تفکر عینی و انتزاعی به چه معنا هستند و چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

تفکر عینی و انتزاعی دو نوع تفکر هستند که در همه ما انسان‌ها وجود دارند. در این مقاله از ذهن میخواهیم تفاوت این تفکرها را بشناسیم تا استفاده از هر یک را در موقعیت‌های گوناگون دریابیم.

همچنین شناخت تفکر عینی و انتزاعی به شما کمک میکند که اگر با کودکی سر و کار دارید بهتر بتوانید او را بشناسید و نیازهایش را دریابید.

از ابتدا تا انتها

علت انتخاب این عنوان برای این بخش از مقاله این است که فرایندهای فکر انسان را از خردسالی تا پیری مورد بررسی قرار دهیم.

از نخستین روزهایی که پا به دنیا میگذاریم ما موجودی اندیشمند هستیم. در واقع بهتر است بگوییم از قبل آن ، چرا که انسان در دوران جنینی و پیش از تولد نیز میشنود ، احساس میکند و میفهمد.

اما انسان با تفکر عینی به دنیا می‌آید. در نخستین سالهای زندگی‌اش بیشتر با این نوع تفکر سر و کار دارد . هر چه میگذرد درکش نسبت به مفاهیم بیشتر شده و تفکر انتزاعی در او پرورش می‌یابد.

به همین علت میتوان گفت تفکر عینی در دوران خردسالی و کودکی وجود دارد و بعدها به مرور کمرنگ‌تر میشود. اما ممکن است باز هم گاهی ناخواسته آن را به کار گیریم.

البته نمیتوان گفت تفکر عینی خوب نیست و باید تفکر انتزاعی را جایگزین آن کرد. در ادامه با شناخت بیشتر تفکر عینی و انتزاعی و تفاوت‌های آن‌ها با یکدیگر ، مزایا و معایب آن‌ها را بهتر میتوان عنوان نمود.

کتاب صوتی هوش چندگانه گاردنر

نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر نخستین بار در سال ۱۹۸۳ و در کتاب وی به نام چارچوب ذهن مطرح شد و به زودی به عنوان یک مدل کلاسیک برای درک توانایی‌های هوشی انسان مورد استفاده قرار گرفت.

اکنون بخوانید

 

تفکر عینی چیست؟

در تفکر عینی فرد تنها وقایع فیزیکی پیرامونش را درک میکند. این نوع تفکر در دوران کودکی وجود دارد یا ممکن است بر اثر برخی اختلالات یا ضربه مغزی ایجاد شده باشد.

فرد دارای این تفکر آنچه در اطرافش به وقوع میپیوندد را به همان صورت در میابد. در واقع هیچ گونه آنالیز یا تحلیلی روی داده‌ها انجام نمیدهد و مستقیما آن‌ها را باور میکند.

به همین علت است که کودکان زیر ۷ سال هیچ گونه درکی از دروغ ندارند و شما هر چه به آنها بگویی باور میکنند.

آنها تنها یک چیز را میبینند و آن همان چیزی است که مستقیما وجود دارد. تنها یک چیز را میشنوند و آن چیزی است که مستقیما به آن‌ها میگویید.

نمیتوانند درک کنند که ممکن است معنا و مفهوم دیگری پشت آن باشد. به همین علت است که نمیتوان با یک کودک با کنایه ، استعاره یا ضرب المثل‌ها صحبت کرد.

در صورتی که به آن‌ها بگویید “گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ” گمان خواهد کرد واقعا میتواند این کار را انجام دهد. ذهنش به هیچ وجه درگیر این مطلب نمیشود که شما با بیان این جمله منظور دیگری دارید.

آنها برای یک فعل تنها یک مفهوم در نظر میگیرند. مثلا چون گریه کردن را مختص ناراحتی بدانند ، اگر شما در هنگام خوشحالی اشک شوق بریزید ، آنها فکر میکنند مسئله‌ای شما را آزار داده است و نمیتوانند درک کنند که یک فعل در زمانهای مختلف ممکن است معنای متفاوتی داشته باشد.

اما از آنجایی که ما بزرگسالها معمولا احساسات کودکیمان را به درستی به خاطر نمی‌آوریم گمان میکنیم مشکل کودکانمان است که نمیتوانند این مفاهیم را دریابند. در حالی که این انتظار از آنها کاملا بیجا بوده و ممکن است موجب آزار و اذیت آنان شود.

تفکر عینی و انتزاعیتفکر انتزاعی چیست ؟

میتوان گفت در مقابل تفکر عینی ، تفکر انتزاعی قرار دارد. این فرایند بسیار پیچیده تر است. اگر مسیر میان دریافت پیام تا ادراک را در تفکر عینی یک جاده صاف و مستقیم در نظر بگیریم ؛

در تفکر انتزاعی این مسیر از میان کوهستان عبور میکند و پر از پیچ و خم‌های کوچک و بزرگ و دست اندازهای مختلف است.

تفکر انتزاعی فراتر از دریافت‌های فیزیکی بوده و به مفهوم آن‌ها توجه میکند. برای مثال با استشمام عطر فرد خاصی متوجه حضور او میشود ؛ در حالی که فرد دارای تفکر عینی تنها یک عطر آشنا را استنشاق میکند و به دنبال دریافت نتیجه‌ای از آن نیست.

تفکر عینی و انتزاعی میتوانند به طور همزمان در افراد وجود داشته باشند. در واقع هر چه ما انسان‌ها بزرگتر شده و مسائل بیشتری را تجربه میکنیم ، بیشتر میتوانیم اتفاقات گوناگون را با یکدیگر مرتبط ساخته و از آنها نتیجه بگیریم.

برای مثال فردی که به تازگی در رشته مهندسی از دانشگاه فارغ التحصیل شده است ، مفاهیم را تنها به صورت عینی میشناسد و شاید در صورت بروز یک مشکل نتواند به درستی فردی که علاوه بر علم دارای تجربه نیز هست تصمیم بگیرد.

میتوان گفت اهمیت تجربه به علت بلوغ عقلی و گسترش تفکر انتزاعی است. با روی کار امدن این تفکر دیگر دریافت استعاره‌ها و کنایه‌ها کار چندان سختی نیست .

استنتاج به وقوع میپیوندد و منطق روی کار می‌آید. اگر به فرد دارای تفکر عینی بگویید X بزرگتر از Y و Y بزرگتر از Z  است میتواند درک کند. اما اگر به او بگویید پس نتیجه میگیریم X  بزرگتر از Z  است ؛ مردد به شما نگاه خواهد کرد.

چرا که استنتاج در مخیله او نمیگنجد و نمیتواند از دو معقوله ، یک معقوله متفاوت را درک کند.

تفکر نقادانه و خلاقانه ؛ با خصوصیات منحصربه‌فرد خلاقیت و منطق آشنا شوید

تفکر نقادانه و خلاقانه دو شیوه مهم تفکر در زندگی هستند که برای بسیاری از فرآیندها، ازجمله یادگیری، مدیریت، حل مسئله و اختراع و نوآوری به کار می‌روند

اکنون بخوانید

 

تفکر عینی و انتزاعی در زندگی

حال که با مفهوم تفکر عینی و انتزاعی و تفاوت این دو با یکدیگر آشنا شدیم ، میخواهیم بدانیم این شناخت چه سودی برای ما دارد ؟ از آن چه استفاده‌ای میتوان کرد؟ افراد دارای میزان بیشتری از هر یک برای چه مشاغلی مناسب‌اند؟ و …

همانطور که توضیح داده شد تفکر عینی در سالهای نخست زندگی انسان غالب است و زمام تصمیمات انسان را بر عهده دارد.

اما به مرور این تفکر از قلمرو ذهن ما عقب نشینی کرده و به تفکر انتزاعی اجازه میدهد جایش را بگیرد. ولی باز هم به صورت کامل از بین نمی‌رود. ما انسان‌ها در بسیاری از وجوه زندگیمان آن‌ را میابیم و اجازه میدهیم بر تصمیماتمان اثر بگذارد.

برای مثال افرادی که در انجام دستورالعمل‌ها خوب هستند در واقع از تفکر عینیشان استفاده بیشتری دارند.

آن‌ها بهتر است مشاغلی را در پی گیرند که بر حسب یک روال از پیش تعیین شده انجام میشوند و نیاز زیادی به خلاقیت در آنها نیست.

معمولا اگر به آنها بگویید میتواند این کار را با یک روش دیگر به نتیجه بهتری برساند در مقابل شما مقاومت میکند و میگوید این بخشی از دستورالعمل است و نمیتوان آن را تغییر داد.

در مقابل افرادی که دارای تفکر انتزاعی بالایی هستند سعی میکنند همواره در تمام جوانب زندگیشان خلاقیت را به کار برده و روش‌های بهتری را کشف کنند. در واقع میتوان گفت آنها زیاد در بند مسائل از پیش تعیین شده نبوده و راه خودشان را میروند.

افرادی که تفکرانتزاعی به میزان بیشتری بر آنها غلبه دارد میتوانند کار آفرینان موفقی باشند و روش‌های جدیدی را ابداع و اختراع کنند که پیش از آن وجود نداشته است.

در واقع میتوان گفت پیشرفت بشریت به علت وجود تفکر انتزاعی و به کار گرفتن آن است.

تفکر عینی و انتزاعی چیست و چه تفاوتی دارندچگونه تفکر انتزاعی را به کار گیریم؟

تفکر عینی و انتزاعی هر دو در زندگی ما موثر هستند. معمولا افراد به طور مطلق دارای یک نوع تفکر نیستند.

درست است که با رشد و رسیدن به سنین بزرگسالی تفکر انتزاعی هم پرورش میابد و بدین وسیله قدرت خلاقیت و استدلال ما افزایش میابد ، اما گاهی قرار گرفتن در برخی مسیرها سبب میشود نه تنها تفکر انتزاعیمان همواره رو به رشد نماند بلکه عقب نشینی کرده و جای خود را به تفکر عینی دهد.

علاوه بر برخی بیماری‌ها و اختلالات ذهنی ، قرار گرفتن در چارچوب‌هایی که خلاقیت را در انسان از بین میبرند از رشد تفکر انتزاعی جلوگیری میکنند.

معمولا در مدارس خلاقیت زیاد مورد توجه قرار نمیگیرد یا ممکن است خانواده‌ها با قرار دادن فرزندشان در محیطی پیرو دستورالعمل‌ها اجازه رشد تفکر انتزاعی را به آنها ندهند.

مهارت‌های کوچکی مثل جمله سازی ، انشا نوشتن ، تئاتر بداهه ، نقاشی‌های خلاقانه و … میتواند به میزان مطلوبی این تفکر را در ما به سرانجام برساند.

استفاده از بخش خلاقیت ذهن و پرورش آن ، قدرت استدلال ما را افزایش داده و کمک میکند در تمامی تحلیل‌هایی که در زندگیمان پیش رو داریم موفق تر عمل کنیم.

در پایان شناخت تفکر عینی و انتزاعی و تفاوت‌های آن‌ها با یکدیگر این درک را به ما میدهد که هر یک از اعمال خود را مورد بررسی قرار داده و بخش‌های عینی و انتزاعی آن را از هم مجزا کنیم.

به این وسیله خواهیم توانست به حد مطلوبی از تفکر عینی و انتزاعی در هر یک از کارهایمان برسیم.

کتابخانه صوتی ذهن

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید