چرا خودگویی منفی برای وجود شما مضر و مخرب است

خودگویی منفی
خودگویی منفی

خودگویی منفی را حذف کنید 

خودگویی منفی
خودگویی منفی

هرکسی که تا به حال در زندگی خود او را ملاقات کرده‌ایم، فرصت‌های نامحدود، روابط بهتر، یک بدن سالم، یک قلب بخشنده، یک ذهن خلاق، مهارت‌های خارق‌العاده و امنیت مالی می‌خواسته‌ است… اگر ما همه این چیزها را می‌خواهیم، پس چطور نمی‌توانیم به آن‌ها دست پیدا کنیم؟
من فکر می‌کنم، علت اینکه بسیاری از ما نمی‌توانند به این اهداف دست پیدا کنند، این است که ما یک ندای درونی حیاتی در ذهن خود داریم که منفی‌باف و متقاعد‌کننده ظاهر شده است. ما خودگویی منفی داریم.

صدای درونی ما در تلاش است تا ما را متقاعد کند به اندازه کافی باهوش نیستیم، قدرت کافی نداریم یا به اندازه کافی خوب نیستیم تا بتوانیم هرکاری که می‌خواهیم در زندگی خود انجام دهیم.

این دشمن ناپیدا، مخرب بوده و در ذهن ما سکنی گزیده و ما را از دنبال کردن زندگی که مستحقش هستیم بازمی‌دارد. این دشمن ما را به چاه پریشانی و افسردگی میندازد.
اگر بخواهیم از نهایت توان خود استفاده کنیم، باید کنترل این ندای درونی را در دست بگیریم و یاد بگیریم چطور می‌توان افسارش را به دست گرفت و آن را به یک نیروی مثبت بدل کرد.
پیش از اینکه بتوانیم افسار خودگویی منفی را در قالب یک نیروی مثبت به دست بگیریم، باید در ارتباط با این نیرو، کمی بیشتر یاد بگیریم. چهار نوع متفاوت از خودگویی وجود دارد.

انواع خودگویی‌های منفی

خود منفی گویی
خود منفی گویی

مطابق با یافته‌های کلینیک مایو، چهار نوع از خودگویی منفی وجود دارد:
• فیلترسازی
• شخصی‌سازی
• مصیبت‌بخشی
• قطبی‌سازی

فیلترسازی

بزرگ نمایی
بزرگ نمایی

شما جنبه منفی هر موقعیتی را بزرگ‌نمایی می‌کنید. برای مثال، شما این هفته ۳ پوند (۱.۳ کیلوگرم) اضافه وزن داشته‌اید. شما روی این مسئله تمرکز می‌کنید و فراموش می‌کنید که همین ماه موفق شده بودید، ۲۰ پوند (۹ کیلوگرم) وزن کم کنید.

شخصی‌سازی

شخصی سازی
شخصی سازی

شما همواره خودتان را برای هرچیزی مقصر می‌دانید. برای مثال، می‌شنوید که تمرین فوتبال شما لغو شده است و تصور کنید به این دلیل لغو شده که هیچ‌کس نمی‌خواهد شما را دور و برش ببیند.

مصیبت‌بخشی

خودمنفی نگری
خودمنفی نگری

شما همواره انتظار بدترین‌ها را دارید. برای مثال، امروز صبح یکی از لاستیک‌های اتومبیل‌تان پنچر شده و تصور می‌کنید ادامه روز برای‌تان جهنم خواهد بود.

قطبی‌سازی

شما همه‌چیز را بسیار خوشایند می‌بینید یا بسیارناخوشایند. برای مثال، از دست پسرتان عصبانی می‌شوید و کنترل‌تان را از دست می‌دهید؛ ازینرو، والد بسیاری بدی هستید.

دفعه بعدی که متوجه شدید در حال خودگویی منفی هستید، از خودتان بپرسید:

تبدیل افکار منفی به مثبت
تبدیل افکار منفی به مثبت

 

• آیا من وجه مثبت این معضل را فیلتر می‌کنم؟
• آیا من خودم را برای هرچیزی که روی آن کنترل ندارم، مقصر می‌دانم؟
• آیا همیشه انتظار بدترین‌ها را دارم؟
• آیا من به همه‌چیز سیاه و سفید نگاه می‌کنم؟
اگر پاسخ‌تان به یکی از سوالات فوق، بله بود، یک گام به عقب بردارید و بررسی کنید ببینید چه کاری از دست‌تان برمی‌آید تا نحوه تفکر منفی‌تان را مثبت کنید.
در اختیار گرفتن کنترل این افکار پیش‌ از اینکه به باور و اعتقاد بدل شوند، اهمیت بسیار زیادی دارد. یک باور چیزی است که درباره آن اطمینان دارید و هیچ شکی ندارید که صحت دارد. هرچه زودتر بتوانید از شر این افکار منفی راحت شوید، سریع‌تر می‌توانید زندگی و کسب‌وکار‌تان را رو به جلو حرکت دهید.

با تمرکز روی نکات مثبت زندگی به اندازه نکات منفی ،زندگیمان را دگرگون کنیم

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید