۵ مسیر دستیابی به اهداف بزرگ کاملا واقعی را در این مقاله با هم می خوانیم .

۵ مسیر دستیابی به اهداف بزرگ
۵ مسیر دستیابی به اهداف بزرگ

امروز که این را می نویسم ، یک تعطیلات ملی است ، اما به جای این که استراحت کنم مسیر دستیابی به اهداف بزرگ را بررسی میکنم و بیشتر وقت خود را صرف مرور ماه های گذشته زندگی ام می کنم و برای کاری که از ۱ ژانویه ۲۰۱۲ هر کوارتر آن را بدون شکست انجام داده ام برنامه ریزی می کنم. اینها عادات یک آدم عامی و دیوانه است.

۵ مسیر دستیابی به اهداف بزرگ
۵ مسیر دستیابی به اهداف بزرگ

من اهمیتی نمی دهم! من مصمم هستم که ماموریت مخفی و پنهان خود(مسیر دستیابی به اهداف بزرگ) را کشف کنم.
به عنوان کسی که همه جوانب هدف را مورد مطالعه قرار داده است ، من در نهایت می توانم کلید پیدا کردن خودتان را با شما به اشتراک بگذارم.
اماده ای؟ ایناهاش:

هیچ راهی برای رسیدن به هدف وجود ندارد.

 هر دستاورد بزرگی،راه خودش را دارد ، و به نظر می رسد شبیه راه دیگران نیست. 

اگر یک راه وجود داشته باشد که توسط آدم های موفق همان ها که حرفه خود را زندگی می کنند، وجود داشته باشد،این است که: آنها این کار را به روش خود انجام دادند و آنها مایل به انجام کار برای ایجاد یک زندگی بهترین بودند. در اینجا پنج داستان باورنکردنی وجود دارد که به شما ثابت می کنند برای  مسیر دستیابی به اهداف بزرگ هیچ فرمولی وجود ندارد. شما باید آن را به روش خود انجام دهید.

۱. جاکیندا آردرن ، نخست وزیر نیوزلند

جاکیندا آردرن
جاکیندا آردرن

از اکتبر سال ۲۰۱۷ ، در ۳۷ سالگی ، او جوانترین رئیس دولت یک ایالت و پنجمین جوانترین نخست وزیر در دنیا است.
او به خاطره حمله ی تروریستی که به کشورش صورت می گیرد،متعهد می شود که نمونه ای جهانی از امنیت ملی ، سلامت روان و روابط بومی را تشکیل دهد.
اوه ، و آیا من اشاره کردم که او یک نوزاد داشته و در حین کار ، مرخصی زایمان گرفته است؟
در مورد جهشی رو به جلو برای وضعیت زنان در محیط کار تحقیق کنید.

 مسیر غیرمعمول او برای مسیر دستیابی به اهداف بزرگ 

mormon را در یک شهر کوچک که به دلیل فعالیت در باند maori مشهور است ، بزرگ کرد ، در بین کودکانی که کفش نداشتند و هیچ چیزی برای صرف ناهار نمی خورند ، او فعالیت سیاسی خود را درست از دانشگاه شروع کرد و برای نخست وزیر نیوزلند و هلن کلارک و نخست وزیر انگلیس تونی بلر کار کرد.
مسیر او برای این غیر معمول است که بسیار سرراست است: او از جوانی می دانست که سرنوشت او در سیاست است. با این وجود ، شانس بزرگ او این بود که: حزب او در انتخابات سال ۲۰۱۷ دوم شد ، اما با کمک شخص ثالث ، دولت ائتلافی را تشکیل داد و او به کار افتاد.

۲. چارلز بوکوفسکی ، نویسنده و کاروسور

چارلز بوکوفسکی
چارلز بوکوفسکی

وی که توسط مجله وقت ” Laureate of American Lowlife ” مشهور شد ، دقیقاً نمونه خوبی از یک زندگی خوب نبود ، اما مطمئناً حرفه خود را به عنوان نویسنده پیدا کرده است.
وی فرصت خلق هزاران شعر ، صدها داستان کوتاه ، شش رمان و بیش از ۶۰ کتاب در مدت شش دهه پیدا کرد.
در طول عمر و پس از مرگ وی ، در روان آمریکایی و جهان جاودانه شد.
زندگی او در دو فیلم توسط میکی رورک و مت دیلون به تصویر کشیده شده است ، و اشاره به کار او در ده ها فیلم دیگر ، نمایش های تلویزیونی و موسیقی مشاهده می شود – شان پن و U2 کارهایی را به او اختصاص داده اند.

 مسیر غیرمعمول او برای مسیر دستیابی به اهداف بزرگ 

او به عنوان یک کودک مهاجر آلمانی در دهه ۲۰ و ۳۰ ، توسط همکلاسی ها مورد شکنجه قرار گرفت ، توسط پدر بیکار خود مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در فقر زندگی کرد. اولین فعالیت او در کارخانه ترشی شروع شد و با بیش از یک دهه ناامید کننده در سرویس پستی ایالات متحده پایان یافت.
فلسفه زندگی او به سنگ قبر او حک شده است:
“سعی نکن”.
او علیرغم مصائب ، نوشتار خود را دنبال کرد ، و هیچ کس نمی تواند انکار کند که او آنچه را که در این زمین قرار داده شده بود برای انجام دادن پیدا کرد.

۳. دیوید گوگینز ، تکاور دریایی و قهرمان اولترا ماراتون

دیوید گوگینز
دیوید گوگینز

او به سخت ترین مرد زنده شناخته شده است که بارها دآنرا ثابت کرده است.

او به عنوان یک تکاور نیروی دریایی یکی از تعداد انگشت شماری از انسانهایی است که در عملیات “هفته جهنم” زنده مانده است، اما این دیوانه سه بار این کار را انجام داد. وی همچنین از دانشکده ارتش رنجر فارغ التحصیل شد و در عراق و افغانستان خدمت کرد.
علی رغم سابقه خدمتش ، او به دلیل داشتن تناسب اندام شناخته شده تر است. او تقریباً ۵۰ اولتراماراتون را تکمیل کرده است و هشت بار در مقام اول قرار گرفته است.

شاید شما بپرسید اولترا ماراتون چیست؟
ماراتونی است که در آن افراد باید مسافت ۳۰ تا ۱۵۰ مایل را در مدت ۲۴ ساعت طی کنند.
گوگینز این مسافت را در ۱۷ ساعت گذراند و رکورد زد.

 مسیر غیرمعمول او برای مسیر دستیابی به اهداف بزرگ 

جای تعجب نیست که این مرد سخت باشد. او در یک زندگی وحشیانه به دنیا آمد. پدر ستمگر وی به او اجازه داده بود که از ۶ سالگی در دیسکوهای خانواده کار کند و او و مادر و برادرش را کتک زد تا اینکه به یک شهر کوچک ایندیانا گریختند.
دیوید لکنت زبان گرفت و موهایش از استرس زیاد شروع به ریزش کرد. او ترک تحصیل کرد و در سالهای نوجوانی به سختی می توانست بخواند.

در اواخر دهه ۹۰ ، گوگینز ۳۰۰ پوند وزن داشت و سوسک های وحشی را برای خوردن شکار میکرد.
اما او دیدگاه خود را برای تبدیل شدن به یک تکاور تغییر داد و با چنان خشونت کار کرد که در مدت سه ماه ۱۰۶ پوند را از دست داد و زندگی وی به افسانه تبدیل شد. امروز او یک سخنران انگیزشی است و کتابش پرفروش می باشد.

۴- جین جیکوبز ، فعال و برنامه ریز شهری

جین جیکوبز
جین جیکوبز

یکی از بزرگترین برنامه ریزان شهری تاریخ، آموزش رسمی نداشت ، اما او جنون در ساختن بزرگراه ها به جای محلات را داشت و از طریق فعالیت خود ، شیوه ساخت شهرها را تغییر داد.

تحرکات او حمایت بنیاد راکفلر را که حامی باشگاه پسران برنامه ریزی شهری در دهه ۱۹۵۰ بود ، جلب کرد.
حماسه وی در سال ۱۹۶۱ “مرگ و زندگی در شهرهای آمریکا” یکی از تأثیرگذارترین مطالبد مورد نیاز دانشجویان برنامه ریزی شهری است. اگرچه در سال ۲۰۰۶ درگذشت ، نام او هنوز هم به عنوان یک فریاد بزرگ برای پیشرفت مردم شناخته می شود.

 مسیر غیرمعمول او برای مسیر دستیابی به اهداف بزرگ 

در کالج ، زمین شناسی ، جانورشناسی ، حقوق ، علوم سیاسی و اقتصاد را فرا گرفت و بدون مدرک یا هر نوع آموزش رسمی در برنامه ریزی شهری کنار رفت.
او کار خود را به عنوان دستیار بی حقوق در یک روزنامه آغاز کرد ، سپس به یک ستاره شناس تبدیل شد و به عنوان نویسنده مستقل گام برداشت.
پس از اشتیاقش به برنامه ریزی شهری او به مبارزه با مرد سالاری و خانه دار شدن زن ها پرداخت و خواستار آموزش رسمی به بانوان شد. ناشر مجله فورچون در مورد آن نوشت:آن فرد دیوانه کیست؟

۵. مایکل سینگر ، مدیرعامل

مایکل سینگر
مایکل سینگر

از میان این پنج داستان هدف ، مایکل جذاب ترین است و بهترین نمونه چگونگی یافتن هدف شما ، که اغلب شانس است تا یک برنامه ریزی دقیق.

 انسان برنامه ریزی می کند ، خدا همانطور که می گویند می خندد. 

مایکل برنامه ای داشت و قرار بود در زمین های خود در جنگل های آلاچوا ، فلوریدا مخفی شود و برای رسیدن به سعادتمندی ، هر روز مراقبه کند. سپس یک زن به اطراف آمد و خانه ای را بنا کرد ، و این شروع یک اجتماع مراقبه معنوی بود که امروز هنوز شکوفا است. در روند ساختن یک معبد توسط مایک، وقتی مردم متوجه شدند که مایک سازنده است، شرکت ساخت و ساز وی رونق گرفت و متولد شد.

یک روز در رادیو شاک ، او عاشق رایانه TRS-80 شد و یاد گرفت که چگونه برنامه نویسی کند. خوب ، در واقع ، که او یک قطعه نرم افزاری به نام مدیر پزشکی برای دیجیتالی کردن سوابق پزشکی ایجاد کرد ، که اکنون در اسمیتسونیان به عنوان نرم افزاری با اهمیت ملی قرار گرفته است.
شرکت وی با WebMD ادغام شد و او مدیرعامل آن شرکت میلیارد دلاری شد.

 مسیر غیرمعمول او برای مسیر دستیابی به اهداف بزرگ 

خواهید دید که مسیر او چقدر ناپسند و تصادفی بوده است ، اما جالب تر این است که او هرگز برای رسیدن به موفقیت های خود تصمیم نگرفت. در حقیقت ، در اوایل زندگی وی تصمیم به یادآوری مانتره بوکوفسکی گرفت ، “سعی نکنید”.

وی استدلال کرد که برخی از نیروی ناشناخته ، ۱۴ میلیارد سال جهان را در نظم کامل نگه داشته است ، و اگرچه او آرزوها و ترجیحات خود را داشت ، چه کسی بود که معتقد باشد خواسته های او باید بر این هوش جهانی اولویت داشته باشد؟ او تصمیمی بنیادین گرفت تا تسلیم آن شود و به سادگی هر کاری را که در مقابل او قرار دارد انجام دهد.

این امر او را مستقیماً به سمت فراخواندن و اوج موفقیت سوق داد.
داستان های عالی ، مایک ، اما چگونه آنها به من کمک می کنند تا مسیر دستیابی به اهداف بزرگ خود را پیدا کنم؟
یک مجله ادبی به نام The Paris Review وجود دارد که از سال ۱۹۵۳ با نویسندگان برتر در مورد روند کارشان مصاحبه می کند.

از خواندن آن تعجب کردم که هیچ کدام روال نوشتن مانند روز قبل ندارد. برخی مجبور بودند ابتدا بنوشند ، برخی مجبورند در یک دفتر بنشینند ، برخی برای گشت و گذار در سایتهای خبری.

هنگامی که من به عنوان نویسنده شروع کردم ، به من کمک کرد تا بدانم که هیچ فرمولی برای کارهای عالی و رسیدن به مسیر دستیابی به اهداف بزرگ وجود ندارد ، بلکه شما خودتان آنرا را ایجاد می کنید.
من متوجه شدم که با هدف ما مشابه است. مسیر شما برای رسیدن به هدف مانند هر کس دیگری به نظر نمی رسد.
بنابراین مقایسه خود را متوقف کنید.

پیشنهاد من به شما مقاله در این مقاله ۶ مرحله آورده شده تا ما را در مسیر شمال واقعیمان، قرار داده و هدایت کند در راستای مقاله مسیر دستیابی به اهداف بزرگ است .
فقط امتحان کن.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید