• فروشگاه
  • جستجو
  • کتابخانه
  • تنظیمات
  • دانلود
  • ویدئوهای انگیزشی
خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

نویسنده : جیم ران
راوی : کاترین صادق پور
( 10 )
خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی
پخش دمو

خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

خوشبختی بهتر است یا ثروت؟ آیا شما هم درگیر این کلیشه شده‌اید که پول خوشبختی نمی‌آورد؟ اگر چنین اعتقادی دارید، باید شما را با واقعیتی جدید آشنا کنیم. جیم ران در کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی به این واقعیت اشاره می‌کند که خوشبختی و ثروت از یک چشمه سرچشمه می‌گیرند. به‌این ترتیب هرگز مجبور نخواهید بود که بین این دو، یکی را انتخاب کنید. جیم ران سعی کرده است در این کتاب با شرح زندگی خود و اتفاقاتی که باعث شدند تمام وضع او دگرگون شود، با کسانی که این کتاب را می‌خوانند، نگرشی جدید نسبت به کامی

اگر هنوز هم فکر می‌کنید باید بین ثروت و خوشبختی یکی را انتخاب کنید، باید کتاب هفت اصلی دستیابی به ثروت و کامیابی را بخوانید. جیم ران در این کتاب نگرش شما نسبت به ثروت را به کل تغییر می‌دهد.

شناسنامه خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

عنوان کتاب: هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی عنوان کتاب به زبان اصلی: ۷ Strategies for Wealth & Happiness: Power Ideas from America's Foremost Business Philosopher نویسنده: جیم ران نوع کتاب: خلاصه کتاب صوتی امتیاز کتاب: ۴.۸ از ۵ (Amazon)، ۴.۴۹ از ۵ (Good reads)، ۴.۱ از ۵ (Audible)

اهداف خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

جیم ران در کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی به خوانندگان خود می‌آموزد که ثروت و خوشبختی از یک چشمه منشعب می‌شوند. او سعی کرده است تا در این کتاب اصول رسیدن به این سرچشمه را به خوانندگان خود معرفی کند. در این کتاب خواهید آموخت که: قدرت افکارتان را آزاد کنید، به‌دنبال افزایش دانش خود باشید، با استراتژی‌هایی خاص امور مالی‌تان را کنترل کنید، معجزه رشد شخصی را بیاموزید، مدیریت زمان را اجرایی کنید، ارتباطات قدرتمندی ایجاد کنید، و در نهایت هنر زندگی را به‌خوبی بیاموزید.

درباره نویسنده خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

امانوئل جیمز ران، معروف به جیم ران، سرمایه‌گذار، نویسنده و سخنران معروف آمریکایی در ۱۷ سپتامبر ۱۹۳۰ در یاکیما، واشنگتن متولد شد. جیم ران یکی از آن‌دسته کارآفرینانی بود که کالج را تنها یک سال پس از شروع، ترک کرد و ترجیح داد که کار کند. او در قسمت منابع انسانی یک فروشگاه مشغول به‌کار شد. به گفته ران، ملاقات با شخصیتی به نام ارل شوف دیدگاه و زندگی او را نسبت به سرمایه‌گذاری و کار عوض کرد. نقطه اوج زندگی ران، کار به‌عنوان منتور در کسب‌وکارهای مختلف بود. او توانست به‌سرعت جای پای خود را در این حوزه محکم کند و حتی شرکت‌های بزرگی مانند استاندارد اویل از او برای سخنرانی دعوت می‌کردند. ران در دسامبر ۲۰۰۹ در سال ۷۹ ساگلی در کالیفرنیا درگذشت. از این نویسنده فقید چهار به‌جا مانده است. هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی، فلسفه زندگی موفق، قدرت آرزو و فصل‌های زندگی از آثار او هستند.

نقد خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

معمولا اکثر افراد نسبت به کتاب‌های انگیزشی و کتاب‌هایی که سعی می‌کنند با تغییر نگرش خوانندگان زندگی آن‌ها را عوض کنند، گارد دارند. اما خبر اینگه این کتاب از قاعده بسیاری از کتاب‌های همرده خود جداست. جیم ران در این کتاب از تجربه زیسته خود حرف می‌زند. او سعی کرده است اصولی که زندگی او را تحت تاثر قرار داده‌اند را با خوانندگان به‌اشتراک بگذارد و آموزه‌های او با استقبال زیادی از طرف منتقدان و خوانندگان مواجه شده‌اند. ران درطول زندگی خود چندین سمینار و کنفرانس برگزار کرد و توانست با آموزه‌های خود زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار دهد. اگر به‌دنبال اثری هستید که به‌دور از کلیشه کتاب‌های انگیزشی، نگرش شما را نسبت به مسائل عوض کند، کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی همان چیزی است که راضیتان خواهد کرد.

جوایز و دستاورد های خلاصه کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی

کتاب هفت اصل دستیابی به ثروت و کامیابی در رده کتاب‌های دایره‌المعارف تجارت در رتبه هشتادویکمین کتاب پرفروش قرار دارد و در فروشگاه کنیدل هم توانسته رتبه ۴۱ کتاب‌های پرفروش رده مدیریت ثروت شخصی را از آن خود کند.

این کتاب مناسب چه کسانی است؟

هر کسی که در زندگی اهداف بزرگی دارد و آرزوهای بلندپروازانه دارد، می‌تواند این کتاب را بخواند و از آموزه‌های آن استفاده کند. این کتاب به شما کمک می‌کند زندگیتان را تغییر دهید و درجهت رشد و شکوفایی حرکت کنید.

صاحب نظران راجع به کتاب چه می گویند؟

چشمه سعادت درون تو! من واقعا معتقدم جیم روح انسانی خارق‌العاده‌ای است که فلسفه او می‌تواند کیفیت زندگی را برای هرکسی افزایش دهد. (انتونی رابینز) تعداد محدودی از افراد می‌توانند مانند جیم توانایی ایجاد انگیزه و تغییر در انسان‌های دیگر را داشته بشند. (تام هاپکینز) جیم ران، یکی از عمیق‌ترین متفکران و افرادی است که ذهن من را باز می‌کند و خوشحالم که فرصتی برای شنیدن حرف‌های او داشته‌ام. (لس براون) جیم ران استاد انگیزشی است. او سبک دارد، جوهر و کاریزما و ارتباط و جذابیت دارد و گفته‌های او تفاوت ایجاد می‌کنند. اگر همه صحبت‌های دوس من جیم ران را بشنوند، دنیا جای بهتری برای زندگی خواهد بود. (مارک ویکتور هانسن)

بخش هایی از متن کتاب

تازه ۲۵ سالم شده بود که با مردی بنام ارل شوف آشنا شدم. در آن زمان اصلاً نمیدانستم این آشنایی تا چه حد زندگی من را تغییر خواهد داد. تا پیش از آن دیدار، زندگی من به طور شرم آوری مانند اکثریت افرادی بود که زندگی آنها خاکستری، همراه با دستاوردهای کم شمار و حتی خوشبختی کمتر از آن بود. من در نزدیکی کرانه رود اسنیک و در فضایی پُرمحبت بین جامعه کشاورزان جنوبغربی آیداهو بزرگ شده بودم. بعد از ترک منزل، تمام وجودم پُر از امیدواری برای به واقعیت تبدل کردن رویاهایم بود. بااینحال، اوضاع دقیقاً آن طوری که انتظار داشتم پیش نرفت. بعد از پایان دوره دبیرستان فوراً به کالج رفتم اما بعد از یک سال از آنجا انصراف دادم. من بیتاب کارکردن و کسب درآمد بودم و تصور میکردم که پیداکردن شغل برایم دشوار نبود. تصوری که درست از آب درآمد. پیدا کردن شغلی دشوار نبود ( در واقع هنوز مانده بود تا تفاوت بین بهبود سبک زندگی و امرار معاش را دریابم.) دیری نگذشت که ازدواج کردم و مانند هر شوهری قولهای بی‎شماری به همسرم دادم. قول‌هایی درباره آینده فوق العاده ای که با هم خواهیم داشت و آیندهای که من آن را چندان دور نمیدیدم. در هر صورت من آدمی بلندپرواز و برای موفقیت بسیار مصمم بودم. من سخت تلاش میکردم و با این شرایط، موفقیت من حتمی بود! یا حداقل اینطوری فکر میکردم ... شروع ۲۵ سالگی من همزمان با کار کردن من به مدت شش سال بود. بنابراین شروع به ارزیابی پیشرفتم کردم. دلهره داشتم که اوضاع دقیقاً بر وفق مراد نبود. کل دستمزد هفتگی من برابر با پنجاه و هفت دلار بود. این میزان درآمد فاصله زیادی با قولهای من داشت و تفاوت آن با مبلغ صورتحسابهای پراکنده روبروی میز لق آشپزخانه حتی بیشتر هم بود. در آن زمان من پدری بودم با مسئولیتهای روزافزون برای تأمین خانواده ام. اما مهمترین بخش قضیه این بود که من رفته رفته و به آرامی به درآمد ناچیزم عادت کرده بودم. اگر صادقانه حرف بزنم باید اشاره کنم که با گذشت هر روز، به جای پیشرفت از نظر مالی در حال پسرفت و سقوط بودم. چیزی باید تغییر میکرد. اما چه چیزی؟ با خودم فکر میکردم که آن تغییر مربوط به سخت کار کردن نیست. این افکار برای من شوک آور بود، زیرا من با این باور رشد کرده بودم که تنها افرادی موفق میشوند که بسیار سخت تلاش میکنند. مثل روز روشن بود که اگرچه من بسیار سخت "تلاش میکردم " اما به نظر میرسید دوران ۶۰ سالگی من مانند بسیاری از افراد دورو برم خواهد بود: افرادی ورشکسته و نیازمند کمک.

دسته بندی
--:--
--:--
  • 15
  • 15
  • ذهن
ذهن
0

0-
  • 15
  • 15
  • 1.0x
تنظیمات سرعت
  • 0.75x
  • 1.0x
  • 1.25x
  • 1.5x
  • 1.75x
  • 2.0x
انصراف