برای شاد بودن این ۱۱ کار را هرگز انجام ندهید!

برای شاد بودن این 11 کار را هرگز انجام ندهید!
برای شاد بودن این 11 کار را هرگز انجام ندهید!

شما هم موافق هستید که زمانی که بچه بودیم بیشتر شاد بودیم یا به عبارتی راحت تر و ساده تر شاد می شدیم؟

حتی یک اسباب بازی کوچک یا بازی با یک مورچه و دنبال کردن آن می توانست ساعت ها ما را سرگرم و شاد کند

ولی همانطور که بزرگ و بزرگ تر می شویم  و جهان ما و تجربه های ما بزرگتر میشود ، شادی را دست نیافتنی تر می بینیم ، چون برای شاد بودن اما و اگرهای زیادی برای خودمان می سازیم.

زمانی که بچه هستیم برای شاد بودن فقط و فقط به خودمان نگاه میکنیم و روی خودمان تمرکز کنیم و از هر چیزی لذت میبریم، ولی هر چه قدر بزرگتر می شویم شادی هایمان محدود تر میشود. چون این جامعه و دوستان و محیط اطراف است که شادی ما را تعریف میکند و اینکه چه چیزی ما را خوشحال کند چه چیزی ناراحت را محیط اطرافمان تعیین میکند.

تنها کاری که باید در این روزها برای شادتر شدن مان بکنیم این است که فقط به درون مان نگاه کنیم و روی خودمان تمرکز کنیم و با هر چیزی که ما را شاد میکند شاد شویم حتی اگر از دید جامعه اطرافمان چیزی مسخره و پیش پا افتاده باشد .

برای شاد بودن چه کارهایی نباید بکنیم و چه کارهایی باید جایگزین این نباید ها کنیم ؟

 

۱- نادیده گرفتن خودتان و توجه بیش از حد به محیط و آدم های اطراف را همین جا متوقف کنید

چرا ؟ چون ما هیچ وقت نمی توانیم همه آدم های اطراف مان را راضی و خوشحال از خودمان نگه داریم . و اگر شما انقدر به چیزهایی که دیگران دوست دارند و می خواهند توجه کنید پس خودتان چه می شوید ؟اگر شما نتوانید به خودتان احترام بگذارید و خودتان را خوشحال کنید قطعا هیچ کس دیگری هم نمی تواند شما را خوشحال کند ، چون خوشحالی از طریق عامل های بیرونی خیلی زودگذر و موقتی است و سریع اثرش محو میشود و خوشحالی وقتی پایدار و تاثیر گذار است که ما در درون خودمان و در خلوت و تنهایی خودمان احساس شادی و خوشحالی داشته باشیم .

پس چه کاری باید بکنیم ؟

هیچ کسی به غیر از خودتان نمی تواند بفهمد که شما در این لحظه واقعا به چه چیزی نیاز دارید و چه چیزی خوشحال تان میکند . پس همین حالا بنشینید و کمی بیشتر در مورد خودتان فکر کنید و بگذارید صدای درونی تان با شما حرف بزند و درد دل کند و بعد هم دقیقا همین صدا و همین احساسات را دنبال کنید . دقیقا از خودتان بپرسید چه چیزی در این روزها من را خوشحال می کند و مطابق همین نیاز و خواسته تان تلاش کنید تا بتوانید هر چیزی که نیاز دارید برای رسیدن به این مرحله و خوشحالی بعد از آن برای خودتان فراهم کنید .

برای شاد بودن خودتان را با دیگران مقایسه نکنید
برای شاد بودن خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

۲-خودتان را به هیچ وجه با دیگران مقایسه نکنید  

چرا ؟ چون هیچ دو نفری را در این دنیا پیدا نمی کنید که از همه لحاظ شبیه هم باشند . پس باید منحصر به فرد باشیم همانطور که ذات و عنصر وجودی تان منحصر به فرد است .هر شخصی مانند اثر انگشتش با شخص دیگر متفاوت است . پس قطعا در این شرایط دیگر دلیلی برای مقایسه نیست . مقایسه در نهایت فقط به حسودی و احساس بدبختی منجر می شود و هیچ تاثیر مثبت دیگری ندارد . ما باید به تمام اتفاقاتی که در سفر زندگی برای مان افتاده ایمان داشته باشیم و تمام سعی مان را بکنیم که در شرایطی که هستیم از زندگی لذت ببریم و سعی کنیم خودمان را بهتر کنیم نه بخواهیم که در همه چیز به حدی که دیگران هستند برسیم .

چه کار کنیم ؟

به جای اینکه ساعت ها از وقت تان را صرف رصد کردن زندگی دیگران در شبکه های اجتماعی بکنید در شرایطی که قطعا همه چیز زندگی آنها ممکن است با شما متفاوت باشد، حتی اگر صمیمی ترین دوست تان باشد ، در عوض روی خودتان تمرکز کنید و اینکه هر روز خودتان را با روز قبل ، ماه قبل یا سال قبل مقایسه کنید و ببینید چه قدر بهتر شده اید و پیشرفت کرده اید .

مطمئن باشید آن چیزی که شما از زندگی دیگران می بینید فقط یک پوسته ظاهری است و شما نمی توانید از درون زندگی آنها با خبر شوید . دیدن چند تا عکس یا کپشن از آنها نمی تواند تعیین کند که آنها واقعا آدم های خوشحالی هستند یا نه و از زندگی شان لذت می برند یا نه .

از این به بعد هر دستاورد کوچکی هم که به دست آوردید خودتان را تشویق کنید و در بازه های زمانی مختلف کمی توقف کنید و روی خودتان و حال زندگی تان تمرکز کنید و ببینید از وضع موجود نسبت به ایده آل ها و هدف هایتان راضی هستید و در مسیر درستی پیش می روید یا نه تلاش بیخود میکنید .

۳-در مقابل ترس هایتان بایستید و مبارزه کنید

چرا ؟ ترس ها باعث میشوند ما از تجربه های بسیار بزرگی لذت نبریم و اصلا به سمت شان هم حرکت نکنیم چون از اتفاقاتی که ممکن است در مسیر یا انتهای آن برای مان پیش بیاید می ترسیم . اگر شما دائما در حال ترس برای از دست دادن چیز ها باشید قطعا تمام عضلات و نیروی محرکه تان و انگیزه تان برای حرکت رو به جلو فلج میشود .

اما اگر بتوانید بر ترس های تان غلبه کنید قطعا متوجه می شوید که هیچ محدودیتی برای انجام هیچ کاری ندارید و حس میکنید این شما هستید که زندگی را در کنترل خودتان گرفتید نه زندگی شما را .

چه کار کنیم ؟

از هر قدمی که شما را به خواسته ها و آرزوهایتان نزدیک می کند نترسید حتی اگر قدمی سخت و ناشناخته باشد . مثلا من خودم تا همین چند وقت پیش به شدت از « نه » گفتن به دیگران می ترسیدم و این در بیشتر زمان ها باعث میشد که حتی از کارهای خودم هم جا  بمانم و یا کاری را انجام بدهم که اصلا مطابق میل و خواسته خودم نبود . اما از زمانی که تصمیم گرفتم از « نه » گفتن به دیگران نترسم و با قدرت هر زمانی که حس کردم نیاز به نه گفتن هست از این واژه استفاده کنم حتی اگر خوشایند دیگران نباشد قطعا احساس بهتری دارم . دلیلی ندارد همه آدم ها من را دوست داشته باشند و برای جلب رضایت آنها بخواهم خودم و خواسته هایم را زیر پا بگذارم .

برای شاد بودن در مقابل ترس هایتان بایستید
برای شاد بودن در مقابل ترس هایتان بایستید

۴- اگر اشتباه کردید اصلا احساس بد نداشته باشید

چرا ؟ اگر شما هیچ زمانی اشتباه نکنید یا اصلا وارد هیچ مسیر و هیچ چالشی نشده اید یا شاید هم آدم فضایی باشید !  این جمله که نمی خواهم هیچ زمانی اشتباه کنم معادل این جمله است که نمی خواهم هیچ زمانی مسیرهای جدید را امتحان کنم و چیزهای جدید یاد بگیرم و فقط می خواهم به یک مسیر با ثبات به ظاهر بی اشتباه ادامه بدهم . هر اشتباهی هر چند تلخ و سخت به ما درس بزرگی برای موفقیت ها و پیروزی های آینده می دهد .

چه کار کنیم ؟

به اشتباهات تان به عنوان چیزی شرم آور و یا به عنوان نقطه ضعف تان نگاه نکنید. ما در مهارت تازه ای که می خواهیم یاد بگیریم و در هر مسیر تازه ای که قدم می گذاریم قطعا در شروع کار دچار اشتباهاتی می شویم اما در هر قدم چیزهای جدید یاد میگیریم که اتفاقا در ادامه مسیر می تواند باعث رشد صعودی و توانی ما شوند .

۵- شما نمی توانید همه جنبه های زندگی تان را کنترل کنید

چرا ؟ چون کل زندگی یک چیز غیر قابل پیش بینی و مبهم است . پس هر چه قدر بیشتر بخواهید یک چیز مبهم و غیر قابل کنترل را کنترل کنید قطعا فقط حال تان هر روز بدتر میشود . پس در زندگی همیشه باید منتظر ناشناخته ها باشید و مطمئن باشید اتفاقا اگر همه چیز طبق یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده در زندگی پیش می رفت زندگی یک چیز بی روح و خسته کننده می شد .

چه کار باید بکنیم ؟

نباید توقع داشته باشید که همه چیز را بتوانید پیش بینی کنید و طبق برنامه ریزی خاصی پیش بروید . اتفاقا این کار باعث میشود شکننده تر باشید . تنها کاری که باید بکنید این است که خودتان را برای شرایط مبهم هر روز قوی تر از روز قبل کنید .هر روز منتظر ناشناخته ها باشید اما برای این شرایط ناشناخته قدرتمند ظاهر شوید .

بنابراین هیچ وقت برنامه های روزانه خشک و دقیقه ای و ساعتی نریزید ، چون قطعا بعد از مدتی کلا از برنامه ریزی ناامید می شوید . همیشه لیستی از کارهای فردا را برای خودتان بنویسید اما همیشه جای خالی هم برای اتفاقات ناشناخته و غیر منتظره داشته باشید

۶-مطابق خواسته های دیگران یا استانداردهای اجتماعی زندگی نکنید

چرا ؟ مشخصا همه ما در جامعه زندگی میکنیم . اینکه دقیقا در چه کشوری و منطقه ای باشیم خیلی مهم نیست  ، به هر حال هر جامعه ای استانداردهای تعریف شده مشخصی دارد . اما اگر شما بخواهید طبق این استانداردهای تعریف شده پیش بروید هیچ وقت طعم خوشحالی را نخواهید چشید . مثلا شاید در جامعه ما ازدواج تا ۳۰ سالگی و یا حتی سن های پایین تر عرف باشد ، اما اگر شما واقعا آمادگی لازم را ندارید که در این سن ازدواج کنید هیچ دلیل ندارد برای بستن دهن دیگران یا خوشحال کردن اطرافیان تن به همچین خواسته ای بدهید و خوشحالی و حال خوب را از خودتان بگیرید .

چه کار کنیم ؟

برای شادی واقعی در درون تان فقط خواسته های قلبی خودتان را دنبال کنید هرچند که خوشایند اطرافیان و جامعه نباشد . دیگران قطعا این فرصت را دارند که خودشان بر طبق خواسته های شان زندگی کنند ، پس شما با پیروی از خواسته های آنها نسخه کپی زندگی آنها نشوید و نسخه اصلی و ناب خودتان باشید .

۷- کمال گرایی یا کامل گرایی بیش از حد را فراموش کنید

چرا ؟ هیچ چیزی در این دنیا بی نقص و کامل نیست و شما فقط وقت و انرژی تان را بیخود صرف کامل کردن همه چیز میکنید و در نهایت هم عصبی و دیوانه میشوید و هر کاری را نیمه کاره رها می کنید و به سراغ مسیر بعدی می روید تا شاید در انتها به آن کمالی که می خواهید برسید و این در هر کاری غیر ممکن است .

چه کار کنیم ؟

تلاش برای رسیدن به کمال و هدف بی نقص غیر ممکن است و یک جنگ بی پایان درونی با خودمان است که هر روز فرسوده ترمان میکند . پس به جای اینکار تلاش کنید این انرژی تان را صرف کارهای مفید تر کنید . سعی کنید هر کاری را بهترین شکل ممکن انجام دهید ولی نگذارید کمال گرایی باعث شود در کارهای تان متوقف شوید .

پس اگر چیزی را دوست دارید و فکر میکنید از مسیر انجام آن لذت می برید همین حالا شروع کنید و نگذارید کمال گرایی منفی و بیش از حد انگیزه شما را فلج کند .

۸- از تنها بودن نترسید و از تنها شدن با خودتان استقبال کنید

چرا ؟ قطعا تنها بودن بهتر از بودن در روابط دوستانه و عاطفی اشتباه و فرسوده کننده است . و قطعا ما حق نداریم حال خودمان را بد کنیم فقط به خاطر اینکه از تنهایی می ترسیم و دوست داریم همیشه افرادی کنارمان باشد . اگر دوستان مان آدم های اشتباهی هستند هیچ دلیلی ندارد به هر قیمتی دوستی مان را ادامه بدهیم که مبادا آخر هفته تنها بمانیم . اگر از تنها شدن با خودمان می ترسیم پس قطعا مشکلی در ارتباط ما با خودمان وجود دارد که در سریع ترین زمان باید حل اش کنیم . حتی برون گرا ترین آدم ها هم گاهی نیاز دارند که با خودشان خلوت کنند و با درون خودشان گفتگویی داشته باشند و به نوعی با خودشان صلح و آشتی کنند .

چه کار کنیم ؟

اگر به دنبال یک رابطه معنا دار و همیشگی در زندگی تان هستید باید خودتان را با خودتان آشتی بدهید و از تنها ماندن در لحظاتی از زندگی نترسید و اتفاقا از آن استقبال کنید . گاهی ما برای فرار از خودمان پناه به رابطه های دیگر می بریم و قطعا به این شکل در آن رابطه ها هم موفق و شاد نیستیم .

ّرای شاد بودن از تنهایی نترسید
ّرای شاد بودن از تنهایی نترسید

۹- از هر چیزی که باعث درد و حس ناراحتی در شما میشود دوری کنید

چرا ؟ قطعا درد و رنج قسمتی از زندگی همه ما هستند اما گاهی اوقات با تمرکز بیش از حد روی اتفاقات بد و ناخوشایند حال خودمان را هر روز بدتر و بدتر می کنیم . گاهی کاملا آگاه هستیم که انجام یک کار خاص همیشه باعث ناراحتی مان می شود و اعصاب مان را خورد میکند اما باز هم به خاطر عادت آن را انجام میدهیم . مثلا می دانیم زنگ زدن به یکی از دوستان مان که همیشه غر می زند و از زندگی شکایت میکند باعث افسردگی و کاهش انرژی ما می شود ولی چون به زنگ زدن به این آدم عادت کرده ایم هر بار با تکرار آن باعث آزار رساندن به خودمان می شویم .

چه کار باید بکنیم ؟

باید همیشه در زندگی تان بگردید و عواملی که باعث درد و رنج و ناراحتی تان می شود را شناسایی کنید و سعی کنید آنها را بر طرف کنید . مثلا اگر همیشه عادت کرده اید در روز و ساعت مشخصی به فردی زنگ بزنید و صدایش را بشنوید و یا با او قرار حضوری بگذارید و او را ببینید اما میدانید که باعث درد و ناراحتی شما می شود در اولین فرصت این عادت را به مرور یا یک دفعه قطع کنید و سعی کنید یک عادت خوب و مثبت دیگر جایگزین آن کنید .

۱۰- از زندگی کردن در آینده و از دست دادن « همین لحظه» جدا خودداری کنید

چرا ؟ چون هیچ کدام ما نمی دانیم آینده چه پیش می آید و آیا همه چیز طبق برنامه ریزی ما پیش می رود یا نه . پس زندگی کردن در آینده و انتظار روزهایی که نیامده اند می تواند بزرگترین لذت های زندگی را در حال حاضر و در لحظه اکنون از ما بگیرد .

چه کار باید بکنیم ؟

به هر چیزی که در حال حاضر دارید تمرکز کنید و فقط به آنها فکر کنید . مثلا اگر در حال خوردن چای در هنگام صبحانه هستید به چیزهایی که ممکن است در طول روز برای تان پیش بیاید فکر نکنید . فقط چای بخورید و از صبحانه لذت ببرید . قطعا به این شکل شما انرژی بیشتری برای کارهای دیگر هم پیدا میکنید و تمرکز تان بیشتر می شود .

۱۱- خوشحالی های کوچک را در زندگی نادیده نگیرید

چرا ؟ بسیاری از ما معتقدیم تا یک خانه بزرگ و مجلل و یک ماشین آخرین سیستم نداشته باشیم نمی توانیم خوش بخت و خوشحال باشیم و به همین خاطر لذت رسیدن به چیزهای کوچک را از خودمان می گیریم . قطعا ثروتمند شدن و رسیدن به درجات بالای مادی و یا کسب مقام های بلند مرتبه اجتماعی برای همه ما جذاب است و دوست داریم که به آن سمت حرکت کنیم ، اما حرکت در این مسیر نباید باعث شود ما کل زیبایی های مسیر را نادیده بگیریم و فقط به هدف و مقصد فکر کنیم . ما از تک تک اتفاق ها و یافته های کوچک روزمره مان می توانیم شاد باشیم و در عین حال هم در مسیر کسب ثروت و قدرت حرکت کنیم . مثلا گل دادن یکی از گلدان هایمان یا خریدن یک کتاب یا لباسی که دوست داریم هم باید ما را خوشحال کند و نباید منتظر رسیدن به بزرگ ترین ها و بهترین ها باشیم .

چه باید بکنیم ؟

در هر روز حداقل یک چیز کوچک پیدا کنید که باعث شاد شدن شما می شود . این چیز کوچک خوشحال کننده می تواند ، خوردن یک بستنی باشد ، یا تماشای یک نمایش زیبا یا حتی نشستن روی صندلی پارک و دیدن غروب خورشید .

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید