خلاصه کتاب استاد عشق

خلاصه کتاب استاد عشق

در خلاصه کتاب استاد عشق آمده است: «ﻫﻖ ﻫﻖ ﻣﺎدر دلخراش‌ﺗﺮﻳﻦ و ﺣﺰن‌اﻧﮕﻴﺰﺗﺮﻳﻦ ﺻﺪایی ﺑﻮد ﻛﻪ در دﻧﻴﺎ می‌ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ ﺑﺸﻨﻮم، اﻳﺸﺎن نمی‌ﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﻧﺎراحتی‌ﺷﺎن را ﺑﻪ ﻣﺎ اﻧﺘﻘﺎل ﺑﺪﻫﻨﺪ. ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﻛﻪ در ﺑﺮاﺑﺮ اﻳﻦ اﺗﻔﺎق وحشتناک و اﻳﻦ دﺳﺘﻮر ﻣﺼﻴﺒﺖ‌ﺑﺎر ﻃﺎﻗﺖ ﺧﻮد را از دﺳﺖ داده‌اﻧﺪ ﻛﻪ دیگر ﺟﻠﻮی روی ﻣﻦ ﻫﻢ ﮔﺮﻳﻪ می‌کنند.

ﻣﻦ ﻫﻢ نمی‌داﻧﺴﺘﻢ ﭼﻪ ﺣﺎلی دارم. از ﻃﺮفی ﺗﺮس و وﺣﺸﺖ ﻣﺮا ﻓﺮا ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد و از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﺣﺎل ﻣﺎدرم دﻟﻢ را آﺗﺶ می‌زد در دﻟﻢ آرزو می‌ﻛﺮدم ﻛﻪ ای ﻛﺎش آن ﻗﺪر زور می‌داﺷﺘﻢ ﻛﻪ می‌توانستم ﭘﻴﺸﻜﺎر را ﻧﺎﺑﻮد ﻛﻨﻢ.»

کتاب استاد عشق درباره «پروفسور محمود حسابی» است که توسط پسرش ایرج حسابی به رشته تحریر در آمده است؛ با خلاصه کتاب استاد عشق در ذهن همراه باشید.

خلاصه کتاب استاد عشق

خلاصه کتاب استاد عشق

اگر می‌خواهید شخصیت پروفسور حسابی را بیشتر بشناسید، کتاب استاد عشق می‌تواند منبع خوبی برای این اتفاق باشد. اگر هم به مطالعه بیوگرافی مشاهیر ایرانی علاقه دارید، باز هم می‌توانید با کتاب استاد عشق کار خود را شروع کنید.

این اثر مجموعه‌ای از خاطرات پروفسور سید محمود حسابی است که توسط فرزندش ایرج حسابی جمع‌آوری و تدوین شده است. کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۸۰ چاپ و منتشر شد و به دلیل استقبال زیاد، در سال ۱۳۹۲ دوباره چاپ شد.

این کتاب دارای ۱۸ بخش است که در فصل اول با زندگی دکتر حسابی شروع می‌شود. سپس نویسنده به بیان خاطرات و افتخارات پروفسور حسابی می‌پردازد. در آخر کتاب هم مجموعه‌ای از مراحل مختلف زندگی این شخصیت مشهور علمی کشور آورده شده است.

در این کتاب روایت می‌شود که پروفسور حسابی در دوران کودکی زندگی سختی داشته است، این سختی‌ها بیشتر به دلیل نامهربانی‌های پدر،‌ بیماری مادر و دوری از وطن جهت کسب علم و تحصیل بوده است.

روایت زندگی ایشان از زبان پسرشان باعث شده تا با جزئیات بیشتر و از نزدیک‌تر با شخصیت ایشان آشنا شویم، این روایت‌ها به‌قدری جالب توجه است که از همان ابتدای کتاب مخاطب را مجذوب داستان زندگی ایشان می‌کند.

در خلاصه کتاب استاد عشق آمده است: «بعد از دو سال پدر بی‌مسئولیت به جهت نزدیکی بادربار با زنی به نام همدم‌الدوله ازدواج کرده و قصد نابودی فرزندانش را دارد  مقرری ایشان را قطع و از سفارت بیرون‌شان می‌کند.

این شروع روزهای سخت برای خانواده دکتر حسابی است، سپس به اصرار سرایدار در یکی ازاتاق‌های او منزل می‌کنند و با فروش طلاهای مادر، روزگار به سختی می‌گذرد، در اثر فشار اقتصادی و تمام شدن گنجینه مادر، گوهرشاد خانم سکته کرده و فلج می‌شود.»

کتاب استاد عشق

در ادامه کتاب، مادر فداکار محمود حسابی دوباره ناجی فرزندانش می‌شود و قرآن، حافظ، شاهنامه، بوستان و سعدی را به آنها آموزش می‌دهد. در این بین محمود حافظ کل قرآن می‌شود.

بعد از گذر روزگار، محمود لیسانس ادبیات می‌گیرد. بعد از پیدا نکردن کار به دنبال لیسانس علوم بیولوژی می‌رود، این بار نیز کار نیست! او سپس مهندسی راه و ساختمان می‌شود و در یک شرکت فرانسوی مشغول به کار می‌شود. در این کار مهندسی درآمد و موقعیت‌های خوبی به دست می‌آورد.

از دکتر حسابی دعوت می‌شود به پاریس برود برای کار در شرکت فرانسوی، او به همراه خانواده راهی فرانسه می‌شود. در فرانسه شروع به خواندن حقوق می‌کند، آن را نیمه‌کاره رها کرده و سپس مشغول مطالعه پزشکی و مهندسی برق می‌شود.

هیچ یک از این رشته‌های تحصیلی پاسخگوی روح کنجکاوش استاد نبودند، در این بین شروع به خواندن فیزیک کرده و در این رشته پیشرفت می‌کند و با انیشتین آشنا می‌شود.

او بعد از آشنایی با انیشتین و پیشرفت سریع در فیزیک، به هیئت علمی دانشگاه پرینستون معرفی می‌شود. جلسه دفاع از تِز دکترای استاد، با حضور انیشتین مصادف می‌شود با دریافت نشان «کوماندور دولالوژیون دونور»، بزرگ‌ترین نشان علمی فرانسه!

سپس با پیشنهادات بسیار برای تدریس، استاد به وطن باز می‌گردد. در این زمان دکتر حسابی شروع به تدریس می‌کند و در وزارت آموزش و پرورش معلم تربیت می‌کند و با جمعی از دوستان، دانشگاه تهران را تدریس می‌کند.

خلاصه کتاب استاد عشق در قالب بخش‌هایی از کتاب

خلاصه کتاب استاد عشق در قالب بخش‌هایی از کتاب

در حدود ۲۲ سالم ﺑﻮد ﻛﻪ از داﻧﺸﮕﺎه آﻣﺮﻳﻜﺎیی ﺑﻴﺮوت ﻣﺪرک ﻣﻬﻨﺪسی راه و ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﺑﺮای ﭘﻴﺪا ﻛﺮدن ﻛﺎر ﺑﻪ اﻳﻦ در و آن در زدم. ﺑﺎﻻﺧﺮه ﻣﺠﺒﻮر ﺷﺪم ﺑﺮای ﻳﺎﻓﺘﻦ شغلی ﻣﻄﺎﺑﻖ رﺷﺘﻪ ﺗﺤﺼﻴلی‌ام به ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎی ﺧﺎرجی ﺑﺮوم ﻛﻪ ﭘﻴﻤﺎن ﻛﺎر ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنی ﺑﻮدﻧﺪ. در ﻳک ﺷﺮﻛﺖ ﻓﺮاﻧﺴﻮی ﻛﺎر ﭘﻴﺪا کردم.

به ﺷﺮﻃﻲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﺎر دادﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ‌ﻫﺎیی را ﺑﭙﺬﻳﺮم ﻛﻪ ﺧﻮد ﻣﻬﻨﺪﺳﻴﻦ ﻓﺮاﻧﺴﻮی از ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﺶ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺳﺨتی زﻳﺎد دوری می‌ﺟﺴﺘﻨﺪ. اﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ پیمان‌کار راه ﺳﺎزی ﻣﺮز ﺳﻮرﻳﻪ و ﻟﺒﻨﺎن را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه داﺷﺖ.

اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺑﺴﻴﺎر ﺻﻌﺐ‌اﻟﻌﺒﻮر ﺑﻮد و در ارﺗﻔﺎﻋﺎتی ﺑﻪ ﻧﺎم ﺣﻤﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ می‌شد . ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺻﻌﺐ‌اﻟﻌﺒﻮر ﺑﻮدن ﻣﺎهی نمی‌شد ﻛﻪ ﻛﺎرﮔﺮی از ارﺗﻔﺎﻋﺎت ﭘﺮت ﻧﺸﻮد و ﻧﺘﻴﺠﻪ‌اش زخمی ﺷﺪن ﻳﺎ ﻛﺸﺘﻪ شدن آنها بود.

     

چاره ای نداشتم، پذیرفتم و مشغول شدم. ﻛﺎرﮔﺮﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﻣﺤلی ﺑﻮدﻧﺪ و ﺷﺐ‌ﻫﺎ می‌رﻓﺘﻨﺪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻛﻮه ﺟﺎیی ﻛﻪ ده‌ﺷﺎن ﻗﺮار داشت. آن وﻗﺖ ﻣﻦ تنها ﺑﺎﻻی ﻛﻮه می‌ﻣﺎﻧﺪم. ﻏﺮوب ﻛﻪ میﺷﺪ و ﻫﻮا رو ﺑﻪ ﺗﺎریکی می‌رﻓﺖ ﺷﻐﺎل‌ها ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻏﺬا دور ﭼﺎدر ﻣﻦ ﺟﻤﻊ می‌ﺷﺪﻧﺪ و زوزه می‌ﻛﺸﻴﺪند.

ﺗﺤﻤﻞ اﻳﻦ وﺿﻊ ﺳﺨﺖ و زﻧﺪگی در ﭼﻨﻴﻦ ﭼﺎدری، ﺗﺮﺳﻨﺎک و وﺣﺸﺘﻨﺎک ﺑﻮد. ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺧﻮد ﻓﻜﺮ می‌کردم ﻛﻪ آدم در ﺟﻮانی ﭼﻪ ﻣﺴﺎﺋلی را می‌ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺤﻤﻞ کنند؟ ﺑﺎز زوزه ﺷﻐﺎل‌ها ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ ﺑﻮد، ﺑﺮای اﻳﻦ ﻛﻪ وﻗتی ﻛﺎﻣﻼً ﺷﺐ ﻓﺮا می‌رﺳﻴﺪ و ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺗﺎرﻳک می‌شد ﮔﺮگ‌ﻫﺎ ﻫﻢ می‌آﻣﺪﻧﺪ و دور ﭼﺎدر ﺑﻪ ﺟﺴﺖ و ﺟﻮی ﻏﺬا ﺟﻤﻊ می‌شدند.

چرا باید کتاب استاد عشق را خواند؟

چرا باید کتاب استاد عشق را خواند؟

برای مطالعه زندگی‌نامه افراد مشهور نیاز به تحلیل دقیق زندگی آنها نیست، می‌توان به روایتی ساده به بطن زندگی آنها وارد شد.

کتاب استاد عشق می‌تواند اثری برای ورود به تار و پود زندگی محمود حسابی باشد، به طوری که خواننده را مشتاق به دانستن فراز و نشیب‌های زندگی او می‌کند. اما کتاب به طور اقرارآمیزی به دنبال این است تعریف‌ها و بزرگنمایی‌های بی‌سودی انجام داد.

با اینکه کتاب نمی‌تواند اصل زندگی محمود حسابی را برای خواننده روشن کند، ولی همچنان می‌تواند مرجعی خوب برای زندگی گذشته این فرد مؤثر در تاریخ علمی کشور باشد. امیدواریم خلاصه کتاب استاد عشق مورد توجه شما قرار گرفته شده باشد.

در ذهن شما خلاصه کتاب های پرفروش وموفق دنیا مانند بنویس تا اتفاق بیفتد، انگیزه، بیندیشید و ثرتمند شوید و بسیاری از کتاب های دیگر را خواهید خواند. 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید