

درباره عملکرد نیمکره‌های مغز

دانشمندان، به ویژه متخصصان مغز و اعصاب، مدت‌ها است که می‌دانند مغز دارای دو نیمکره مجزا است. به علاوه آنها می‌دانند که نیمکره چپ حرکات سمت راست بدن را کنترل می‌کند و نیمکره راست حرکات سمت چپ را!

با این وجود، آنچه اخیراً کشف کرده‌ا‌ند این است که این دو نیمکره به روش‌های اساسی‌تر، نقشی تخصصی را بازی می‌کنند.

در نیمکره چپ مغز اکثر مردم، فرآیندهای تفکر منطقی یافت می‌شود. به نظر می‌رسد نحوه عملکرد نیمکره چپ مغز خطی است. این اطلاعات به صورت متوالی و به روشی مرتب شده پردازش می‌شود. شاید مغز بزرگ‌ترین دانشکده خطی زبان باشد.

در مقابل، نیمکره راست برای پردازش همزمان کاربرد دارد. یعنی اینکه به شکل کل نگرتر و ارتباطی‌تر عمل می‌کند، شاید بدیهی‌ترین مورد آن، درک تصاویر بصری باشد.

اگرچه فعالیت‌های ذهنی نسبتاً معدودی هنوز با یک نیمکره یا دیگری مرتبط هستند، اما تحقیقات خیلی وسیعی در این مورد در حال انجام است. به عنوان مثال، مقاله جدیدی در نیویورک تایمز تحقیقاتی را ذکر می‌کند که نشان می‌دهد احساسات ممکن است مربوط به عملکرد یک نیمکره باشد.

این مفهوم مبتنی بر این است که قربانیان سکته‌های نیمکره راست مغز، معمولاً در مورد ناتوانی خود مشکلی ندارند، در حالی که افراد با سکته مغزی نیمکره چپ غالباً دچار اضطراب شدید روحی می شوند.

گفتار و خطی بودن تفکر، فعالیت‌های نیمکره چپ مغز هستند، اما اشکال دیگر ارتباطات انسانی مانند حرکات بدن تمایل دارند با نیمکره راست همراه باشند. تصور کنید که اگر دو طرف یک مغز انسان جدا شود چه اتفاقی می‌افتد.

به طور مثال، در واکنش به محرک، سخنان یک شخص از حرکات وی جدا می‌شود. به عبارت دیگر، فرد دارای دو مغز جداگانه است – یکی مخصوص ارتباط کلامی و دیگری برای حرکات – که به همان محرک واکنش نشان می‌دهد.

این تصور در حقیقت، چگونگی دستیابی به موفقیت اصلی در تحقیقات اخیر در مورد مغز انسان را توصیف می‌کند. در جراحی برخی بیماری‌ها مانند صرع، جراحان مغز و اعصاب دریافتند که با کالبد شکافی می‌توانند مغز را شکافته و صرع را جدا کنند.

تعدادی آزمایش بر روی این بیماران انجام شده است که نتایج جالب توجهی را به همراه داشته است.

اکنون دانشمندان دریافته‌اند که برخی از کارهای متداول انسانی یک طرف مغز را فعال می‌کند، در حالی که دیگری تا حد زیادی در حالت استراحت است؛ به عنوان مثال، یادگیری یک موضوع ریاضی ممکن است فعالیت نیمکره چپ مغز خود را بطلبد، در حالی که درک کردن یک قطعه مجسمه یا ارزیابی یک حریف سیاسی ممکن است فعالیت سمت راست مغز را برانگیزد.

بنابراین به نظر می‌رسد اکنون به یک پاسخ رسیده‌ایم. یک فرد می‌تواند همزمان باهوش و نادان باشد، به این دلیل که یک طرف مغز از طرف دیگر توسعه یافته‌تر است.

برخی از افراد، احتمالاً بیشتر حقوقدانان، حسابداران و برنامه‌ریزان، روند بهتری در تفکر نیمکره چپ دارند و برخی دیگر مانند هنرمندان، مجسمه سازان و شاید سیاستمداران، فرآیندهای نیمکره راست بهتری دارند.

بنابراین ممکن است یک هنرمند نتواند احساسات خود را با کلمات بیان کند، در حالی که یک وکیل ممکن است استعداد نقاشی نداشته باشد! یا ممکن است یک سیاستمدار نتواند ریاضیات بیاموزد.

حرکت چشم ظاهراً یک شاخص مناسب برای پیشرفت نیمکره است. وقتی از آنها خواسته می‌شود حروف را با کلمه‌ای پیچیده مانند «می سی سی پی» در سرشان بشمارند، بیشتر مردم به سمت توسعه یافته‌ترین نیمکره مغزشان نگاه می‌کنند. اما به نظر می‌رسد که هر دو طرف مغز با یکدیگر مشارکت می‌کنند!

موسیقی نمونه بارز این ادعا است. توانایی تولید و پاسخ به موسیقی (نواختن ساز) معمولاً به سمت راست مغز نسبت داده می‌شود، اما پردازش عناصر موسیقی مانند گام، سرعت و ملودی به نیمکره چپ مغز مرتبط است.

حتی گفته شده است که نوازندگان ماهر از مغز چپ خود برای نواختن استفاده می‌کنند و بخش‌هایی از سمت راست مغز ممکن است نقش اساسی در قدردانی عاطفی بعد از موسیقی داشته باشد.

در مورد خلاقیت نیز باید بگوییم: «ممکن است به جای اینکه منعکس‌کننده تسلط یک نیمکره بر دیگری باشد، خلاقیت در اصل نمایانگر درخشان توانایی دو نیمکره برای همکاری مشترک است. میزان جدا بودن هر نیمکره ظاهراً در بین افراد متفاوت است.»

کارکردهای شناختی ممکن است بین سمت چپ و راست مغز تقسیم شود و یا به طور یکنواخت‌تر در دیگران توزیع شود. اگر همان‌طور که بسیاری معتقدند، خلاقیت به توانایی ادغام اطلاعات بستگی دارد، باید در شرایط دوم شکوفا شود، جایی که ارتباط و تعامل بین نیمکره‌ها باعث قوی‌ترین حالات در انسان می‌شود.

عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز

نظریه این است که افراد یا چپ مغز یا راست مغزی هستند! به این معنی که یک طرف مغز آنها تسلط بیشتری بر فرد دارد. اگر در تفکر، شما بیشتر تحلیلی و روش‌مند عمل می‌کنید، گفته می‌شود که چپ مغز هستید. اگر تمایل دارید خلاق‌تر یا هنری‌تر باشید، احتمالا راست مغز هستید.

این تئوری مبتنی بر این واقعیت است که دو نیمکره مغز متفاوت عمل می‌کنند. این موضوع نخستین بار در دهه ۱۹۶۰ به لطف تحقیقات روان‌شناسی راجر دبلیو اسپری، برنده جایزه نوبل آشکار شد.

نیمکره چپ مغز، تحلیلی و منظم‌تر از نیمکره راست است و بعضاً قسمت دیجیتالی مغز نامیده می‌شود. در مواردی مانند خواندن، نوشتن و محاسبات، بخش چپ مغز بهتر عمل می‌کند. مطابق تحقیقات، نیمکره چپ مغز دارای عملکردهای زیر است:

  • منطق
  • ترتیب دهی و نظم
  • ریاضیات
  • عملکرد عاطفی
  • خواندن
  • نوشتن
  • تفکر خطی

نیمکره راست مغز از لحاظ تصویری و بصری قدرت بیشتری دارد. گاهی به آن مغز آنالوگ گفته می‌شود. این نیمکره روش تفکر خلاق‌تر و کمتر سازمان یافته‌تری دارد. تحقیقات مورخان نشان می‌دهند که نیمکره راست مغز خصوصیات زیر را دارا است:

  • تفکر کلی نگر
  • خلاقیت و هنر
  • تجسم گرا
  • نشانه‌های غیر کلامی
  • تجسم احساسات
  • خیال بافی
همچنین بخوانید:

ما می‌دانیم که دو طرف مغز ما متفاوت هستند، اما آیا لزوماً یکی از آنها اغلب بر دیگر غالب است؟ تیمی از دانشمندان علوم اعصاب برای آزمایش این فرضیه آماده شدند. آنها پس از تحلیلی دو ساله از برخی منابع معتبر، هیچ مدرکی مبنی بر صحت این نظریه پیدا نکردند.

تصویربرداری با تشدید مغناطیسی از ۱۰۰۰ نفر نشان داد که نیمکره‌های چپ و راست مغز به صورت مجزا کار نمی‌کنند. شبکه‌های یک طرف به طور کلی قوی‌تر از شبکه‌های طرف دیگر نیستند.

دو نیمکره توسط دسته‌هایی از الیاف عصبی به یکدیگر گره خورده و یک بزرگراه اطلاعاتی ایجاد می‌کنند. اگرچه دو طرف، عملکرد متفاوتی دارند، اما با هم کار کرده و یکدیگر را تکمیل می‌کنند. به عبارتی دیگر، شما فقط از یک طرف مغز خود استفاده نمی‌کنید!

اگر شما یک عملکرد منطقی و خلاق را انجام می‌دهید، عملاً از هر دو طرف مغز خود استفاده می‌کنید. به عنوان مثال، نیمکره چپ مغز به زبان (زبانی که با آن صحبت می‌کنید) نسبت داده می‌شود، اما نیمکره راست مغز به شما در درک متن و لحن زبان کمک می‌کند. قسمت چپ مغز معادلات ریاضی را بر عهده دارد، اما قسمت راست مغز، مقایسه و تخمین‌های ناچیز را بر عهده دارد.

خصوصیات شخصیتی، ترجیحات فردی یا سبک یادگیری، این مفهوم را نمی‌رسانند که شما چپ مغز هستید یا راست مغز! با این حال، این یک واقعیت است که دو طرف مغز شما با یکدیگر متفاوت هستند، و برخی از مناطق مغز شما عملکردهای خاصی را انجام می‌دهند. همچنین کارکرد مناطق مختلف مغز می‌توانند کمی از یک فرد به فرد دیگری متفاوت باشند.

تفاوت در عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز

تفاوت در عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز

چرا نیمکره‌ها تفاوت دارند؟ دلیل این است که حتی تفاوت‌های کوچک می‌توانند منجر به ایجاد الگوهای پویا و بسیار متفاوت‌تری شود.

به ویژه برای درک زبان که نشان می‌دهد پردازش نیمکره چپ بیشتر تحت تأثیر آنچه بعضاً اتصالات «از بالا به پایین» نامیده می‌شود قرار دارد، به این معنا است که نیمکره چپ بیشتر احتمال دارد پیش بینی کند چه کلمه‌ای را فرد به زبان خواهد آورد.

در عوض، نیمکره سمت راست کمتر تحت تأثیر پیش بینی‌ها قرار می‌گیرد (که باعث می شود پردازش آن کارایی کمتری داشته باشد) اما بعداً قادر به یادآوری جزئیات بیشتر درباره کلماتی است که با آن روبرو شده‌اید.

از آنجا که احتمالاً تفاوت در کارآیی اتصالات خاص در هر نیمکره وجود دارد، هر دو نیمکره به طور متفاوتی با هم تعامل دارند و این منجر به عدم شرایط قابل اندازه‌گیری در نحوه درک کلمات و پیوندهای معنادار است.

در مورد خصوصیات شخصیتی مانند خلاقیت یا گرایش به سمت عقلانی یا شهودی بودن، شواهد کمی در مورد غالب بودن یک منطقه از مغز برای یکی از این گرایش‌ها وجود دارد.

در واقع، اگر با سی‌تی اسکن، اسکن MRI یا حتی کالبد شکافی را بر روی مغز یک ریاضیدان انجام داد و آن را با مغز یک هنرمند مقایسه کرد، بعید است که تفاوت زیادی پیدا شود! اگر شما برای ۱۰۰۰ نفر ریاضیدان و هنرمند همین کار را انجام دهید، بعید است که هیچ الگوی مشخصی از تفاوت در ساختار مغز آنها پدیدار شود.

اگرچه افراد به طور مرتب در بازه چپ مغزی یا راست مغزی قرار نمی‌گیرند، در آنچه که نیمکره چپ و راست انجام می‌دهند اختلافاتی وجود دارد. تفاوت در عملکرد نیمکره  چپ و راست مغز در موارد زیر تعیین می‌شوند:

احساسات: این حوزه هم در انسان‌های امروزی و هم انسان‌های ما قبل تاریخ متعلق به سمت راست مغز است. به طور کلی، احساسات توسط سمت راست مغز بیان و شناخته می‌شود.

زبان: نیمکره سمت چپ مغز نسبت به طرف راست در تولید گفتار فعال‌تر است. در بیشتر افراد، دو ناحیه اصلی زبان که به عنوان منطقه بروکا و منطقه ورنیک شناخته می‌شوند، در نیمکره سمت چپ قرار دارند.

زبان اشاره: زبان‌های بصری به نیمکره چپ مغز تعلق دارند. افرادی که ناشنوا هستند، هنگام تماشای زبان اشاره، از سمت چپ مغز خود برای تحلیل گفتاری بهره می‌برند.

دست غالب: افراد چپ دست و راست دست به طور معکوس از دو نیمکره مغز خود استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، یک فرد چپ دست از سمت راست مغز خود برای کارهای دستی استفاده می‌کند و بالعکس.

دست غالب را می‌توان حتی در حالی که کودک در رحم مادر قرار دارد نیز تشخیص داد. بعضی از نوزادان ترجیح می‌دهند انگشت شست چپ یا راست خود را از اوایل هفته ۱۵ در دهان بگذارند.

نکته: سمت چپ مغز بیشتر در دنیای داخلی درگیر می‌شود (درون خویشتن). طرف راست علاقه بیشتری به حضور در دنیای خارجی دارد (بیرون از خویشتن).

نکته: مطالعات اخیر نشان داده‌اند که مغز زنان و مردان تفاوتی با یکدیگر ندارند.

اهمیت توجه به نیمکره‌های چپ و راست مغز

اهمیت توجه به نیمکره‌های چپ و راست مغز

در حالی که تحقیقات اخیر غالباً راست مغزی و چپ مغزی را مردود نشان می‌دهند، روشی که فرد به طور موثر می‌آموزد ممکن است با آنچه که اغلب به عنوان عملکرد نیمکره‌های چپ و راست مغز طبقه‌بندی می‌شود، مورد توصیف قرار گیرد.

دانستن اینکه کدام نیمکره مغز در نحوه یادگیری فرد مؤثر است، می‌تواند به تعیین مؤثرترین روش برای آموزش آن شخص کمک کند. به طور خاص، تصور می‌شود که افراد چپ مغز، یادگیرنده‌هایی بصری و افراد راست مغز، بیشتر یادگیرنده‌هایی شنیداری هستند.

با ذهن بهترین ها را بخوانید:

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید