خلاصه کتاب ظلمت در نیمروز

خلاصه کتاب ظلمت در نیمروز

کتاب ظلمت در نیمروز نشان می‌دهد چه اتفاقی میفتد که جامعه با توتالیتاریسم روبرو می‌شود! وقتی رهبری پارانویا شده (روان گسیخته) و اعتماد به نهادهای عمومی به آرامی از بین می‌رود، ما از خود می‌پرسیم: «آیا می‌توانیم به رهبران سیاسی خود اعتماد کنیم؟ آیا دولت به فکر مردم است؟ آیا ما اطلاعاتی که رسانه‌ها به ما ارائه داده‌اند را باور داریم؟ چطور می‌توانیم بین دروغ و حقیقت تمایز قائل شویم؟»

برای مطالعه خلاصه کتاب ظلمت در نیمروز با ما همراه باشید.

مشخصات کتاب ظلمت در نیمروز

  • عنوان اصلی: Darkness at Noon
  • نویسنده: آرتور کستلر
  • کشور: بریتانیا
  • سال انتشار: ۱۹۴۱
  • ژانر: رمان
  • مناسب برای: بزرگسالان
  • مترجم و انتشارات: این کتاب در ایران توسط ناشران و مترجمان بسیاری کار شده است.
  • امتیاز کتاب: ۴.۰۵ از ۵ (بر اساس وبسایت goodreads.com)

درباره کتاب ظلمت در نیمروز

در سال ۱۹۱۷، انقلاب اکتبر در روسیه، سیستم حکومتی این کشور را سرنگون کرد و منجر به جنگ داخلی بین قرمزهای انقلابی (یا کمونیست‌ها)، تحت رهبری «ولادیمیر لنین» و سفیدهای ضد انقلاب شد. قرمزها (به بلشویک معروف شدند) پیروز شدند و در سال ۱۹۲۲ اتحاد جماهیر شوروی یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تأسیس شد.

در دهه ۱۹۲۰، پس از مرگ لنین، جوزف استالین به قدرت رسید و تلاش کرد تا از طریق برنامه‌ای پنج ساله که در آن دولت کنترل همه مشاغل و مزارع را نیز به دست می‌گرفت، به سرعت مناطق روستایی را صنعتی کند.

در حالی که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی فوق العاده سریع صنعتی شد، این سیاست منجر به قحطی و همچنین سرکوب خشونت آمیز شد. این موضوع محاکمات نمایشی مسکو در سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ را نشان می‌دهد. استالین می‌خواست هرگونه مخالفت را از بین ببرد، به ویژه در میان پیروان لئون تروتسکی که امیدوار بود به جای تمرکز بر سرزمین مادری، به گسترش انقلاب در خارج از کشور ادامه دهد.

اما استالین می‌خواست پشتیبانی توده‌ها را حفظ کند تا به جای اینکه موج جدیدی از وحشت را در جامعه ایجاد کند. در طول دادگاه‌های نمایشی، بلشویک‌های سابق مؤظف بودند در دادگاه‌های عمومی اعترافات دروغینی در مورد جنایات خود اعلام کنند و تحقیر و تمایل خود را برای اعدام نشان دهند.

حتی پس از قحطی و خشونت فزاینده سال‌های ابتدایی، بسیاری از مردم چپ گرا در غرب که از احتمال عملی شدن سوسیالیسم بسیار هیجان زده بودند، هنوز بر این عقیده بودند که باید از اتحاد جماهیر شوروی حمایت شود.

این افشای تکان دهنده، محاکمه‌های نمایشی است که برای بسیاری از مردم از جمله آرتور کستلر (نویسنده کتاب)، آخرین چیزی بود که آن‌ها را مجبور می‌کرد تا از تعهد خود به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و در مواردی به خود کمونیسم عقب نشینی کنند. داستان دوران سرکوب استالین، پیش زمینه‌ای برای نوشتن کتاب ظلمت در نیمروز بود.

درباره کتاب ظلمت در نیمروز

خلاصه کتاب ظلمت در نیمروز

پلیس مخفی روسیه، معروف به NKVD، نیمه شب روباشوف را دستگیر می‌کند. از دو مردی که او را دستگیر می‌کنند، یکی از آن‌ها تقریباً هم سن و سال روباشف است و با احترام خاصی با او رفتار می‌کند،اما فردی که کوچک‌تر بود، بی روح و پرخاشگر است و باعث می‌شود روباشوف به این نتیجه برسد که جوانان امروزی وحشی هستند.

به طرز عجیبی، حبس در ابتدا برای روباشف یک تسکین محسوب می‌شود زیرا به این معنی است که او دیگر نگران دستگیری نیست. او کاملاً انتظار دارد تا زمان تیرباران در سلول انفرادی نگهداری شود. مردی که در سلول کناری او است، زندانی شماره ۴۰۲ نام دارد.

آن‌ها با ضربه زدن یا کوبیدن بر روی دیوار مشترک خود، شروع به برقراری ارتباط از طریق کد دستگیره می‌کنند و کلمات و عبارات را به صورت رمز بیان می‌دارند. طولی نمی‌کشد که روباشوف می‌فهمد که او هیچ نقطه اشتراکی با شماره ۴۰۲ ندارد و او خوشحال است که یکی از کمونیست‌هایی که از او متنفر می‌باشد، دستگیر شده است.

با این وجود، آن‌ها با همکاری خود شروع به کار می‌کنند و سرانجام با هم رد و بدل‌هایی کرده و در مورد هم زندانیان و سابقه آن‌ها اطلاعاتی به دست می‌آورند. روباشف زمان زیادی را صرف تفکر در زندگی گذشته خود می‌کند. او در گذشته وظایف دشوار و خطرناکی را انجام داده بود و حتی وفاداری خود را به حزب و اهدافش ثابت کرده بود.

اخیراً او در مورد این وفاداری تجدید نظر کرده است زیرا حزبی که زمانی به آن اعتقاد داشت، به چیز متفاوتی تبدیل شده است و با دو دهه اعدام‌های جمعی و مرگ میلیون‌ها نفر، جامعه آرمانشهری که به او وعده داده شده بود، هنوز هم به همان اندازه دور از دسترس بود.

مثل همیشه روباشف بین وفاداری مداوم و وجدان خودش درگیر است زیرا به هیچ وجه به او نمی‌گویند که چشم انداز حزب دقیقاً چه چیزی بوده است. روباشوف در تلاش است تا خود را در متن تاریخ قرار دهد. مارکسیست‌ها چگونه بلشویک‌های قدیمی و خود او را به طور خاص تفسیر می‌کنند؟

بعد از حدود یک هفته زندان، روباشف را برای اولین جلسه دادرسی خود می‌آورند و دادگاه توسط کسی که او را می‌شناسد و با او دوست بوده ریاست می‌شود. ایوانف یک کهنه سرباز جنگ داخلی و یک بلشویک قدیمی است. همه چیز مثبت به نظر می‌رسد و ایوانف که به زندگی روباشف مدیون است، اگر بخواهد می‌تواند حکم او را کاهش دهد.

معرفی کتاب کافکا در کرانه

اثری خواندنی از هاروکی موراکامی

اکنون بخوانید

او به روباشف می‌گوید که اگر به اتهامات علیه خود اعتراف کند، حکم او به جای اعدام، به پنج یا ده سال در اردوگاه کار اجباری کوتاه می‌شود. این اتهامات به او وارد نیست زیرا روباشوف در واقع کاری انجام نداده است. به نظر می‌رسد هر دو مرد این را موضوع را به خوبی می‌دانند.

روباشف به ایوانف می‌گوید که از این بازی‌ها خسته شده است اما ایوانف از او می‌خواهد که درباره آن فکر کند تا هر دو بتوانند به اندازه کافی زنده بمانند تا شاهد مدینه فاضله‌ای باشند که هر دو برای ایجاد کل زندگی خود برای آن تلاش کرده‌اند. ایوانف و رئیسش «گلتکین» درباره وضعیت روباشوف گفتگو می‌کنند.

گلتکین طرفدار حکومت است و فردی بی‌رحم می‌باشد که مجبور به اعتراف از زندانیان است اما ایوانف به او اطمینان داده که روباشوف به این نتیجه می‌رسد که اعتراف تنها کار منطقی است. گلتکین ناراضی است، او هرگز چیزی غیر از کار وحشیانه در مورد اقناع توده‌ها ندیده است.

گلتکین مسئولیت بازجویی روباشف را بر عهده می‌گیرد و بلافاصله از برخی مجازات‌های بدنی وحشیانه که به شدت طرفدار آن است، استفاده می‌کند. کمبود خواب و تاباندن چراغ در صورت روباشف برای ساعت‌ها از جمله این موارد هستند. هیچ یک از این روش‌ها مؤثر واقع نمی‌شوند تا زمانی که روباشف از کشته شدن ایوانف مطلع می‌شود.

خبر مرگ ایوانف عزم او را می‌شکند و باعث می‌شود اعتراف کند. او نمی‌تواند به فکر بسیاری از کارگزارانی باشد که خودش در طول زندگی حرفه‌ای به آن‌ها خیانت کرده است. با این حال، گلتکین تصمیم می‌گیرد او را علی رغم اعتراف تحت شکنجه قرار دهد. اعتراف مانع از اعدام دولت نمی‌شود.

تقارن بین نجابت اخلاقی نسل قدیم و بی‌رحمی نسل جدید، مصائبی است که انقلابیون تحت رهبری جدید جوزف استالین تجربه کرده‌اند. استالین به هم انقلابیون سابق خود خیانت کرد و آن‌ها را تا حد مرگ شکنجه نمود.

خلاصه کتاب ظلمت در نیمروز

نقد کتاب ظلمت در نیمروز

ظلمت در نیمروز کتابی است که در لیست ۱۰۰ رمان برتر قرن قرار گرفته است. نفوذ قدرتمندی که این کتاب در جهان داشت، واقعاً چشمگیر بود. این رمان از برخی جهات، نقدی است بر نحوه استفاده از ماشین آلات کمونیستی در دوره قبل از جنگ جهانی دوم! این کتاب یک زمینه تاریخی بسیار معناداری را نشان می‌دهد.

آرتور کستلر، نویسنده مجارستانی با اصالت یهودی، برنده جایزه سونینگ و کمونیست سابق بود. او با داشتن این پیشینه مانند اینکه هیچکس نمی‌دانست که سیستم از درون چگونه است، تصمیم گرفت حزب را ترک کند و کتاب ظلمت در نیمروز را در سال ۱۹۴۰ منتشر کند.

این رمان سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ در اتحاد جماهیر شوروی را روایت می‌کند و دوره‌ای از دوران رهبری استالین را به نام «پاکسازی بزرگ» توصیف می‌کند. در نیمروز با دستگیری ناگهانی روباشف، بلشویک پیر می پردازد که خود از طرفداران حکومت بود.

ظلمت در نیمروز، اغلب به عنوان یک رمان سیاسی طبقه بندی می‌شود و از دیدگاه سوم شخص نوشته شده است. طرح داستان در اطراف روباشف گسترش می‌یابد، شخصیت اصلی و خواننده می‌توانند تنش حوادث توصیف شده را از طریق مونولوگ‌های داخلی روباشف و همچنین با کمک توصیفات دقیق رفتار شخصیت‌های جانبی احساس کنند.

روایت‌های کتاب پیچ و تاب‌های پیچیده‌ای ایجاد می‌کنند. ذکر این نکته مهم است که کوستلر مستقیماً از رهبران شوروی انتقاد نمی‌کند و هیچ اسمی را ذکر نمی‌نماید. روباشف نمادی از پایان دوره بلشویک‌های قدیمی است که فقط از آن‌ها به عنوان فیلسوف یاد می‌شود، تصویری در یک قاب که در هر خانه‌ای آویزان بود و به طور غیرمستقیم توصیف لنین و دیگر نمایندگان که اعضای اولین کنگره بودند را نشان می‌داد.

به نظر می‌رسد روباشوف آخرین کسی است که پس از یک سری مرگ ناگهانی، دادگاه‌های نمایشی مسکو و تغییر سیاست‌های کشور، در کنگره جدید زنده مانده است. ظاهراً بیشتر اعضای اولین کنگره سیاست جدید، اتحاد جماهیر شوروی را کاملاً تأیید نکردند. درباره خود روباشف اینگونه توصیف می‌شود که به شدت از حزب ناامید است اما به نام کمونیسم به کار خود ادامه می‌دهد.

پس از زندانی شدن، دو انتخاب به همان اندازه مهلک به او داده می‌شود، اعتراف علنی به جنایاتی که مرتکب نشده است (به عنوان مثال کار علیه حزب) یا بدون اعتراف عمومی اعدام شود. واضح است که او فردی است که هر دو گزینه برایش تأسف آور هستند. کوستلر بسیار ظریف توصیف می‌کند که چگونه روباشوف خود یک فرد حکومتی بود.

روباشوف سپس زندگی خود را دوباره ارزیابی می‌کند. آیا این همان چیزی بود که او از صمیم قلب می‌خواست! تنها چیزی که می‌توان با اطمینان صد در صدی گفت، این است که اکنون هیچ راه فراری نیست.

او و دیگر بلشویک‌های قدیمی چیزی را خلق کردند که به نظر آن‌ها بسیار درست و روشن بود اما معلوم شد که این موضوع یک هیولایی کشنده می‌باشد که در خون قربانیان بی‌شمار خود پنهان شده است.

روباشوف در کنار سربازی از ارتش استالین زندانی می‌شود. او قبل از زندان به مبارزه با چنین افرادی می‌پرداخت اما اکنون آن‌ها در دام یکدیگر قرار گرفته‌اند و دیگر فرصتی برای به دست آوردن آزادی ندارند. این کتاب یک طنز غم انگیز از سیستم سیاسی است.

متأسفانه، داستان این کتاب در بیشتر قسمت‌های قرن ۲۰ برای بسیاری از مردم واقعیت داشت. بنابراین، باید به اهمیت زمینه تاریخی رمان توجه نمود. قرن بیستم خود دوره کاملاً پیچیده‌ای است.

در بخش اول آن، دو کشور قدرتمندی ظاهر شدند، آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی! در تبلیغات اخیر، آلمان به عنوان یک مکان دیکتاتوری، ترس و شر ظاهر شد. کستلر در کتاب ظلمت در نیمروز نشان می‌دهد اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیاستی شبیه به آلمان نازی را داشته اما از دید شهروندان پنهان مانده بود.

این کتاب از محدودیت‌های معمول فراتر می‌رود و ممکن است به عنوان یک گفتمان اصلی در فلسفه سیاسی خوانده شود که با چنین قدرت نمایشی، با چنین گرمای احساسی و با چنین سادگی اقناعی نوشته شده باشد.

درس‌هایی از کتاب ظلمت در نیمروز

درس‌هایی از کتاب ظلمت در نیمروز

انتشار رمانی از این دست، در آن زمان از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار بود. اول از همه، در آن زمان بسیار دشوار بود که بدانیم سیستم شوروی از درون چگونه است زیرا منابع باز کمی وجود داشتند.

نویسنده این اطلاعات را به راحتی در دسترس قرار داده و حوادث واقعی را در رمان خود روایت می‌کند. اول از همه، کستلر موفق شد سیستم را مانند هر فرد دیگری توصیف و ارائه دهد، سیستمی بی‌رحم، خونخوار و بدون هیچ گونه مصالحه!

نویسنده همچنین اشاره می‌کند که ایده‌های اصلی اتحاد جماهیر شوروی با نتایجی که به دست آورده‌اند، متفاوت است. رویاهای آرمانشهر درباره جامعه‌ای کامل، اندکی پس از آنکه استالین رهبر جدید این کشور شد، کمرنگ شد.

سوم اینکه، خواندن رمان آسان نیست اما به طور دقیق احساسات و عواطف زندانی روباشوف را توصیف می‌کند که با انتخاب غیر ممکن بین دو نوع مرگ روبرو است. توجه به این نکته مهم است که برخی از آثار همچنان به مقاومت در برابر هرگونه تبلیغات ادامه می‌دهند و رژیم را توصیف می‌کنند.

خلاصه کتاب پیرمرد و دریا

اثری خواندنی از ارنست همینگوی

اکنون بخوانید

قدردانی بزرگ تاریخی و ادبی باید به چنین نویسندگان و آثار آن‌ها اختصاص یابد. کستلر که جهان را در داخل و خارج از ماشین شوروی می‌دید و قدم گذاشتن در این مسیر را برگزید. همین جنبه‌هاست که رمان را هرچه بیشتر دوست داشتنی و پرتحرک می‌کند.

در قرن بیست و یکم، هنوز هم می‌توانیم از کتاب ظلمت در نیمروز استفاده کنیم. این نوعی ادبیات است که شایسته ارزش گذاری و قدردانی دارد. این رمان می‌تواند به عنوان یک درس (یا هشدار) مورد توجه قرار گیرد زیرا مشکلات گذشته را به ما نشان می‌دهد که نباید در زمان حال یا در آینده تکرار شود.

این کتاب انتخاب برای کسی مناسب است که ادبیات با کیفیت بالا را می‌داند و می‌خواهد در مورد اتحاد جماهیر شوروی، انقلاب‌ها و به طور کلی تاریخ بیشتر بیاموزد. خوانندگان کتاب ظلمت در نیمروز ممکن است یک تمایل ناگهانی برای ارزیابی مجدد امیدهایی که به دولت خود و به طور کلی جامعه دارند را احساس کنند.

به علاوه، این کتاب باعث می‌شود که شخص ببیند چقدر مهم است که نگذاریم وقایع دوران استالین تکرار شوند. رهبری‌های بی‌رحمانه، نهادهای عمومی غیرقابل اعتماد و ماشین‌های دیکتاتوری متوقف نشدنی، آیا ما واقعاً از آن‌ها محافظت می‌کنیم؟ ما نسل‌هایی هستیم که به انواع منافع اجتماعی و مادی خود عادت کرده‌ایم. پس این بدان معناست که ما باید کتاب ظلمت در نیمروز را بارها و بارها بخوانیم.

جملات معروف از کتاب ظلمت در نیمروز

«تاریخ نبض آهسته داشت.»

«واقعیت این است، من دیگر به عصمت خودم اعتقادی ندارم. به همین دلیل گم شده‌ام.»

«این اصل که هدف وسیله را توجیه می‌کند، تنها قاعده اخلاق سیاسی است و باقی می‌ماند. هر چیز دیگری فقط یک پچ پچی مبهم است و بین انگشتان فرد ذوب می‌شود.»

«عزت نجابتی بدون پوچی است.»

«تاریخ هیچ احتیاط و هیچ تردیدی نمی‌شناسد. بی‌تحرک و بی‌حال به سمت هدف او جریان می‌یابد. تاریخ همیشه می‌داند و هیچ اشتباهی نمی‌کند.»

«هیچ چیز در زندان از هوشیاری فرد بی‌گناه بدتر نیست. از سازگاری جلوگیری می‌کند و روحیه فرد را تضعیف می‌نماید.»

«فقط یک فضیلت انقلابی بود که او آموخته است، فضیلت خودفریبی.»

«شاید او خودش را نمی‌شناخت، مثل تمامی عقاید فکری اش.»

«اما چه کسی حق را ثابت خواهد کرد؟ فقط بعداً مشخص خواهد شد. در همین حال، او به امید انحلال تاریخ روح خود را به شیطان می‌فروشد.»

«آن‌ها رویای قدرت را با هدف از بین بردن آن دیدند. حکومت بر مردم برای از بین بردن آن‌ها از عادت حاکمان است.»

جماات معروف از کتاب ظلمت در نیمروز

درباره نویسنده کتاب ظلمت در نیمروز

آرتور کستلر در خانواده‌ای مجارستانی یهودی متولد شد که از نظر اقتصادی در سطح متوسطی به سَر می‌بردند. وی در دانشگاه وین تحصیل کرد و متعاقباً روزنامه نگار شد و گزارش‌های خود را در خاورمیانه، پاریس و برلین ارائه کرد.

در پایان سال ۱۹۳۱، او درخواست عضویت در حزب کمونیست آلمان را داد. در طول جنگ داخلی اسپانیا، هنگامی که به عنوان مأمور شوروی به اسپانیا رفت، کستلر دستگیر شد و مدتی را در زندان گذراند.

وی در نتیجه با پیمان عدم تعدی نازی شوروی در سال ۱۹۳۸ و افشای دادگاه‌های نمایشی مسکو، به آرامی از کمونیسم ناامید شد. مورد اخیر به ویژه منجر به نوشتن کتاب ظلمت در نیمروز است. در سال ۱۹۳۹، هنگامی که وی رمان را می‌نوشت و با معشوق خود دافنه‌‌ اردی در پاریس زندگی می‌کرد، کستلر به ظن کار در اتحاد جماهیر شوروی دستگیر و به یک اردوگاه داخلی منتقل شد.

وی به انگلیس فرار کرد و برای فرار از دستگیری به لژیون خارجی فرانسه پیوست و سرانجام در سال ۱۹۴۸ به تابعیت انگلیس درآمد. تا پایان عمر، انتشار رمان، خاطرات و آثار انتقادی خود را ادامه داد.

مقالاتی که با عناوین یوگی و کمیسار (۱۹۴۵) و خدایی که شکست خورد (۱۹۴۹) را نوشت که سرخوردگی او از کمونیسم را نشان می‌دهد. سرانجام، کستلر به خصوص به خلاقیت، عرفان و رابطه این مفاهیم با علم علاقه مند می‌شود. در پایان زندگی، او به بیماری پارکینسون مبتلا شد. وی از هواداران صریح اتانازی بود و در سال ۱۹۸۳ او و همسر سومش سینتیا با مصرف بیش از حد قرص خود را کشتند.

هر کتاب تجربه‌ای متفاوت است که دیدگان خواننده را به روی عمیق‌ترین رویدادهای زندگی باز می‌کند!

همین الان اپلیکیشن ذهن رو دانلود کن 👇

دانلود سرگذشت ندیمه

2 دیدگاه‌ها

    • ممنون از حسن توجه شما
      بله این کتاب بازگو کننده رخدادهای دوره استالین است اما در قالب داستان، تحلیلی بر این دوران نیز دارد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید