با ایجاد مزیت رقابتی سود بیشتری در کسب‌وکارتان به دست آورید

با ایجاد مزیت رقابتی سود بیشتری در کسب‌وکارتان به دست آورید

فهرست مطالب

حتما دیده‌اید که برخی از کسب‌وکارها موفق‌تر از سایرین هستند. مثلا دیجی کالا توانسته موفق‌تر از تمام سایت‌های فروش آنلاین باشد. در اینجا سوال اصلی این است که چه چیزی باعث می‌شود که مشتری بین چند کسب‌و کار یا محصول یکی را انتخاب کند؟ چیزی که باعث تفاوت بین کسب‌وکارها یا محصولات آنها می‌شود، مزیت رقابتی است.

مزیت رقابتی چیزی است که یک کسب و کار نسبت به کسب و کار دیگر برتری داشته باشد. به عبارت دیگر، چیزی است که کسب و کار را از سایر رقبا در بازار متمایز می‌کند.

در این مقاله به شما کمک می‌کنیم تا درک بهتری از مزیت رقابتی و نحوه اجرای آن پیدا کنید.

مزیت رقابتی چیست؟

مزیت رقابتی به عواملی اشاره دارد که به شرکت اجازه می‌دهد کالا یا خدماتی را بهتر یا ارزان‌تر از رقبای خود تولید کند. این عوامل به واحد تولیدی این امکان را می‌دهد که در مقایسه با رقبای خود در بازار فروش بیشتری ایجاد کند یا حاشیه سود بیشتری داشته باشد.

به طور کلی داشتن مزیت رقابتی نسبت به رقبا برای موفقیت کسب‌وکار ضروری است زیرا:

  • می‌تواند به حاشیه سود بیشتر کمک کند
  • ممکن است به جذب مشتریان بیشتر کمک کند
  • باعث ایجاد حس حفظ وفاداری به برند می‌شود
  • می‌تواند پیش‌بینی پذیری و ثبات را در جریان درآمدی شرکت ایجاد کند
  • ممکن است به جذب اتحادهای استراتژیک، استعدادها و سرمایه گذاران بالقوه کمک کند

با داشتن مزیت رقابتی، کسب‌وکار و محصولات/خدمات آن برای مصرف کننده جذاب‌تر می‌شوند. مزیت‌های رقابتی به دلیل نقاط قوت یا شرایط خاص، ارزش بیشتری برای یک شرکت و سهام‌داران آن ایجاد می‌کند. هر چه مزیت رقابتی پایدارتر باشد، خنثی کردن این مزیت برای رقبا دشوارتر است.

مزیت‌های رقابتی به عوامل مختلفی از جمله ساختار هزینه، برندسازی، کیفیت ارائه محصول، شبکه توزیع، مالکیت معنوی و خدمات مشتری نسبت داده می‌شود.

درست است که اصطلاح “مزیت رقابتی” به طور سنتی به دنیای کسب وکار اشاره دارد، اما می‌تواند برای یک کشور، سازمان یا حتی در سطح شخصی برای هر کسی که به دنبال رقابت در چیزی است، استفاده شود.

مزیت رقابتی چیست

انواع مزیت رقابتی

راه‌های مختلفی برای به دست آوردن مزیت رقابتی در بازار وجود دارد، و بسیاری از کسب‌وکارها بر روی چند روش آزمایش شده و واقعی برای به دست آوردن آن در رقابت تمرکز می‌کنند.

این روش‌ها را می‌توان به سه دسته مختلف طبقه‌بندی کرد تا تلاش کسب‌وکارها برای رقابت را درک نمود. در ادامه این سه دسته را بررسی خواهیم نمود.

استراتژی رهبری هزینه

رهبری هزینه اولین مزیت رقابتی است که کسب‌وکارها اغلب تلاش می‌کنند به دست آورند. رهبری هزینه به عنوان یک مزیت، زمانی اتفاق می‌افتد که یک کسب‌وکار بتواند محصولی با کیفیت مشابه با رقبای خود، اما با قیمت پایین‌تر ارائه دهد.

برای استفاده از این استراتژی، یک شرکت باید راه‌هایی برای تولید کالا با هزینه کمتر از طریق بهبود روش‌های تولید یا استفاده از منابع به شیوه‌ای کارآمدتر از رقبا را پیدا کند.

 این روش می‌تواند منجر به کاهش هزینه‌ها برای مصرف کنندگان شود، اما ممکن است منجر به کالاهای بی کیفیت نیز شود.

شرکت‌ها تنها زمانی این استراتژی را انتخاب می‌کنند که بتوانند به طور کامل از صرفه جویی در مقیاس استفاده کنند. برای بازارهای کوچک مانند تولید یک محصول قاب گوشی الماس پوشیده شده، این کار چندان امکان پذیر نیست. در عوض، بازارهای انبوه مانند خرده فروشی تمایل به اجرای این استراتژی دارند.

استراتژی رهبری تمایز 

رهبری تمایز جایی است که کسب‌وکارها از یک نقطه فروش منحصر به فرد برای متمایز کردن خود از رقبا استفاده می‌کنند. در این استراتژی شرکت‌ها ارزش پیشنهادی متفاوتی را نسبت به رقبای خود به منظور جذب مشتری ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، اگر قیمت‌شان بالاتر باشد، با تمایزی که ایجاد می‌کنند توجیهی برای برچسب قیمت ارائه می‌دهند.

شرکت‌هایی که تحت استراتژی تمایز فعالیت می‌کنند اغلب اولین کسانی هستند که از روندهای جدید در بازار استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، اپل با آیفون محصولی پیشتاز بود که روش مصرف رسانه و سرگرمی‌ را تغییر داد و از طریق رویکرد تمایز، خود را به عنوان یک رهبر جهانی در بازار گوشی‌های هوشمند تثبیت کرده است.

تمایز می‌تواند به اشکال مختلفی باشد، که برخی از آن‌ها شامل کیفیت بالا، خدمات مشتری برتر، ویژگی‌های بهتر یا قابلیت اطمینان بالاتر است یا می‌تواند به سادگی هر چیزی باشد که کالایی را از رقبا متمایز کند. این روش می‌تواند به کسب و کارها کمک کند تا مشتریانی را جذب کنند که به دنبال کیفیت هستند و مایل به پرداخت هزینه برای آن هستند.

استراتژی تمایز در مزیت رقابتی

استراتژی تمایز می‌تواند به جدا شدن از رقابت کمک کند اما لزوماً کافی نیست. به عنوان مثال، یک رستوران جدید ممکن است بهترین غذا را در کشور تولید کند، اما ممکن است در طول سال ورشکست شود.؛ به این دلیل که هیچ کس نمی‌داند که آن‌ها بهترین غذا را ارائه می‌دهند.

بنابراین بدون یک کمپین بازاریابی موفق که تمایز محصول را برای مشتریان برجسته می‌کند، این استراتژی ممکن است چندان خوب عمل نکند.

خواندن مقاله زیر می‌تواند به شما در تبلیغات موثرتر کمک نماید.
‎‎

با تبلیغات محیطی و انواع آن آشنا شوید

تنها هدف تبلیغات محیطی این است که مشتری احتمالی را ترغیب به خرید کالای موردنظر خود در صورت ارائه آن کند، زیرا این چیزی است که آن‌ها به آن نیاز دارند.

‎اکنون بخوانید‎

 

استراتژی تمرکز 

رویکرد استراتژی تمرکز، رهبری هزینه و تمایز را پوشش می‌دهد. تفاوت آن با دو نوع مزیت رقابتی دیگر در این است که بازارهای خاص را هدف قرار می‌دهد.

درحالی که رهبری هزینه و تمایز، کل بازار را هدف قرار می‌دهند، استراتژی تمرکز بخش کوچکی را هدف قرار می‌دهد. به عنوان مثال می‌توان به فروشگاه‌هایی برای افراد چپ دست و ارائه محصولات برای سبزی‌خواران اشاره کرد.

این نوع استراتژی به طور خاص، جمعیت خاصی در بازار را هدف قرار می‌دهد که نیازهای خاصی دارد. به طور کلی، این‌ها بازارهای کوچکی هستند که به دلیل عدم وجود رقابت، شرکت‌های جدید می‌توانند بیایند و از آن‌ها استفاده کنند.

این روش، به شرکت‌های کوچک این فرصت را می‌دهد که بدون رقابت شدید با شرکت‌های بزرگی که تمرکز گسترده‌تری دارند و می‌توانند در قیمت رقابت کنند، فعالیت کنند و نوعی انحصار طبیعی برای خود ایجاد کنند.

شرکت‌هایی که استراتژی تمرکز را اجرا می‌کنند تمایل دارند با هدف قرار دادن یک نیاز خاص مصرف‌کننده به جای حساسیت‌شان به قیمت، مزیت رقابتی به دست آورند. با توجه به اندازه کوچک بازار، به این معنی است که اغلب کم‌تر مورد توجه هستند که باعث می‌شود مصرف‌کنندگان تمایل داشته باشند قیمت‌های بالاتری را پرداخت کنند.

استراتژی تمرکز در مزیت رقابتی

اگر به دنبال راهی برای پیدا کردن بازارهای جدید هستید، حتما باید با استراتژی اقیانوس آبی آشنا شوید. خواندن کتاب زیر می‌تواند به شما در درک بهتر این مفهوم کمک نماید.

خلاصه کتاب به سوی اقیانوس آبی

نویسندگان در این کتاب شما را قدم به قدم راهنمایی می‌کنند تا شرکت‌تان را از اقیانوس قرمز پر از رقابت‌های ملتهب بگذرانید و به فضایی سوق بدهید که آرام، دست نخورده و خالی است.

‎اکنون بخوانید‎

مزیت رقابتی پایدار

اگر یک کسب و کار بتواند سهم بازار خود را از طریق افزایش کارایی یا بهره وری بیشتر کند، نسبت به رقبای خود مزیت رقابتی خواهد داشت. اما این کافی نیست بلکه مزیت رقابتی باید پایدار هم باشد.

درواقع استراتژی‌های کسب‌وکار موفق آن‌هایی هستند که از قابلیت‌ها و شایستگی‌های کسب‌وکار برای رفع نیازهای مشتریان به‌گونه‌ای استفاده می‌کنند که منجر به مزیت رقابتی پایدار شوند.

مزیت‌های رقابتی پایدار به این سوال پاسخ می‌دهد که “ما در بازار خود در چه چیزی بهترین هستیم؟” پاسخ این سوال مجموعه‌ای از ۲-۳ نقطه قوت طولانی مدت و منحصر به فرد شرکت است که مشتری برای آن‌ها ارزش قائل است.

مزیت رقابتی کاری است که شرکت یا بخش شما بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهید. اما پایدار بودن آن به توانایی شما برای ادامه انجام آن کارها در دراز مدت اشاره دارد. می‌توانید بیش از یک مزیت داشته باشید و همچنین می‌توانید مزیت‌هایی را ایجاد کنید.

مزیت‌های رقابتی پایدار چیزهایی هستند که رقبا نمی‌توانند به راحتی تکرار یا تقلید کنند. وارن بافت مزیت‌های رقابتی پایدار را خندق‌هایی می‌نامد که کسب‌وکارها می‌توانند به طور مجازی اطراف خود را برای تثبیت مزیت‌های رقابتی حفر کنند. این می‌تواند شامل تقویت برند، ایجاد موانع برای تازه‌واردان و دفاع از مالکیت معنوی باشد.

ویژگی‌های مزیت رقابتی پایدار

می‌بینیم که سازمان‌ها همیشه مزیت‌های رقابتی را به اشتباه شناسایی می‌کنند. اما در اینجا چند راه سریع برای دانستن این‌که آیا چیزی که به آن به عنوان مزیت می‌پردازید، واقعاً یک مزیت رقابتی است، وجود دارد.

۱. مزیت‌های رقابتی لیستی از نقاط قوت نیست

مزیت رقابتی شما فهرستی از نقاط قوت شما نیست. نقاط قوت می‌توانند به مزیت‌های رقابتی تبدیل شوند، اما مزیت رقابتی فقط فهرستی از تمام نقاط قوت شما نیستند.

۲. آن‌ها را نمی‌توان به راحتی ایجاد کرد

بنا به تعریف، ایجاد یا تکرار مزیت‌های رقابتی آسان نیست. اگر آن‌ها به راحتی ایجاد یا کپی شوند، ممکن است در عوض فرصت‌های رشدی برای رقبا باشند. مزیت‌های رقابتی پایدار ماهیتی طولانی مدت دارند، به این معنی که تکرار آن توسط رقیب زمان می‌برد.

۳. مزیت رقابتی رقبای شما نیستند.

ما بارها و بارها این یک اشتباه رایج را در شناسایی مزیت‌های رقابتی می‌بینیم – مزیت رقابتی نقطه قوتی نیست که شما دارید زیرا رقبایتان نیز دارای آن هستند. نقاط قوتی که شما را در بازار رقابتی نگه می‌دارد، ضروری هستند، اما جزء مزیت رقابتی محسوب می‌شوند. اساساً، آن‌ها نقاط قوت مورد نیاز برای نگه داشتن سازمان شما در بازار هستند.

۴. برای سازمان منحصر به فرد هستند.

مزیت‌های رقابتی پایدار، نقاط قوت منحصر به فرد سازمان شما هستند. این‌ها نقاط قوتی هستند که شما را از رقبایتان متمایز می‌کنند. این کاری است که شما به خوبی انجام می‌دهید و به طور مشخص در بازار برای آن ارزش قائل هستند.

۵.  برای مشتریان ارزشمند هستند

مزیت‌های رقابتی ویژگی‌ها یا نقاط قوتی هستند که برای مشتریان شما مهم هستند. اگر مزیتی که شناسایی کرده‌اید برای شما ضروری است اما برای مشتری شما حیاتی نیست، این یک مزیت رقابتی پایدار نیست. مزیت رقابتی یک نقطه قوت یا دلیلی است که مشتریان شما را به جای رقبا انتخاب می‌کنند. پس باید برای مشتری‌تان ارزش داشته باشد!

مزیت رقابتی پایدار

چگونه مزیت رقابتی مناسب کسب‌وکارمان را شناسایی کنیم؟

یافتن و حفظ مزیت رقابتی باید هدف اصلی هر مدیری باشد زیرا تمام تصمیمات استراتژیک بعدی و در نتیجه عملکرد و سودآوری آتی شرکت را تعیین می‌کند.

مطمئناً تعیین یک مزیت رقابتی ممکن است یک کار چالش برانگیز باشد، به ویژه برای استارتاپ‌ها. با این حال، ارزش تلاش را دارد زیرا ممکن است بازدهی قابل توجهی در آینده ایجاد کند.  مراحل زیر را رعایت کنید تا مطمئن شوید که در این زمینه پیشتاز هستید و می‌مانید.

۱. نقاط قوت خود را شناسایی کنید 

قبل از انجام هر کاری باید ابتدا موقعیت خود را بشناسید و بفهمید در کجا قرار دارید. پرسیدن سوالات زیر می‌تواند به شما در شناسایی مزیت‌های رقابتی فعلی‌تان کمک کند.

  • چرا مشتریان از ما خرید می‌کنند؟
  • چرا مشتریان از رقبای ما خرید می‌کنند و نه از ما؟
  • چرا برخی از مشتریان بالقوه اصلا خرید نمی‌کنند؟
  • برای موفقیت در آینده چه کاری باید انجام دهیم؟

۲. بازار را تحلیل کنید

برای ایجاد یک مزیت رقابتی خوب، دانستن بازار هدف و چگونگی تأثیر آن بر رشد عمومی‌ کسب‌وکارتان بسیار مفید است. مزیت رقابتی، توجه بازار هدف یک شرکت را جلب می‌کند و منجر به فروش جدید می‌شود. برای به دست آوردن بینش بیشتر در مورد بازار هدف خود، می‌توانید چند روش مختلف را امتحان کنید، مانند:

  • انجام نظرسنجی از مشتریان
  • جمع آوری داده‌ها در مورد محصولات شرکت‌های رقیب و نقاط فروش
  • دریافت بازخورد در مورد استراتژی‌های بازاریابی و فروش
  • شناسایی روند فروش برای محصولات خاص در فصول مختلف

۳. رقبای خود را تجزیه و تحلیل کنید

رقبا فقط شرکت‌ها یا محصولات مشابه نیستند. آن‌ها همچنین شامل هر کار دیگری می‌شوند که مشتری شما می‌تواند برای رفع نیاز خود انجام دهد. به عنوان مثال روزنامه‌ها فکر می‌کردند رقیب آن‌ها روزنامه‌های دیگر هستند تا این‌که متوجه شدند اینترنت است. آن‌ها نمی‌دانستند چگونه با یک ارائه دهنده خبری که فوری و رایگان است رقابت کنند.

بر مزیت رقابتی خود تأکید کنید و پیام را در هر ارتباط با مشتریان خود تقویت کنید. این شامل تبلیغات، روابط عمومی، کمک‌های فروش و حتی ویترین فروشگاه می‌شود.

برای رقابت موفقیت آمیز در یک صنعت، یک کسب‌وکار باید چشم‌انداز رقابتی خود را درک کند. این به معنای جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات در مورد نقاط قوت، ضعف، استراتژی، موقعیت، ارزش پیشنهادی رقبا، درک مشتری از محصول رقیب و موارد دیگر است.

۴. نقشه رقبا در گروه‌های استراتژیک

یک کسب‌وکار عمدتاً با سایر ‌کسب‌وکارهایی رقابت می‌کند که محصولات یا خدمات مشابهی را ارائه می‌دهند و از همان استراتژی رقابتی عمومی‌ پیروی می‌کنند.

چنین ‌کسب‌وکاری که از استراتژی رقابتی یکسانی در یک صنعت پیروی می‌کنند، متعلق به یک گروه استراتژیک مشابه هستند. شناسایی سایر کسب‌و‌کارهایی که در همان گروه استراتژیک قرار می‌گیرند، برای یک سازمان از نظر توسعه استراتژی برای دست‌یابی به مزیت رقابتی مهم است.

۵. جذاب‌ترین موقعیت در صنعت را شناسایی کنید

بر اساس تجزیه و تحلیل گروه استراتژیک خود، اکنون می‌دانید رقبای مستقیم شما چه کسانی هستند و در کجا قرار دارند. در مرحله بعد، باید موقعیت خود را در صنعت برای موفقیت در بازار بیان کنید. تعیین موقعیت رقابتی شما به شناسایی زمینه‌های فرصت برای کسب‌وکارتان کمک می‌کند.

مدل پنج نیروی پورتر به سازمان‌ها کمک می‌کند تا شدت رقابت در یک صنعت، جذابیت و سطح سودآوری آن را درک کنند. این مدل کمک می‌کند تا شناسایی کنید که قدرت در یک موقعیت تجاری کجاست و از این رو قدرت موقعیت رقابتی فعلی سازمان و موقعیتی که سازمان ممکن است به دنبال حرکت به سمت آن باشد را ارزیابی می‌کند. این پنج نیرو عبارتند از:

  1. ورود رقبای جدید
  2. تهدید جایگزین‌های جدید
  3. قدرت چانه‌زنی خریداران
  4. قدرت چانه‌زنی تامین کنندگان
  5. رقابت بین رقبای موجود

از آن‌جایی که تمام نیروهای ذکر شده بر هزینه‌ها، قیمت‌ها، سودآوری کلی صنعت تأثیر می‌گذارند، باید قبل از ورود به یک بازار خاص به دقت تجزیه و تحلیل شوند.

از نظر سودآوری، دو صنعت یکسان وجود ندارد، بنابراین قدرت این نیروها در صنایع مختلف متفاوت است. گاهی صنایع به ظاهر پیش پا افتاده ممکن است بسیار سودآور باشند، در حالی که صنایع معتبرتر، باکلاس‌تر و با فناوری پیشرفته‌تر به سختی وارد می‌شوند و در نهایت در داخل هستند، ممکن است به شرکت کنندگان خود پاداش‌های بالایی در قالب برتر ارائه ندهند.

جذابیت صنعت در مزیت رقابتی

۶. با در نظر گرفتن مزیت رقابتی برنامه ریزی کنید

بسیاری از شرکت‌ها به جای ایجاد یک برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر مزیت رقابتی داشته باشند که تجزیه و تحلیل عمیق ساختار صنعت را شامل می‌شود، فقط بر فرآیند برنامه ریزی خود تمرکز می‌کنند. اما بدون در نظر گرفتن مزیت رقابتی، برنامه‌های استراتژیک با دقت طراحی شده هم رسیدن به عملکرد برتر را تضمین نمی‌کنند.

۱۰ ایده عملی برای ایجاد مزیت رقابتی

همان‌طور که گفته شد مزیت رقابتی کاری است که شما در انجام آن بهتر از دیگران هستید. هرچه بتوانید در مورد توسعه و ارتقای مزیت رقابتی خود هوشمندتر عمل کنید، کسب‌وکارتان در موقعیت بهتری قرار خواهد گرفت. در ادامه ۱۰ ایده به شما ارائه می‌دهیم که می‌توانید برای ایجاد مزیت رقابتی به کار بگیرید:

۱. کارکنان عالی داشته باشید

یکی از بهترین (یا بدترین) مزیت‌های رقابتی شما کارکنان‌تان هستند. مزیت داشتن کارکنانی که دوستانه، آگاهانه و فعالانه رفتار می‌کنند را هرگز نباید دست بگیرید. نکته کلیدی این است که مطمئن شوید کارکنان‌تان با انگیزه، آموزش دیده هستند و عملکرد خوبی دارند. برای انجام این کار راه ‌های زیر را به کار بگیرید:

  • استانداردهای عملکردی واضح ایجاد کنید
  • طرح‌های تشویقی برای کارکنان بگذارید
  • اعزام کارکنان‌تان را به دوره‌های آموزشی بفرستید
  •  توسعه دانش /خدمات کارکنان‌تان را تشویق کنید

۲. به مکان کسب‌وکارتان اهمیت دهید

اگر یک شرکت در نزدیکی یک تامین‌کننده قرار بگیرد، مکانش می‌تواند به کاهش هزینه‌ها کمک کند. این می‌تواند به کاهش زمان تحویل و افزایش کارایی از طریق کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل کمک کند.

به طور مشابه، شرکت‌ها ممکن است خود را در موقعیت منحصر به فردی قرار دهند که به موجب آن، آن‌ها تنها تامین کننده در یک مکان باشند. به عنوان مثال، یک رستوران در هتل یا یک فروشگاه در بالای یک منطقه پیاده‌روی طولانی را درنظر بگیرید.

 ۳. محصولات منحصر به فرد تولید کنید یا فناوری انحصاری ایجاد کنید

اگر بتوانید محصول یا خدماتی منحصر به فرد ارائه دهید، مزیتی دارید که رقبا نمی‌توانند. اگر با کسب‌وکارهای بزرگ‌تر یا مشابه رقابت می‌کنید، باید بتوانید به دلیل محصولات منحصر به فردی که مردم در هیچ کجای دیگر نمی‌توانند پیدا کنند، برای خود شهرت کسب کنید.

همچنین می‌توانید فناوری انحصاری خود را داشته باشید که ممکن است یک حق اختراع، دستور العمل/فرمول خاص یا فرآیند تجاری باشد. فناوری انحصاری از ثبت اختراع آیفون گرفته تا فرمول مخفی کوکاکولا متغیر است. فناوری انحصاری هر چه باشد، مزیت رقابتی را برای مالکش فراهم می‌کند.

۴. یک وب سایت طراحی کنید

وب سایتی که نسبت به رقبا جذاب‌تر یا راحت‌تر است، می‌تواند یک مزیت متمایزکننده باشد. می‌توانید یک تجربه خرید آنلاین بهتر، آسان‌تر ایجاد کنید یا گزینه‌های حمل و نقل رقابتی‌تر، تخفیف‌های آنلاین را در دستور کار قرار دهید.

۵. دانش فنی خود را تقویت کنید 

اگر نمی‌توانید در قیمت رقابت کنید، باید دانش فنی برتر را نسبت به سایر کسب‌وکارهای اطراف خود ارائه دهید. باید مطمئن شوید که کارکنان به خوبی آموزش دیده‌اند تا بتوانند از پس هر مشکل مشتری بربیایند و اطمینان از درست بودن کارشان را برای مشتری ایجاد کنند.

رسیدن به مزیت رقابتی

۶. تامین کنندگان خود را بشناسید

داشتن روابط خوب با تامین کنندگان و نمایندگان فروش آن‌ها یک مزیت رقابتی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. ارتباط با یک تامین‌کننده بزرگ و شناخته شده یک مزیت رقابتی قطعی است.

تامین کنندگان بزرگ تحقیقات بازاریابی انجام می‌دهند، محصولات جدید تولید می‌کنند، تجزیه و تحلیل مشتریان را انجام می‌دهند و برندسازی و تبلیغات سراسری نیز دارند که می‌تواند اعتبار شما را نیز افزایش دهند. به گونه‌ای برای یک شرکت مستقل رقابت با شما دشوارتر خواهد بود.

۷. سایر خدمات خود را به نمایش بگذارید

برای به دست آوردن مزیت رقابتی، چیزهایی را ارائه دهید که رقبا انجام نمی‌دهند، به خصوص اگر هزینه بسیار کمی‌ دارند. گاهی اوقات تنها نمایش لیستی از کارهایی که قبلاً برای مشتریان انجام داده‌اید، اما ممکن است اکثریت از آن بی اطلاع باشند، می‌تواند برای شما مزیت رقابتی ایجاد کند.

  از مشتریان انتظار نداشته باشید که به طور خودکار از مزایای رقابتی شما آگاه باشند، این شما هستید که باید آن‌ها را تبلیغ کنید.

۸. اتحادهای استراتژیک و سرمایه‌گذاری مشترک ایجاد کنید

یکی از بهترین راه‌ها برای رقابت با کسب‌وکارهای بزرگ، ایجاد اتحاد و سرمایه‌گذاری مشترک با سایر کسب‌وکارها است. به عنوان مثال، با ایجاد پیوندی مشترک با سایر کسب‌وکارها در صنعت خود می‌توانید تخفیف‌های گروهی بهتری را از تامین‌کنندگان بگیرید نسبت به زمانی که فقط خودتان سفارش می‌دادید.

توانایی تشکیل اتحادهای هوشمند و سرمایه‌گذاری مشترک یک ویژگی مهم و متمایزکننده در موفقیت بسیاری از کسب‌وکارها است. برای مثال سرمایه گذاری مشترک در بازاریابی روش دیگری برای تقسیم هزینه‌های تبلیغاتی است.

نکته مهم در این روش این است که کسب‌وکارها باید مراقب باشند که از مرز بین اتحاد و تبانی عبور نکنند. تبانی زمانی اتفاق می‌افتد که کسب‌وکارهای یک صنعت با هم همکاری می‌کنند تا به‌طور مصنوعی قیمت‌ها را کنترل کنند.

از سوی دیگر، اتحادهای استراتژیک بیشتر در امتداد خطوط سرمایه‌گذاری مشترک هستند که کسب‌وکارها از آن برای تجمیع منابع استفاده می‌کنند تا قیمت تمام شده برخی چیزها را برای خود پایین‌تر نگه دارند.

۹. سرعت داشته باشید

مردم خدمات سریع می‌خواهند، بنابراین هر چه سریع‌تر محصول یا خدمات خود را تحویل دهید بهتر است. جلسات منظمی با کارکنان برگزار کنید ودر مورد چگونگی ساده‌سازی فرآیندهای کسب‌وکار، برآورده کردن یا فراتر از نیازهای مشتری بدون به خطر انداختن کیفیت را بررسی کنید.

۱۰. در دام خوب بودن نیفتید، بلکه باید عالی باشید

برخی از شرکت‌ها وقتی به یک مزیت رقابتی نسبی دست می‌یابند و موقعیت پایداری پیدا می‌کنند، استراتژی‌های رشد خود را نادیده می‌گیرند. این اتفاق اغلب در شرکت‌هایی با استراتژی تمرکز رخ می‌دهد که بر بخش‌های هدف‌شان تسلط دارند.

این شرکت‌ها برای افزایش فروش و سرعت بخشیدن به رشد خود کند عمل می‌کنند تا در نهایت مزیت رقابتی خود را از دست می‌دهند. درنتیجه نباید هیچ‌وقت استراتژی‌های رشد خود را نادیده بگیرید.

خواندن کتاب زیر می‌تواند به شما در اجتناب از چنین موقعیت‌هایی کمک نماید.‎

 از خوب به عالی

چطور می‌توان شرکت‌های خوب، متوسط و حتی ضعیف را به موفقیت و رشد پایدار رساند؟ این سوال اصلی است که جیم کالینز در کتاب از خوب به عالی به آن پرداخته است.

‎اکنون بخوانید‎

نتیجه‌گیری

“مزیت رقابتی” به ویژگی‌هایی اشاره دارد که به یک واحد تجاری اجازه می‌دهد نسبت به رقبای خود موفق شود. شرکت‌ها می‌توانند از رهبری هزینه، تمایز و تمرکز استفاده کنند تا در ارائه محصولات یا خدمات خود به مزیت رقابتی دست پیدا کنند.

“مزیت رقابتی” اصطلاحی است که معمولاً در کسب و کار استفاده می‌شود، اما می‌تواند در مورد کشورها، سازمان‌ها و افراد نیز صدق کند.

مطالعۀ بهترین کتاب‌­ها در ۱۵ دقیقه

اگر به دنبال راه‌کارهایی برای بهبود کسب‌وکارتان یا توسعه خودتان هستید، مطالعه کردن یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید. اما خواندن کتاب‌­ها نیز زمان بَر است و به همین خاطر، سایت ما تنها مهم‌ترین مطالب هر کتابی را جمع‌آوری کرده و در عرض ۲۰ دقیقه در اختیارتان قرار می‌­دهد.

دیگر نیاز نیست زمان زیادی را برای مطالعه درنظر بگیرد. کافی است اپلیکیشن ذهن را دانلود کنید تا به راحتی مطالعه کردن را در برنامه‌­هایتان جا دهید و کتاب‌خوانی را به یک عادت روزانه تبدیل کنید.

دانلود اپلیکیشن خلاصه کتاب ذهن

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید