روانشناسی شخصیتی افراد درونگرا: مغز یک درونگرا چگونه عمل می کند؟

روانشناسی شخصیت های درنگرا: در عصر رسانه های اجتماعی، شبکه ها و ارتباطات بی پایان جهانی، درونگراها اغلب به عنوان اشخاصی که تاثیر گذاری کمتری دارند شناخته می شوند.

آنها به عنوان افرادی که نمی توانند در جلسات کاری، به خوبی نظرات خود را بیان کنند و یا به طور فعال در جلسات طوفان مغزی شرکت کنند، در نظر گرفته می شوند.

درونگراها اغلب این گونه به نظر می رسند که در کارهای چند وظیفه ای، به اندازه کافی خوب نیستند و یا ویژگی کاریزماتیک ندارند.

این اشخاص به ندرت در یک مهمانی در مرکز توجه قرار می گیرند و اغلب ساعت ها از گوشی هوشمند خود استفاده نمی کنند.

این روزها که ما باور داریم وظایف بزرگ نیاز به مشارکت فعال گروه های بزرگی از مردم در کنار یکدیگر دارند، درونگرا بودن می تواند به عنوان عیب تلقی شود.

مرتبط: روانشناسی: دانلود جدیدترین کتاب های صوتی، مقالات و فیلم های روانشناسی روز دنیا در ذهن

اما درونگراها را نادیده نگیرید: بعضی از موفق ترین افراد جهان، درونگرا بوده اند. آلبرت انیشتین، بیل گیتس و حتی مخترع رسانه های اجتماعی، مارک زاکربرگ، همگی به درونگرا بودن خود اعتراف کرده اند.

پس چگونه چنین افرادی که ظاهرا از مهارت های اولیه مورد نیاز برای موفقیت حرفه ای برخوردار نبوده اند، به چنین موفقیت هایی دست یافته اند؟

چه چیزی باعث می شود که مغز یک درونگرا چنین متفاوت و ویژه عمل کند؟

هنگامی که بحث سلامتی و موفقیت مطرح است، تنها بودن مضرات و معایبی دارد

به خوبی اثبات شده است که ویژگی های خاص شخصیتی، نه تنها نتیجه شرایط اجتماعی است بلکه  بیشتر مربوط به ژنتیک و ساختار مغز است.

افراد متولد می شوند و ویژگی های خاصی نظیر خصوصیات فیزیکی یا شخصیتی ویژه ای را به ارث می برند. این ویژگی های شخصیتی، مزایای و معایبی برای آنها به ارمغان می آورد.

مطالعات همچنین، وجود اختلاف آناتومیک بین مغز درون گراها و برونگراها را نشان داده است.

مطالعات تصویربرداری نشان داده اند که تفاوت حجم در هر دو ماده خاکستری و سفید در بخش های مختلف مغز وجود دارد و این امر تاییدی است بر این که ویژگی های شخصیتی ارتباط زیادی با مغز دارند.

درونگراها، تعاملات اجتماعی طولانی مدت را دوست ندارند و در اجتماعات بزرگ احساس ناراحتی می کنند.

این اشخاص، مشکلی با انزوای طولانی مدت ندارند.

آنها عاشق فکر کردن و خوابیدن هستند. با این حال، این انزوای اجتماعی ممکن است برای آنها گران تمام شود.

تعامل اجتماعی کمتر، خطر ابتلا به اختلالات خاص را افزایش می دهد.

این امر ممکن است بر عملکرد شناختی درونگراها تأثیر منفی داشته باشد، خطر ابتلا به اختلالات متابولیکی را افزایش دهد و سیستم ایمنی را به طرزی نامناسب تحت تاثیر قرار دهد.

انزوای شدید اجتماعی و پیامدهای منفی آن برای درونگراها، به خوبی مورد بررسی قرار گرفته است.

افرادی که در یتیم خانه نگهداری می شوند یا برای دوره های طولانی زندانی می شوند، ممکن است دوره های بی ثباتی ذهنی را تجربه کنند و بعضی حتی ممکن است دچار توهم شوند.

با این حال، درونگرا بودن متفاوت است و انزوای اجتماعی خود خواسته، لزوما نشانگر مغز بیکار و یا عدم انعطاف پذیری نسبت به این مسائل سلامتی نیست.

آخرین تحقیقات حاکی از آن است که این دوره های تنهایی، می توانند تاثیر مثبت بر زندگی عاطفی و کاری فرد داشته باشند.

تمرکز بر روی خلاقیت

یکی از مزایای تمرکز بیشتر بر اندیشه های خود، خلاقیت بهبود یافته است.

ذهن درونگراها بیش از سایرین، به روی ایده های متفاوت باز است. آنها ممکن است سطح بالایی از اعتماد و استقلال را دارا باشند. درونگرا، کمتر نگران این هستند که دیگران چه فکر می کنند.

مطالعات نشان داده است که ویژگی برجسته دانشمندان و هنرمندان، این است که هر دو تمایل زیادی به کناره گیری از اجتماع دارند: آنها از تعاملات اجتماعی دوری کرده و زمان بیشتری را برای تمرکز روی ایده های خود صرف می نمایند.

درونگراها، نسبت به کسانی که بیشتر درگیر تعاملات اجتماعی هستند، وقت بیشتری برای انجام صنایع دستی و مصنوعات خود صرف می کنند.

آنها وقت دارند تا اندیشه و تجربیات خود را درک کنند. همه این ها بدان معنی است که درونگراها، شانس بیشتری برای رسیدن به لحظه کشف و شهود دارند.

با این حال، باید فهمید که همه انواع انزوای اجتماعی در یک رده قرار نمی گیرند. برخی از انواع غیر اجتماعی بودن، به مسائل سلامتی روانی و فیزیکی اشاره می کنند.

برخی کناره گیری ها از اجتماع، ممکن است به دلیل خجالت یا اضطراب باشد و بعضی دیگر ریشه در عدم علاقه به برقراری تعاملات اجتماعی دارد.

هر دوی این موارد، ممکن است که تأثیر منفی روی سلامتی اشخاص درونگرا داشته باشند و الزاما خلاقیت را بهبود نخواهند بخشید.

از سوی دیگر، افرادی که به انتخاب خودشان کمتر با اجتماع ارتباط برقرار می کنند (نه به دلیل اضطراب یا عدم علاقه)، احتمال بیشتری دارند که سالم و خلاق باشند.

این یافته ها مهم هستند، همانطور که قبلا این اعتقاد وجود داشت که غیر اجتماعی بودن و درونگرایی می تواند مضر باشد.

در حال حاضر، محققان نشان دادند که اجتماعی نبودن ممکن است حتی سودمند نیز باشد. درونگراهای سالم ترجیح می دهند زمان بیشتری را به تنهایی بگذرانند، اما این بدان معنا نیست که کاملا تعاملات اجتماعی را کنار گذاشته اند. افراد خلاق، تنهایی را ترجیح می دهند اما در عین حال، به اندازه کافی برای شرکت در جمع سایرین وقت می گذارند.

محققان همچنین متوجه شدند که تفاوت های فرهنگی نیز ممکن است نقش مهمی در این رابطه ایفا کنند.

به عنوان مثال، کودکان غیر اجتماعی در چین مشکلات تحصیلی بیشتری نسبت به همتایان غربی دارند. با این حال، این تفاوت به دلیل جهانی شدن کمتر قابل مشاهده است.

یک باور عمومی وجود دارد که در مشاغل خاصی، شخصیت های اجتماعی تر و برونگراتر بهتر می توانند در نقش رهبر و مدیر ظاهر شوند.

با این حال، این فرضیه همیشه دقیق نیست و تحقیقات نشان می دهد که این امر بسیار به ماهیت جمعی کارکنان بستگی دارد.

کارفرمایان درونگرا بیشتر موفق هستند، اگر کارکنان اجتماعی تر باشند. از سوی دیگر، کارفرمایان برونگرا در نقش رهبری بهتر ظاهر می شوند به شرطی که کارکنان کمتر برونگرا و هیجان زده باشند.

مدیتیشن، انزوا و سلامتی

اگر نگاهی به تاریخ بشری بیندازیم، متوجه می شویم که انزوای خود خواسته و درونگرایی معمولا توسط اعضای انفرادی جامعه اعمال می شود. گوشه نشینان، به تنهایی برای رسیدن به نیروانا عمل می کنند.

خیال بافی، در غیاب تعاملات اجتماعی روزمره به حالت پیش فرض در مغز فعال می شود. بنابراین، درونگرایی و انزوا تا حدی به تثبیت خاطرات و احساسات کمک می کند.

انزوا، به فرد کمک می کند تا اندیشه هایش را دوباره سازماندهی کند. نکته جالب این است که وقتی شخص از انزوای خود خواسته اش بیرون می آید، ارتباطات اجتماعی بهتر و موثرتری دارد.

محققان همچنین هشدار می دهند که مرز بین انزوای خطرناک و تنهایی مفید بسیار باریک است. تنهایی شدید، می تواند تا حدودی مضر بوده یا نشان دهنده سلامت پایین باشد.

تمرین تنهایی برای سازندگی و خلاقیت، به معنای کاملا غیر اجتماعی بودن نیست. از سوی دیگر، سلامت جسمی و روانی کسانی است که هرگز تنها نیستند، در معرض خطری واقعی است.

علاوه بر این، تحقیقات نشان می دهد که درونگراها دارای وابستگی های ضعیف تری به دیگران هستند که این امر منجر به رضایت بهتر در زندگی و خوشبختی بیشتر می شود.

اگر فردی به تعاملات اجتماعی بسیار زیاد علاقه ای ندارد، لزوما دچار مشکل خاصی نیست. بسیار مهم است که تنهایی، انتخاب خود فرد باشد و بر او تحمیل نشده باشد: حتی درونگراهای کلاسیک نیز، نیاز به چند دوست خوب دارند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید