خلاصه کتاب لبه تیغ

خلاصه کتاب لبه تیغ

کتاب لبه تیغ، سفر معنوی و فیزیکی لری دارل، مرد جوان حساس و باهوشی را دنبال می‌کند که از انطباق با هنجارهای اجتماعی رایج در آمریکای پس از جنگ جهانی اول امتناع می‌کند.

او به جای یک زندگی معمولی، جهت پیدا کردن پاسخی برای پرسش‌هایش درباره انسان، خدا و معنای زندگی به سفر می‌رود. سفری که بیش از یک دهه طول می‌کشد تا درنهایت در هند پاسخ برخی از پرسش‌های خود را پیدا می‌کند.

درواقع در این کتاب سامرست موام به سراغ موضوعی رفته که جواب دادن به آن همواره دغدغه انسان‌ها بوده است، یعنی مفهوم “زندگی” و “معنای آن”. با وجود این‌که رمان لبه تیغ چنین مفهوم عمیقی را بیان می‌کند، به سادگی نوشته شده و می‌توان گفت هر خواننده‌ای را راضی می‌کند.

برای آشنایی بیشتر با کتاب لبه تیغ و معنا و مفموهی که برای زندگی ارائه کرده است، با این خلاصه کتاب همراه شوید.

شناسنامه کتاب لبه تیغ 

  • عنوان اصلی : The Razor’s Edge
  • نویسنده: ‏ویلیام سامرست موام
  • کشور: انگلستان
  • سال انتشار: ۱۹۴۴
  • ژانر: رمان کلاسیک
  • مناسب برایهمه افراد 
  • امتیاز کتاب: ۴.۱۹  از ۵ (بر اساس وبسایتgoodreads.com‏)

معرفی کتاب

لبه تیغ، اثر رمان‌نویس بریتانیایی دبلیو سامرست موام در سال ۱۹۴۴ در لندن و نیویورک منتشر شد. موام ۷۰ ساله بود که این کتاب منتشر شد و قرار بود این آخرین رمان اصلی او باشد.

سامرست در آن زمان، یکی از محبوب‌ترین نویسندگان بود و لبه تیغ در هر دو سوی اقیانوس اطلس به موفقیتی فوری دست یافت و طی چند سال بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رسید.

به طور طبیعی آگاهی فلسفی هر انسانی در سنین بالا بیشتر می‌شود، همین دلیل باعث شده است که موام داستان لبه تیغ را در مورد جستجوی یک نفر برای معنای زندگی بنویسد. این رمان گواهی بر جست‌وجوی خود موام درمورد معنای زندگی است.

 رمان لبه تیغ تا حد زیادی به جستجوی معنای زندگی و دوگانگی بین مادی گرایی و معنویت می‌پردازد.

رمان لبه تیغ، داستانی در مورد ایده‌ها و شخصیت‌هاست. شخصیت‌های اصلی آن آمریکایی‌های طبقه متوسط ​​به بالا هستند و خود موام راوی داستان است. اما شخصیت اصلی لری دارل، یک خلبان سابق در جنگ جهانی اول است.

از آن‌جایی که موام راوی تنها می‌تواند آن‌چه را که از لری می‌آموزد بازگو کند، رمان در واقع بیشتر به صورت مجموعه‌ای از فلاش بک‌های ناشی از جلسات نامنظم و برنامه‌ریزی نشده طراحی شده است که در بازه زمانی پس از پایان جنگ جهانی اول تا اوج جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد.

فضای داستان در مکان‌های مختلفی از جمله شیکاگو، پاریس، لندن و هند اتفاق می‌افتد و شخصیت‌هایی از جهان‌های کاملاً متفاوت را دربرمی‌گیرد.

موام اشاره می‌کند که گاهی مدت‌های طولانی از قهرمان داستانش بی‌خبر بوده و در کتابش هم قرار نیست از شیوه داستان‌سازی استفاده کند تا این فضا را پر کند. بنابراین بهتر است به هنگام مطالعه رمان این نکته را مد نظر داشته باشید.

بهتر است بدانید، لبه تیغ یکی از اولین رمان‌های غربی بود که راه‌حل‌های غیرغربی را برای حل مشکلات جامعه پیشنهاد کرد.

در واقع موام داستان مرد جوانی که ارزش‌های غالب فرهنگ آمریکایی را رد می‌کند و برای الهامات معنوی به شرق می‌نگرد را به تصویر می‌کشد.

به خاطر جذابیت داستان، این رمان به سرعت مورد توجه سینماگران قرار می‌گیرد و در سال های ۱۹۴۶ و ۱۹۸۴  دو اقتباس سینمایی از روی آن ساخته می‌شود.

فیلم اقتباسی از خلاصه کتاب لبه تیغ

شخصیت‌های اصلی کتاب لبه تیغ

لری دارل

لری دارل شخصیت اصلی این رمان است. در شانزده سالگی از خانه فرار می‌کند و به کانادا می‌رود تا خلبان شود. وقتی جنگ جهانی اول تمام شد، او به خانه بازمی‌گردد. اما علی‌رغم سالم بودنش، کاملاً تغییر کرده است. برخلاف دیگر مردان جوان، او نمی‌خواهد وارد تجارت و کسب درآمد شود. لری احساس می‌کند که به دانش، تجربه و پاسخ نیاز دارد.

آقای موام

راوی داستان، آقای موام، یعنی خود نویسنده، یکی از شخصیت‌های داستان است. او یک فرد انگلیسی و یک نویسنده کاملا موفق است. او نیز مانند لری به مسافرت علاقه دارد و زیاد سفر می‌کند. خواننده داستان را از چشمان او می‌بیند.

ایزابل بردلی

ایزابل بردلی نامزد سابق لری است که  تصمیم می‌گیرد نامزدی خود را با او بهم بزند. زیرا به این نتیجه می‌رسد که نمی‌تواند با سبک زندگی لری کنار بیاید. اگرچه لری تنها عشق واقعی اوست، اما با فرد دیگری ازدواج می‌کند. وسواس او نسبت به لری به قدری قوی است که هر کاری برای جلوگیری از ازدواج او با شخص دیگری انجام می‌دهد.

الیوت تمپلتون

الیوت تمپلتون عموی ایزابل و یک دلال هنری موفق است. اگرچه او در ایالات متحده آمریکا به دنیا آمده و بزرگ شده است، اما به پاریس نقل مکان می‌کند، زیرا به گفته خودش، این تنها مکان برای مرد متمدنی مانند او است. الیوت خود را با افرادی از بالاترین طبقه اجتماعی و هنرمندان موفق، نویسندگان و غیره احاطه کرده است. تمام زندگی‌اش یک مهمانی بی‌پایان است و آماده است تا پول زیادی را هدر دهد تا در مرکز توجه همه باشد.

سوفی مک دونالد

سوفی مک دونالد دوست دوران کودکی لری، ایزابل و گری است. او همچنین به طور پنهانی عاشق لری بوده و دوست داشته با او وقت بگذراند، کتاب بخواند و صحبت کند. سوفی ازدواج می‌کند، اما بعد از تصادف رانندگی که در آن شوهر و فرزندش کشته می‌شوند، به الکل و مواد دیگر اعتیاد پیدا می‌کند.

گری ماتورین

گری ماتورین شوهر ایزابل و دوست لری است. عشق او به ایزابل و فرزندانشان قابل توجه است. گری تاجری بود که نمی‌توانست تصور کند چگونه کسی می‌تواند مانند لری بیکار زندگی کند.

معرفی شخصیت های اصلی در خلاصه کتاب لبه تیغ

خلاصه کتاب لبه تیغ

رمان لبه تیغ با داستان راوی و نویسنده ویلیام سامرست موام آغاز می‌شود که به ترس خود از نوشتن داستانی که پایان روشنی برای آن ندارد، اعتراف می‌کند. با این حال، در پایان کتاب لبه تیغ روایتی قانع‌کننده درمورد جستجوی لری دارل آمریکایی برای یافتن  پاسخ سؤالات اساسی بشر در مورد زندگی و انسان در آمریکای پس از جنگ جهانی اول را ارائه می‌کند.

موام لری و ایزابل را در اوایل رمان در خانه لوئیزا بردلی ملاقات می‌کند. لوئیزا، یک بیوه ثروتمند است که در حال بازسازی خانه خود می‌باشد. همه در مورد خانه نظر می‌دهند، اما نظر لری منحصر به فرد است زیرا او متقاعد شده که فقط نظر لوئیزا مهم است.

سبک متفاوت تفکر لری پس از کشته شدن خلبان دیگری در طول جنگ جهانی اول آغاز شد. او دوست ندارد در مورد این موضوع صحبت کند. اما این حادثه باعث شده، او به دنبال پاسخ‌های فلسفی باشد.

لری تصمیم می‌گیرد که برای جستجو پاسخ سؤالاتش در مورد زندگی به پاریس نقل مکان کند که باعث جدایی دو ساله او و ایزابل می‌شود.

الیوت، عموی ایزابل که در فرانسه به سر می‌برد، از لری می‌خواهد که به جامعه نخبگان او بپیوندد، اما لری قبول نمی‌کند و ترجیح می‌دهد سرش  را در کتاب‌هایش فرو کند.

با پایان یافتن جدایی دو ساله، ایزابل به همراه مادرش به پاریس می‌روند تا ببینند آیا لری هنوز قصد دارد با ایزابل ازدواج کند یا نه. آن‌ها از لری می‌خواهند به جامعه سطح بالا آمریکا ملحق شود. اما  لری امتناع می‌کند، در عوض از ایزابل دعوت می‌کند تا با او به دور اروپا سفر کند.

اگرچه ایزابل ادعا می‌کند که لری را دوست دارد، اما ترجیح می‌دهد یک ثروتمند در آمریکا باشد تا یک فقیر در اروپا، بنابراین به خانه برمی‌گردد.

طی یک دهه بعد، لری در سراسر اروپا و هند سفر می‌کند. سرانجام با ملاقات با یک گورو در هند، پاسخ‌هایی که دوازده سال به دنبالش بوده را می‌یابد.

آن‌ها همچنین پاسخ‌هایی هستند که او نتوانست در صومعه و کلیسا مسیحی پیدا کند. در هند، لری هنگام مشاهده طلوع خورشید برفراز دریاچه کوهستانی، بیداری معنوی را تجربه می‌کند. با رضایت از این‌که به اندازه کافی آموخته است، به پاریس برمی‌گردد.

در پاریس، ایزابل، موام و الیوت را می‌بیند. ایزابل با گری ماتورین، بهترین دوست سابق لری و پسر یک دلال ثروتمند شیکاگو ازدواج کرده است. این ازدواجی است که به اعتراف ایزابل، بیشتر از عشق واقعی مبتنی بر تمایل او برای زندگی خوب است.

اما پس از چندین سال سعادت مندی، این زوج تقریباً همه چیز خود را پس از سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹ از دست می‌دهند و به آپارتمان پاریسی الیوت نقل مکان می‌کنند.

پاریس در خلاصه کتاب لبه تیغ

لری به جمع دوستان قدیمی‌خود باز می‌گردد، اما اکنون حتی بیشتر از گذشته با آنها متفاوت است و این موضوع آنها را شگفت زده می‌کند. لری متقاعد شده است که به پول نیاز ندارد و می‌تواند مردم را شفا دهد. او موفق می‌شود سردرد ماتورین را با مدیتیشن درمان کند.

در همین حین، سوفی مک دونالد، دوست قدیمی‌شان از شیکاگو، وارد پاریس می‌شود. سوفی شوهر و فرزندش را در یک تصادف رانندگی از دست داده است. زمانی که سوفی به پاریس می‌رسد  به مواد مخدر معتاد شده و رفتاری ناپسند دارد.

لری از سوفی می‌خواهد که با او ازدواج کند، زیرا می‌خواهد او را از سرنوشت فعلی‌اش نجات دهد. اما این باعث عصبانیت ایزابل می‌شود. ایزابل تصمیم می‌گیرد سوفی را دوباره به سمت مشروب خوردن بکشاند تا نامزدی او را با لری به هم بزند و در نتیجه سوفی می‌میرد، او در تولوز به قتل می‌رسد.

در طول این مدت، الیوت هم به دلایل طبیعی می‌میرد. موام وارد عمل می‌شود و درباره زندگی و درگذشت الیوت اظهار نظر می‌کند. زندگی او را بیهوده می‌خواند زیرا الیوت تمام زندگی‌اش را صرف احاطه کردن خود با کالاهای مادی و افراد کم عمق کرده بود.

پس از مرگ و دفن الیوت، موام با ایزابل ملاقات می‌کند و در مورد سوفی از او سوال می‌کند. در ابتدا، ایزابل ادعا می‌کند که هیچ ارتباطی با مرگ سوفی نداشته است، اما در نهایت نقش خود را می‌پذیرد. نه تنها این، بلکه ایزابل به موام می‌گوید که اگر دوباره هم فرصتش را داشته باشد، کارهای خود را تکرار خواهد کرد زیرا هنوز عاشق لری است و از این موضوع به عنوان انگیزه خود یاد می‌کند.

پس از تشییع جنازه سوفی، موام با لری خداحافظی می‌کند. لری که در طول جنگ جهانی اول ماهانه مبلغی را برای خدماتش دریافت می‌کند، به موام می‌گوید که قصد دارد آن را رها کند و خود را وقف موعظه در ایالات متحده کند، به این امید که به دیگران کمک نماید آرامش درونی پیدا کنند.

موام در نهایت لری یا ایزابل را دوباره نمی‌بیند، اما می‌تواند تصور کند که زندگی آن‌ها چگونه پیش می‌رود.احتمالا ایزابل و همسرش ثروت خود را از صنعت نفت دوباره به دست می‌آورند و لری از نظر مالی فقیر اما از نظر معنوی غنی و شاد زندگی می‌کند.

اگر به خواندن رمان‌های فلسفی علاقه دارید، آشنایی با کتاب زیر هم می تواند برایتان جالب باشد.‎

خلاصه کتاب ابله

رمان ابله مانند سایر آثار داستایوفسکی یکی از برترین آثار ادبیات جهان به شمار می‌رود. گفته می‌شود خواندن آن مانند نگاه کردن به زندگی از دریچه‌ای خاص است.

‎اکنون بخوانید‎

 

نقد کتاب لبه تیغ

اتفاق نظر در میان منتقدان ادبی پدیده‌ای نادر است. اما در مورد لبه تیغ، تقریباً توافق همگانی وجود دارد که بزرگترین نقص این رمان، شخصیت پردازی لری دارلی است.

لری آنقدرخوب به نظر می رسد که امکان ندارد واقعی باشد، برخلاف شخصیت الیوت که به راحتی می‌توان نظیرش را پیدا کرد.

اگرچه در طی داستان لری به موام می گوید که سرانجام در هند به اشراقی که به دنبالش بوده دست یافته است و رمان تلاش می‌کند این تصور را القا کند که لری در یک جست و جوی معنوی طولانی بوده است.

اما حقیقت این است که او در نهایت چندان متفاوت از آن‌چه در ابتدا بوده به نظر نمی‌رسد. او هرگز به مادیات یا مردم دلبستگی زیادی نداشته است. گواه این ادعا عدم علاقه او به پول درآوردن و به راحتی دست کشیدن از ایزابل است. بنابراین رشد معنوی که در ادامه داستان توصیف می شود، تأثیر زیادی بر خواننده ندارد.

با این حال، حیف است که به دلیل این نقص هر چند جدی در رمان، اجازه داده شود تا عمق فلسفی این اثر کاهش یابد.

موام آنقدر شجاع بوده که به یک موضوع بزرگ و مهم بپردازد: حقیقت نهایی زندگی چیست و ما باید بر اساس چه ارزش‌هایی زندگی کنیم؟

جستجوی روشنگری لری در مرکز این سؤالات است، و موام به عنوان راوی (در بخش اول فصل ۶) بیان می کند که اگر گفتگوی او با لری در مورد تجربیات معنوی او نبود، فکر نمی کرد که این کتاب ارزش نوشتن را داشته باشد.

لری در هند در خلاصه کتاب لبه تیغ

بخش‌هایی از متن کتاب لبه تیغ

‏”هیچ چیز در دنیا دائمی‌نیست، و ما احمق هستیم اگر از چیزی بخواهیم تا همیشه ماندگار باشد، اما مطمئناً ‏احمق‌تر هستیم اگر تا زمانی که آن را داریم از آن لذت نبریم.”‏

“تقریباً تمام افرادی که بیشترین تأثیر را روی من داشته‌اند را به‌طور تصادفی ملاقات ‏کرده‌ام، اما با نگاهی به گذشته به نظر می‌رسد که نمی‌توانم آن‌ها را ببینم”

‏”وقتی تصمیم می‌گیرید که مسیر شکست خورده را ترک کنید، یک شانس است. بسیاری فراخوانده ‏می‌شوند، تعداد کمی‌برگزیده می‌شوند.”

‏”شناخت مردم بسیار دشوار است و من فکر نمی‌کنم که واقعاً بتوان کسی جز هموطنان خود را ‏بشناسد. زیرا مردان و زنان تنها خودشان نیستند. آن‌ها منطقه‌ای هستند که در آن متولد ‏شده‌اند، آن‌ها همچنین آپارتمان یا مزرعه‌ای که در آن راه رفتن را یاد گرفته‌اند، بازی‌هایی که در کودکی ‏انجام داده‌اند، قصه‌هایی که از افراد پیر شنیده‌اند، غذایی که خورده‌اند، مدارسی که در آن ‏تحصیل کرده‌اند، ورزش‌هایی که دنبال کرده‌اند، شعرهایی که خوانده‌اند، و خدایی که به آن اعتقاد ‏داشتند، هم هستند. همه این چیزها است که آن‌ها را به آن‌چه هستند تبدیل کرده است، و این‌ها چیزهایی است که با ‏شنیدن نمی‌توانید آن‌ها را متوجه شوید، فقط زمانی می‌توانید آن‌ها را بشناسید که آن‌ها را زندگی کرده باشید.”‏

“پول برای شما به معنای آزادی است. برای من به معنای اسارت است.”‏.‏

‏”مادر تنها زمانی به فرزندانش آسیب می‌رساند که آن‌ها را تنها دغدغه زندگی خود قرار دهد.”‏

‏”کاش می‌توانستم کاری کنم که ببینی زندگی‌ای که به تو پیشنهاد می‌کنم از هر چیزی که تصور ‏می‌کنی چقدر کامل‌تر است. ای کاش می‌توانستم کاری کنم که ببینی زندگی روحانی چقدر هیجان ‏انگیز است و چقدر تجربه غنی و نامحدودی است.”

‏” من از طرح سؤالی که به نوک زبانم آمد دریغ نکردم. به هر حال، اگر می‌خواهید چیزی را بدانید، ‏بهترین راه این است که بپرسید.”

“این ایده رایج که موفقیت افراد را با بیهودگی، خودپسندی و از خود راضی ساختن‌شان خراب ‏می‌کند، اشتباه است. برعکس، آن‌ها را در بیشتر موارد متواضع، بردبار و مهربان می‌کند. شکست مردم ‏را تلخ و ظالم می‌کند”

‏”تا زمانی که عشق اشتیاق باشد، عشق نیست، بلکه چیز دیگری است. و شور و اشتیاق نه با رضایت، بلکه ‏با ممانعت رشد می‌کند.”

‏”هنر زمانی پیروز است که بتواند از قرارداد به عنوان ابزاری برای هدف خود استفاده کند.”‏

” فقط می‌خواستم به شما بگویم که ایثار و از خود گذشتگی، علاقه‌ای است که در کنار آن، حتی ‏شهوت و گرسنگی هم کم اهمیت است.”

معرفی نویسنده

نویسنده خلاصه کتاب لبه تیغنمایشنامه نویس، نویسنده داستان کوتاه و رمان نویس ویلیام سامرست موام یکی از بهترین نویسندگان قرن بیستم بریتانیا بود. او در ۲۵ ژانویه ۱۸۷۴ در سفارت بریتانیا در پاریس به دنیا آمد. مادرش که علاقه شدیدی به هنر و ادبیات داشت، زمانی که موام هشت ساله بود درگذشت. موام پس از مرگ پدرش برای زندگی نزد عمویش به انگلستان فرستاده شد.

موام در مدرسه کینگ در کانتربری تحصیل کرد و سپس در دانشکده پزشکی در بیمارستان سنت توماس لندن ادامه تحصیل داد و در سال ۱۸۹۷ مدرک دکترای خود را از آن‌جا دریافت کرد. اما موام هرگز قصد نداشت به پزشکی بپردازد. در عوض می‌خواست نویسنده شود و مدام می‌نوشت.

اولین رمان او  لیزا اهل لمبث (۱۸۹۷) بود که بر اساس تجربه پزشکی‌اش نوشته بود. پس از چند سال، دو رمان دیگر و اولین مجموعه داستان کوتاه موام با نام «جهت‌گیری‌ها: داستان‌های کوتاه» (۱۸۹۹) منتشر شد.

موام مدت‌ها جاه طلبی داشت که نمایشنامه نویس باشد و در سال ۱۹۰۷ نمایشنامه او، لیدی فردریک، بیش از یک سال در تئاتر سلطنتی کورت در لندن اجرا شد. در ربع قرن بعد، موام یک نمایشنامه نویس بسیار محبوب بود. او بیست و نه نمایشنامه تولید کرد، از جمله دایره (۱۹۲۱)، ما بهتران (۱۹۲۳) و همسر ثابت قدم (۱۹۲۶).

در سال ۱۹۱۱، موام شروع به نوشتن رمانی کرد که معمولاً بهترین رمان او، اسارت انسانی (۱۹۱۵) محسوب می‌شود. فعالیت‌های ادبی او با جنگ جهانی اول موقتاً متوقف شد.

از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۵ او در یک واحد آمبولانس بریتانیا و با اطلاعات نظامی‌ در ژنو خدمت کرد.  بعد از مدتی  دوباره به خدمت در جنگ پرداخت، اما این بار به عنوان مامور ارشد سرویس‌های مخفی بریتانیا و آمریکا در روسیه فعالیت کرد.

در دهه ۱۹۲۰، موام به سراسر جهان سفر کرد و با این حال هنوز زمانی را برای ادامه آثار ادبی خود پیدا کرد. او با انتشار کتاب‌های «درخت کاسورینا: شش داستان» (۱۹۲۶) و «آشندن» (۱۹۲۸) به عنوان یک نویسنده داستان کوتاه شهرت پیدا کرد. داستان‌های مجموعه اخیر بر اساس تجربه موام در سرویس مخفی زمان جنگ بود.

در سال ۱۹۳۰، موام یکی از بهترین رمان‌های خود به نام کیک و آل را منتشر کرد. او در آن زمان یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان در جهان انگلیسی زبان بود و در طول دهه ۱۹۳۰ به انتشار رمان‌هایی از جمله گوشه باریک (۱۹۳۲) و تعطیلات کریسمس (۱۹۳۹) ادامه داد.

رمان دیگری به نام لبه تیغ در سال ۱۹۴۴ منتشر شد. این رمان تا حدی بر اساس سفری بود که موام به هند در سال ۱۹۳۶ انجام داد. آخرین رمان موام کاتالینا (۱۹۴۸) بود. موام در ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵ در ویلای خود در فرانسه در سن نود و یک سالگی درگذشت.

اگر به خواندن آثار کلاسیک یا کتاب های روانشناسی و خودیاری علاقه دارید با دانلود اپلیکیشن ذهن می‌توانید مجموعه‌ای از برترین کتاب‌های جهان را در کمترین زمان مطالعه نمایید.

دانلود اپلیکیشن خلاصه کتاب ذهن

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید