تفکر کوانتومی؛ به گربه شرودینگر سلام کن!

تفکر کوانتومی در زندگی فردی

بنابر تفکر کوانتومی ، مغز، ابزار تفکر و بررسی موضوعات مختلف است. با این حجم مشخص از بافت و نورون ها است که ایده سازی میکنیم و حتی آنچه را در گذشته انجام دادیم مورد بررسی قرار می دهیم.

تفکر اساسی بسیار پاک و بکر است و وقتی در مسیر درستی از آن استفاده شود، ارتباطی ماندگار با دیگران و محیط اطراف ایجاد میکند.

حالا بیایید تصور کنیم اگر تفکر ما به سطح دیگری وارد شود چه اتفاقی می افتد؟ البته قطعا نه به آن شکلی که بتمن یا مرد عنکبوتی عمل می کنند بلکه  دستیابی وسیعی به تفکر، منظور من است. یعنی کامیابی در ارتباط با دیگران و بهبود ایده های نو.

صحبت از تفکر کوانتومی است

در ابتدا با این پرسش روبه رو می‌شویم که: پای حقیقت در میان است یا احتمال؟

برای پاسخ به این پرسش نیاز به تعریف روشن و ساده ای از تفکر کوانتومی داریم؛ توانایی ذهن در مشاهده مسئله از تمام زوایا. تعریف این تفکر ساده است و تمرین و مسلح شدن به چنین تفکری، به مراتب ساده تر خواهد بود.

تفکر کوانتومی و فرایند تصمیم گیری

تفکر کوانتومی و فرایند تصمیم گیری

موقعیت هایی را در زندگی تصور کنید که درگیر مسئله ای می شوید. در چنین وضعیتی، طوری به مسئله نگاه میکنیم که در نهایت ما را به هدفمان برساند. در این حالت، ما توجهی به زوایای متفاوتی که این مسئله میتواند داشته باشد نداریم.

به بیان گویاتر، تصمیمی میگیرید که مطمئن باشید برایتان مفید و نتیجه بخش خواهد بود. شما بر مبنای یک « اطمینان درونی و سنتی» که در آن، منافع فردی نهفته است، قدم برمی دارید.

در نظریه های سنتی تصمیم گیری، آقای شیائوچو ژانگ – زیست شناس و متخصص علم اعصاب دانشگاه علوم و فناوری چین در هفی Hefei- به رفتارهای انسانی غیرمنطقی هم اشاره کرده است. مبنا در سنت این است که « من میدانم در موقعیت های مختلف چه تصمیمی باید بگیرم» درحالیکه این موضوع در برخی درست نیست و آنها فاکتورهای انتخابی خاصی را برای تصمیم گیری خود در نظر نمی گیرند.

اجازه دهید راه را برای تفکر کوانتومی باز کنیم؛ این روش استدلال به بیش از یک دیدگاه مخالف (متضاد) در زمانی واحد توجه دارد و خود واژه «کوانتوم» به خوبی معرف این تفکر است:

کوانتوم، دنیای احتمالات است و شما با تفکر کوانتومی پا به دنیای احتمالات و تناقضات می گذارید.

در چنین تفکری ما دچار پدیده قدرتمندی به نام دوگانگی می شویم؛ توانایی موجودیت چند سطحی در بیش از یک حالت مشخص.

کمی پیچیده شد؟! فقط کافی است که از دو مفهوم « درست» یا «غلط» در زندگی واقعی فراتر بروید.

بهتر است غوطه ور در جهان «درستی» یا «نادرستی»، به احتمالات توجه کنید و این حقیقت را بدانید که جهان، یک مفهوم « صفر و یک» نیست. جهان و هرآنچه در آن وجود دارد، در عین سادگی و ملموس بودن، پیچیده است.

ارتباط بین ذهن بشر و فیزیک کوانتوم

واژه کوانتوم، اشاره به طبیعت دوگانه هرچیزی دارد و بیشتر در علم فیزیک به کار میرود. البته  دانشمندان به تازگی ازاین مفهوم برای توضیح میراث بشری استفاده می کنند: آگاهی.

وجود چنین ماهیتی از نظر علمی ثابت شده است و بدون تردید، ذهن بشر آمیخته به آن است. سوال اینجاست که « سرچشمه آگاهی از کجاست؟»

فلاسفه بنامی همچون دکارت به جدایی ذهن بشر از جسم او پرداخته اند و آن را موجودیتی متافیزیکی می دانند درحالیکه علم در این مسیر، گام درستی برنداشته است.

اما دانشمندان از نظر علمی موافق دوگانگی ذهن و بدن انسان نیستند. برخی از پژوهشگران در تلاش برای ارتباط آگاهی با فیزیک کوانتوم بوده اند و بار دیگر این تلاش بی نتیجه بوده است چراکه یک مفهوم مبهم و رازآلود را با مفهوم دیگری توضیح می دهند.

داستانی که جهانی شد!

گربه شرودینگر به ماجرای جالب فیزیکدان اتریشی، آروین شرودینگر اشاره دارد. او از یک گربه برای آزمایش فکری استفاده میکند تا به مفهوم «احتمال» و «عدم قطعیت» خارج از دنیای ذرات اتم بپردازد.

داستان این گربه، شبیه سازی ملموسی است که در آن، گربه داخل جعبه ای که در آن بسته خواهد شد، گذاشته می شود. شما درمورد گربه دو نتیجه احتمالی باید بگیرید؛ او یا مرده یا زنده است.

تفکر کوانتومی و عدم قطعیت
کوانتوم، دنیای احتمالات است و شما با تفکر کوانتومی پا به دنیای احتمالات و تناقضات می گذارید.

این عدم قطعیت از دوحالتی که گفته شد خارج نیست و تنها زمانی از وضعیت احتمالی خارج می شود که شما، در جعبه را باز کنید و واقعیت را ببینید.

تفکر کوانتومی به همین موضوع مهم اشاره میکند. احتمالات در ذهن شما به صورت بالقوه جریان دارند و این «آگاهی» شماست که زمینه تولد و پرورش چنین احتمالاتی را با توجه به پیشینه فکری هر شخص و نه لزوما تفکرات سنتی، فراهم میکند.

با عینیت بخشیدن به این احتمالات، در واقعیت شما با یک تفکر واقعی روبه رو می شوید که یا در تضاد با باورهای شخصی شما و دیگران است یا همسو با آن.

تفکر کوانتومی و یک نمونه ساده

خودتان را در قالب کسب و کار دلخواهتان قرار دهید و بر صندلی فروشنده بنشینید. سعی کنید در قدم اول، نقش فروشنده را به خوبی ایفا کنید و تصور کنید که مشتری ممکن است چه خواسته هایی داشته باشد.

با درک درست این نقش، حالا نوبت به تغییر آن می رسد؛ شما اکنون یک مشتری هستید. تصور کنید که فروشنده لازم است چه ارتباطی با شما برقرار کند و تصمیم دارید چه اطلاعاتی از او دریافت کنید.

قرار است چه نتیجه ای از این شبیه سازی بگیریم؟

با ایفای این نقش ها مشخص می شود که هرزمان قصد راه اندازی سرمایه گذاری خود را داشته باشید، استراتژی منحصربه فرد و مدل کسب و کار شخصی خودتان را در سایه تفکر کوانتومی به همگان نمایش می دهید.

تصویری درست و حرفه ای که در آن مجموعه ای از باید ها و نبایدها و احتمالات درنظر گرفته شده است.

جایگاه تفکر کوانتومی در مشاغل

زمانیکه وظیفه مشاوره را در شغلم داشتم، آموختم که «اعداد» در کسب و کار همیشه داستان های باارزش و متفاوتی برای خودشان دارند. مدیران اجرایی همیشه با همین اعداد، جنبه های مختلفی از بازار را زیر نظر داشتند؛ برآورد اندازه بازار.

شاهد همین اتفاق در حرفه دوستم نیز بودم. او یک مبتکر است. تفکر کوانتومی، درواقع شغل او بود نه آنچه به آن معروف بود.  خلاقیت را نوعی بحث و تبادل نظر می دانست. به باور او، خلاقیت یعنی جداسازی فرضیات یا احتمالات احتمالا نادرستی که بازار آنها را بیرون میدهد یا رد میکند.

دوست مبتکر من تمامی این دیدگاه های قانع کننده را برای خودش نگه می داشت ولی میدانست که قرار نیست اولویت او برای نوآوری جدیدش باشند، و بعد با صبر و حوصله، آسیب های احتمالی این فرضیات نادرست را بررسی میکرد.

زن سیاستمداری را می شناسم که از او درمورد تفکر کوانتومی پرسیده بودند. شناخت ناچیزی درموردش داشت و درواقع هرگز از چنین استدلالی برای مباحثات خود استفاده نمیکرد.

از نگرش او و سایر همکاران سیاستمدارش نسبت به این تفکر میشد چنین نتیجه گرفت که این گروه کمترین حد از احساس همدلی را نسبت به کسی داشتند که ۱۰۰% طرفدار رویکرد آنها درمورد موضوعی نبوده است.

جالب اینجاست که بعدا در مشاهداتم متوجه شدم که اتفاقا دیدگاه ها و مسائل سیاسی به قدری پیچیده است که باید از نقطه ای در میان آنها به جوانب موضوع نگریست و بیشتر و بهتر نتیجه گرفت.

تفکر کوانتومی و مزایای آن

ستاره های درخشان زیر، بر سینه استدلال کوانتومی سنجاق شده‌اند:

  • به شما قدرت نقد کردن می دهد؛ حتی اگر این تفکر، استدلال های فرعی را درخود جای داده باشد و برخوردی بین آنها اتفاق بیفتد. لازم است تا همه زوایای یک استدلال یا اندیشه را در نظر داشته باشید.
  • ● شما را با دیگران همدل تر میکند.
نقش تفکر کوانتومی در زندگی
از تأثیر چشمگیر تفکر کوانتومی بر زندگی فردی غافل نباید شد

● دیگر در دام دید تونلی – دید محدود بدون در نظر گرفتن جوانب- گرفتار نمی شوید.

  • ● به شما وسعت دید می دهد تا به لطف آن بتوانید نه فقط به خودتان که به اثرات تصمیم گیری های خود بر دیگران نیز فکر کنید.

مهم: برای فردی که به دنبال فعالیت های خلاقانه یا کارآفرینی است، این نوع تفکر بسیار نقش مهمی دارد.

تفکر کوانتومی دست ذهن شما را میگیرد تا در دنیای تفکر دوگانه – خوب یا بد، صفر یا یک- رویکرد متفاوتی داشته باشید.

شما را با دنیای احتمالات آشنا میکند.

سخن پایانی

فرایند اندیشیدن و استدلال را در ذهن خودتان بررسی کنید. درصورتیکه میتوانید درمورد موضوع یا مسئله ای به همه جوانب آن نظر داشته باشید و آنها را همزمان بسنجید، شما مسلح به تفکر کوانتومی هستید.

قدرت استدلال کوانتومی باعث می شود تا چشم اندازهای متفاوتی درمورد مشکلات و موضوعات کوچک و بزرگ داشته باشید و در این مسیر، به پاسخ هایی برسید که بدون چنین تفکری، قابل شناسایی نبودند.

تفکر کوانتومی نیز همچون تفکر موازی  یاری گر ما برای پذیرش تضادها و خودداری از بروز مشکلات است. با راهنمایی چنین تفکری، میتوانیم همدلانه در یک بحث دو یا چندنفره شرکت کنیم و یک موضوع مشترک را از تمامی زوایا بسنجیم.

برنده ای در کار نیست مگر برد دست جمعی یا دستکم خنثی کردن تضادهای بی نتیجه. در خلال این مسیرکه باهدف بهبود، دفاع و به اشتراک گذاری عقایدمان طی می شود، منظور ما عینیت بخشیدن به آن چیزی است که در ذهن داریم.

با توجه به آنچه در این مقاله برایتان نوشتم، قلبا باور دارم که تفکر کوانتومی قدرت برتر است و برای بقا در جهان بی پایان عقاید و تضادها، چه بهتر که لباس ابریشمین استدلال کوانتومی را بر تن داشته باشیم.

هدی صادقی

من می‌نویسم. در کنار سفر، مهربانی، آشپزی و سکوت، از این هنر، برای معنا دادن به زندگی ام بهره می‌برم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید