۷ راه برای فرار از فرسودگی شغلی و ایجاد تعادل در زندگی را قبل از هر چیزی یاد بگیریم.

فرار از فرسودگی شغلی
فرار از فرسودگی شغلی

۷ راه برای فرار از فرسودگی شغلی و ایجاد تعادل

تا چندی پیش، برای فرار از فرسودگی شغلی تلاشی نمی کردم. اگر شما از من می خواستید که لیستی از چیزهایی که برایم ارزش دارند را ارائه دهم، هرگز امکان نداشت که خودم را در این لیست بیاورم. این لیست هر آن چه را همیشه می خواسته ام داشت: یک کار فوق العاده، یک ابرمرد و یک زندگی عالی. اما من هیچ زمان یا تلاشی را، برای تبدیل شدن به یک زن قهرمان نداشتم.
اما باید بگویم که من یک شکست داشتم. یک تفکیک کامل ذهنی، جسمی و عاطفی. ترومای در حال تکوین، که من با سال ها کار آنرا نادیده گرفتم و از آن غافل شدم اما بالاخره مرا از پای انداخت. و تنها در چنین زمانی بود که من چاره ای نداشتم جز اینکه خودم را در اولویت قرار دهم.

البته من قبلا هم با مشکلاتی روبرو شده بودم، اما آن اولین فرسودگی شغلی من و شکست های بعدی که در پی آن اتفاق افتاد، مرا به چاه تاریک عمیقی فرو برد که هیچ کس دیگری نمی توانست نجاتم دهد. بنابراین مجبور شدم خودم، برای نجاتم و فرار از فرسودگی شغلی اقدام کنم.

در طی جستجوی شخصی من برای یافتن راهی برای بهبود و ماندنم، آرزو داشتم که یک کتابچه راهنمایی وجود داشت که به من می گفت چگونه بدون از دست دادن شغلم یا خودم، بتوانم موفق به ایجاد تعادل شوم. در این جا هفت گام آورده شده است که من برای فرار از فرسودگی شغلی و کسب موفقیت دنبال کردم. شما هم آنها را امتحان کنید. می دانم که قادر به انجام آنها هستید.

۱- تعادل را برای خود تعریف کنید

تعریف تعادل
تعریف تعادل

چند بار عبارت “تعادل کار / زندگی” را شنیده اید؟ از این اصطلاح متنفرم. اول از همه ببینید که از چه زمانی، زندگی تان رو به زوال رفته است و دچار فرسودگی شغلی شده اید؟ اگر در یک جنبه از زندگی خود خوشحال نیستید، بنابراین در کل خوشحال نیستید.

دوره زمانی. شما یکبار زندگی می کنید. دوم، در مورد شما نمی دانم اما “کار” من، بخش بزرگی از زندگی ام را تشکیل می دهد. فکر کردن در مورد حرفه تان به عنوان چیزی که در تقابل با همه چیزهای جهان است، بدبختی شما را تضمین می کند. تعادل، برای هر کسی می تواند متفاوت باشد.

تعادل، حتی در طول زندگی یک شخص نیز یکسان نیست و تغییر می کند. در حال حاضر، تعادل ممکن است به معنای صرف ۹۰ درصد انرژی شما در حرفه تان باشد. ده سال دیگر، این عدد ممکن است به ۵۰ درصد برسد. همه اینها بستگی به این دارد که در هر زمانی، چه چیزهایی برای شما ارزش دارد، به چه چیزی می خواهید برسید، چه زمانی می خواهید به آن برسید. شما باید در هر فصل از زندگی تصمیم بگیرید که “تعادل” برای شما چه معنی دارد. 

۲- گفتن بله به نه گفتن

بله گفتن به«نه»
بله گفتن به«نه»

اگر شما ظرفیت انجام وظیفه دیگری را ندارید، “بله” گفتن، حرکت اشتباهی است. یک حرکت حتی بدتر این است که “بله” منفعلانه، یا “شاید” بگویید آنهم وقتی می دانید تحقق آن یک معجزه خواهد بود. یک گفته تجاری مکرر وجود دارد که می گوید: “اگر این یک جهنم “بله” نیست ، پس یک” نه” است.

این بدان معنا است که اگر این یک ” شاید “باشد، ” نه “است. اگر برای خودتان کار کنید، توجه داشته باشید زمانی که یک واکنش فوری “شاید” دارید، این امر یک تست لیتموس برای اشخاص است در رابطه با اینکه چه کاری با آن انجام دهند و چه پروژه هایی را به عهده بگیرند، به خصوص اگر شما برای گفتن “بله” به هر چیز تمایل داشته باشد.

اگر برای شخص دیگری کار می کنید، بررسی واکنش تان می تواند به شما کمک کند تا به طرزی واقع بینانه ارزیابی کنید که آیا واقعاً می توانید کارهای بیشتری را انجام دهید یا خیر.

۳- کمتر کار کنید ، بیشتر انجام دهید

کار مفید
کار مفید

من می دانم که برخی از روزهای کاری توسط دیگران (یعنی رئیس و مشتری) به شما دیکته شده است و احتمالاً نمی توان از این تعهدات شانه خالی کرد. اما می توانید و باید با وجدان بیشتری نحوه گذراندن زمانتان و تعادل را انتخاب کنید. به عنوان مثال، از تاریخ دعوت هایی که می پذیرید بسیار آگاه باشید.

اگر این دعوت ها، از جانب رئیس یا مشتری شما باشد چه؟ بله، احتمالاً باید بروید. اما اگر به یک جلسه گروهی دعوت شدید که بعدا می توانید از طریق همکارانتان به یادداشت هایی از صحبت های جلسه دسترسی داشته باشید، این دعوت را نادیده بگیرید. سایرین، در صورتی برای زمان شما ارزش قائل خواهند شد که ابتدا شما برای آن ارزش قائل شوید.

۴- هر روز را با یک هدف شروع کنید نه با صندوق پستی تان

شروع با هدف
شروع با هدف

اگر می خواهید از هر روز بیشترین بهره را ببرید و تعادل خود را حفظ کنید، ابتدا باید بدانید (حداقل تقریباً) روز شما قرار است به چه شکلی شروع شود. البته مواردی پیش می آیند که مانند من، برنامه هفتگی شما تغییرات زیادی داشته باشد. اما داشتن یک فونداسیون، هر فونداسیونی، برای ساختن اولویت های روزتان، زندگی شما را بر ساختاری کارآمدتر شکل خواهد داد.

شما نمی توانید بی نظمی ها را کنترل کنید ( همه ما نسخه های بی نظمی خاص خودمان را داریم)، اما می توانید روی پاسخ به آن کنترل داشته باشید.

۵- مرزها را مشخص کرده و به آنها بچسبید

مرزهای زندگی
مرزهای زندگی

تعیین حرفه ای مرزها، بدان معنا نیست که شما باید بسیار سفت و سخت و انعطاف ناپذیر باشید. به خودتان فرصت دهید تا با ماجراها، پروژه های جدید و ارتباطات حرفه ای عمیق تر روبرو شوید (و درک کنید که بعضی اوقات شما چاره ای جز “بله” گفتن به وظیفه فوری که رئیستان برای شما در نظر گرفته است ندارید).

در ذهن خود زمینه سازی کنید. اگر همکار شما مشکلی دارد، به عنوان یک زن قهرمان، به کمک خواهرتان بشتابید. اما اگر این امر عادی شود و به عنوان کاری همیشگی وقت شما را بگیرد و یا باعث ناراحتی و عدم تعادل شما شود، باید به او بگویید که به تنهایی مشکلش را حل کند.

۶- تلفن خود را کنار بگذارید

حذف گوشی
حذف گوشی

یک فرد بزرگسال روزانه هشتاد بار با تلفنش تماس می گیرد. من نمی توانم به تمام چیزهایی که شما داوطلبانه هشتاد بار در روز انجام می دهید فکر کنم. نه خوردن، نه آغوش و نه حتی لبخند. تلفن های ما می توانند بهترین ابزارهای موجود باشند، اما به شرطی که صرفا به آنها به عنوان ابزارهای زندگی مان نگاه کنیم و به آنها وابسته نشویم و وسواس پیدا نکنیم.

یک برنامه نگهداری فناوری DIY را تنظیم کنید: اخبارتان را از یک روزنامه دریافت کنید به جای اینکه آنها را از طریق گوشی تان دنبال کنید. روی یک ساعت و یک زنگ هشدار سرمایه گذاری کنید، لیست ها را روی کاغذ تهیه کنید، یک ماشین حساب بخرید. زمان آن رسیده است که برخی از این ابزارهای مورد احترام که کار را راه می اندازند (و برخی بهتر از اینها را ) را به جای تلفن استفاده کنید تا به تعادل بیشتری دست یابیم.

۷- قبل از بروز علائم فرسودگی شغلی، از خود مراقبت کنید

مراقبت از خود

صرف وقت برای سلامتی روانی، تنها کاری است که می توانید برای فرار از فرسودگی شغلی انجام دهید. مطمئناً حامیان شما می توانند به شما کمک کنند تا به یک برنامه زمانبندی سلامتی بپیوندید، اما این فقط شما هستید که می توانید تقویم تان را به نحوی مدیریت کنید تا امکان انجام مراقبت از خود را در هر روز داشته باشید. و فقط شما هستید که می توانید بفهمید که بر طبق این برنامه پیش نرفته اید یا اینکه شروع به مشاهده اثرات آن کنید.

بسیار مهم است به خاطر داشته باشید، هیچ رازی برای فرار از فرسودگی شغلی وجود ندارد. تعادل، یک مهارت است و شما می توانید مهارت را به دست آورید. البته نه اینکه در هر زمان تعادل داشته باشید، بلکه باید بتوانید زمانی که نیاز دارید تعادل را برقرار کنید.
فرار از فرسودگی شغلی مانند هر مهارت دیگری، برای داشتن مهارت تعادل، همه، حتی اشخاص متخصص نیز باید بارها و بارها تمرین کنند تا صاحب این مهارت شوند. تعادل به طور مداوم در حال حرکت و تغییر است. تعادل فعال است و واقعیت این است که شما باید یک مشارکت کننده، فعال باشید. این تمام کاری است که شما باید انجام دهید. همیشه این را به خاطر داشته باشید!

مقاله عالی و پر تکنیک چگونه با وجود کار بسیار زیاد دچار فرسودگی شغلی نشویم را پیشنهاد می کنم.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید